ویکتور هوگو

اول از همه برات آرزو مندم که عاشق شوی
و اگر هستی کسی هم به تو عشق بورزد
و اگر اینگونه نیست تنهائیت کوتاه باشد
وپس از تنهائیت نفرت از کسی نیابی
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید اما اگر پیش آمد
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی
از جمله دوستان بد و ناپایدار
برخی نادوست و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد

وچون زندگی بدین گونه است
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی
نه کم ونه زیاد درست به اندازه
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد
که دستکم یکی از آن ها اعتراضش به حق باشد
تا که زیاده به خودت غره نشوی
و نیز آرزومندم مفید فایده باشی

نه خیلی غیر ضروری
تا در لحظات سخت

وقتی که دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تورا سر پا نگه دارد
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباه کوچک می کنند

چون این کار ساده ای است
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ وجبران ناپذیر می کنند
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی
و امیدوارم اگر جوان هستی

خیلی به تعجیل رسیده نشوی
و اگر رسیده ای به جوان نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری تسلیم نا امیدی نشوی
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
ولازم است بگذاریم در ما جریان یابند

امیدارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی
وبه آواز یک سهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد
چرا که به این طریق
احساس زیبایی خواهی یافت به رایگان

امیدوارم که دانه ای را هم بر خاک بفشانی
هر چند خرده بوده باشد

وبا روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد

بعلاوه آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی

وبرای این که سالی یکبار
پولت را جلوی رویت بگذاری و بگویی این مال من است
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است

و در پایان اگر مرد باشی آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی شوهر خوبی داشته باشی

که اگر فردا خسته باشید یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم

انسان و طبیعت




































آخرین روزهای بهار

بهارم  را بهاری کن

زیباست خلقت بی نهایت خداوند

وتوصیف ناپذیر است زایش جهان

دیشب  باران زد و ما را  و روح ما را لطیف کرد

   و

روح مرا پرواز داد

و من همچون کبوتر جلد این جهان نرفته به این دنیا برگشتم..

امروز صبح وقتی که از میان بوته زار وجنگل مصنوعی عبور کردم بوی زمین وخاک خیس خورده مستم کرد

بوی نم و نمناکی زمین و درخت و بوته ها مرا به دشت انگمار برد و اگر تو بدانی که انگمار چه دشتی است؟

راستی تا دیر نشده باید بگویم امروز روز آخر ماه اسغفار ُ ماه رجب المرجبه و به نوعی اخرین روزهای بهار

بهاری باش

من در بهار هم زاده شدم وهم زاییده

تو در بهار زیستی و هم به بهار زینت داده ای

از ترنم بهارگونه ات مستم و با تو بهار در بهارم

 بهارم

بهاری باش

بهارم  باش بهارم باش بهارم باش  و...

 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 
 بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
 
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

 

 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 

 آسمان آبی و ابر سپید
 
برگهای سبز بید
 

 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 
 عطر نرگس، رقص باد
 
نغمه شوق پرستوهای شاد
 

 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 
 
 خلوت گرم کبوترهای مست
 
نرم نرمک می رسد اینک بهار
 

 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 

 خوش به حال روزگار
 
خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها


 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 

 خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
 
خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
 

 

 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 
 خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
 
خوش به حال جام لبریز از شراب
 


 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 
 خوش به حال آفتاب
 
ای دل من گرچه در این روزگار
 

 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 
 
 جامه رنگین نمی‌ پوشی به کام
 
باده رنگین نمی ‌بینی به جام

 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 
 
 نقل و سبزه در میان سفره نیست
 
جامت از آن می که می ‌باید تهی است


 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب


 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

 
 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 
 

فریدون مشیری

بهاری باش
مهربان

اتم برای توسعه پايدار و پرستيژ/کیهان برزگر


از ديدگاه غرب گروه هاي افراطي و خشونت طلب از جمله القاعده مرکز اصلي فعاليت خود را در مناطق عربي قرار داده اند. لذا تضمين امارات به آمريکا و غرب براي حفظ و امنيت مواد هسته اي و جلوگيري از دسترسي اين گروه ها به آنها از اهميت فوق العاده اي برخوردار است.



امارات متحده عربي نخستين راکتور اتمي خود را طبق برنامه اعلام شده تا سال 2017 در شهر ابوظبي راه اندازي مي کند. در همين چهارچوب، نخستين کنفرانس بين المللي مبارزه با "تروريسم هسته اي" در 29 ژوئن 2010 (8 تيرماه 1389) در شهر ابوظبي برگزار مي شود.
    
هدف اصلي از برگزاري اين کنفرانس تاکيد بر مسئوليت هاي جهاني اين کشور کوچک عربي حوزه خليح فارس در روند فعاليت هاي هسته اي خود است. برنامه اتمي امارات متحده عربي با دو هدف اصلي ايجاد توسعه پايدار و کسب پرستيژ منطقه اي و جهاني آغاز شد.

 در مورد هدف اول بايد اذعان داشت که آينده توسعه و رشد اقتصادي پايدار جوامع عربي حوزه خليج فارس به استفاده از انرژي هسته اي به عنوان انرژي جايگزين نفت و گاز بستگي دارد. تصوير پايان ذخاير انرژي فسيلي در دهه هاي آينده و عدم جايگزيني آن با انرژي هاي مطمئن تر و کم هزينه تر، آينده اي تاريک و نامطمئن از روند رشد و توسعه اقتصادي و به تبع آن عدم پويايي و از مرکزيت افتادن مالي و تجاري، سرمايه گذاري هاي خارجي و صنعت توريسم را در کشورهاي عربي حوزه خليج فارس به ذهن متبادر مي سازد.

برهمين مبنا کشورهاي عربي حوزه خليج فارس به درستي از اکنون به فکر استفاده از انرژي جايگزين اتمي افتاده اند. در اين زمينه فرانسه قراردادها و موافقت نامه هايي را براي انتقال فن آوري اتمي با کشورهاي عربستان سعودي، قطر و امارات متحده عربي منعقد کرده است. بر طبق يکي از اين قراردادها، امارات اولين رآکتور اتمي خود را تا سال 2017 راه اندازي مي کند.

هرچند انعقاد قرارداد اتمي فرانسه و امارات انتقادات جدي به همراه داشت، اما به طور عمومي مورد پذيرش غرب قرار گرفت. محور اصلي اين انتقادات اين بود که چون فاصله بين دسترسي به انرژي صلح آميز هسته اي و حرکت به سوي تسليحاتي شدن اتمي بسيار کوتاه است، انتقال تکنولوژي پيشرفته اتمي به يک کشور عربي خاورميانه در نهايت به ضرر منافع غرب تمام خواهد شد. طبق اين ديدگاه، تجربه گذشته نشان داده که کشورها معمولا بعد از دسترسي به تکنولوژي هسته اي به سوي تسليحاتي شدن گام بر مي دارند.

به عنوان مثال همکاري فرانسه با عراق در سال 1975 و همکاري آمريکا با ايران در رآکتور تحقيقاتي دانشگاه تهران منافع غرب را به خطر انداختند. در مورد ايران، زمينه هاي توسعه و پيشرفت هسته اي مستقل و ملي غرب را به شدت نگران کرده است. چنين ديدگاهي نشان مي دهد که غرب به انرژي هسته اي صرفا از زاويه "بازدارندگي" و "تسليحاتي" شدن مي نگرد و استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي توسط کشورهاي غير تسليحاتي و در حال توسعه و پيشرفت را از اين زاويه مدنظر قرار مي دهد.

برگزاري کنفرانس تروريسم هسته اي در امارات با هدف اطمينان دادن به غرب در چهارچوب تاکيد اين کشور بر رعايت استانداردهاي جهاني و همکاري اين کشور در مسير قوانين و مقررات بين المللي موجود –NPT- و مهم تر از آن تاکيد بر پايبندي امارات به مسئله "امنيت هسته اي" و تاکيد بر همکاري اين کشور با "موضع گيري هسته اي اوباما"، " NPR" و "استراتژي امنيت ملي آمريکا" در سال 2010 است.

از ديدگاه غرب گروه هاي افراطي و خشونت طلب از جمله القاعده مرکز اصلي فعاليت خود را در مناطق عربي قرار داده اند. لذا تضمين امارات به آمريکا و غرب براي حفظ و امنيت مواد هسته اي و جلوگيري از دسترسي اين گروه ها به آنها از اهميت فوق العاده اي برخوردار است.

از سوي ديگر دسترسي به تکنولوژي هاي پيشرفته از جمله انرژي هسته اي از لحاظ پرستيژ براي کشورهاي کوچک عربي حوزه خليج فارس مبناي تقويت هويتي و انسجام ملي است. در طي سال هاي گذشته رقابت شديدي بين کشورهاي اين حوزه از لحاظ دسترسي به فن آوري هاي پيشرفته و خبرساز و بهره برداري از طرح هاي استثنايي با موضوعيت جهاني وجود داشته است.

به عنوان مثال متروي تازه تاسيس دوبي و احداث بلندترين برج جهان در اين اميرنشين، تاسيس شبکه "الجزيره" در قطر، برگزاري مسابقات اتومبيل راني فرمول-يک در بحرين، افتتاح شعبه موزه لوور پاريس در ابوظبي، دسترسي به آخرين تسليحات پيشرفته نظامي در نزد عربستان سعودي و مانند اينها همگي نشان از رقابت پرستيژي اين اميرنشين ها در سطح منطقه اي و جهاني است. بي ترديد تاسيس رآکتور اتمي در ابوظبي بر اهميت پرستيژي اين اميرنشين در نزد شيخ نشين ها مي افزايد و مبنايي براي هويت سازي است.

نهايتا در ارتباط با برنامه هسته اي ايران، کشورهاي حوزه خليج فارس چون خود بدنبال انرژي هسته اي هستند، حق مشروع ايران در استفاده از انرژي صلح آميز هسته اي را نيز پذيرفته اند. اما در چارچوب اهداف امنيتي- استراتژيک جهاني، منافع خود را در پيروي از استراتژي هاي غرب و به خصوص آمريکا مي بينند.

حال سوال اين است که چه طور منطق مشابه استفاده از انرژي صلح آميز هسته اي با هدف توسعه و پيشرفت و کسب پرستيژ منطقه اي و جهاني که اولين بار در منطقه توسط ايران از زمان آغاز فعاليت هاي هسته اي اش در 40 سال گذشته مطرح شده مورد قبول غرب قرار نمي گيرد اما همکاري غرب با کشورهاي کوچک منطقه در همين راستا مورد پذيرش است؟ اين جاست که وجود استاندارهاي دوگانه غرب آشکار مي شود که عمده آن متوجه خروج انحصار "غني سازي مستقل اورانيوم" از دست قدرت هاي بزرگ است که ايران با افتخار و با تکيه بر دانش بومي و حفظ استقلال سياسي به آن دست يافته است.

اتم برای توسعه پايدار و پرستيژ/کیهان برزگر


از ديدگاه غرب گروه هاي افراطي و خشونت طلب از جمله القاعده مرکز اصلي فعاليت خود را در مناطق عربي قرار داده اند. لذا تضمين امارات به آمريکا و غرب براي حفظ و امنيت مواد هسته اي و جلوگيري از دسترسي اين گروه ها به آنها از اهميت فوق العاده اي برخوردار است.



امارات متحده عربي نخستين راکتور اتمي خود را طبق برنامه اعلام شده تا سال 2017 در شهر ابوظبي راه اندازي مي کند. در همين چهارچوب، نخستين کنفرانس بين المللي مبارزه با "تروريسم هسته اي" در 29 ژوئن 2010 (8 تيرماه 1389) در شهر ابوظبي برگزار مي شود.
    
هدف اصلي از برگزاري اين کنفرانس تاکيد بر مسئوليت هاي جهاني اين کشور کوچک عربي حوزه خليح فارس در روند فعاليت هاي هسته اي خود است. برنامه اتمي امارات متحده عربي با دو هدف اصلي ايجاد توسعه پايدار و کسب پرستيژ منطقه اي و جهاني آغاز شد.

 در مورد هدف اول بايد اذعان داشت که آينده توسعه و رشد اقتصادي پايدار جوامع عربي حوزه خليج فارس به استفاده از انرژي هسته اي به عنوان انرژي جايگزين نفت و گاز بستگي دارد. تصوير پايان ذخاير انرژي فسيلي در دهه هاي آينده و عدم جايگزيني آن با انرژي هاي مطمئن تر و کم هزينه تر، آينده اي تاريک و نامطمئن از روند رشد و توسعه اقتصادي و به تبع آن عدم پويايي و از مرکزيت افتادن مالي و تجاري، سرمايه گذاري هاي خارجي و صنعت توريسم را در کشورهاي عربي حوزه خليج فارس به ذهن متبادر مي سازد.

برهمين مبنا کشورهاي عربي حوزه خليج فارس به درستي از اکنون به فکر استفاده از انرژي جايگزين اتمي افتاده اند. در اين زمينه فرانسه قراردادها و موافقت نامه هايي را براي انتقال فن آوري اتمي با کشورهاي عربستان سعودي، قطر و امارات متحده عربي منعقد کرده است. بر طبق يکي از اين قراردادها، امارات اولين رآکتور اتمي خود را تا سال 2017 راه اندازي مي کند.

هرچند انعقاد قرارداد اتمي فرانسه و امارات انتقادات جدي به همراه داشت، اما به طور عمومي مورد پذيرش غرب قرار گرفت. محور اصلي اين انتقادات اين بود که چون فاصله بين دسترسي به انرژي صلح آميز هسته اي و حرکت به سوي تسليحاتي شدن اتمي بسيار کوتاه است، انتقال تکنولوژي پيشرفته اتمي به يک کشور عربي خاورميانه در نهايت به ضرر منافع غرب تمام خواهد شد. طبق اين ديدگاه، تجربه گذشته نشان داده که کشورها معمولا بعد از دسترسي به تکنولوژي هسته اي به سوي تسليحاتي شدن گام بر مي دارند.

به عنوان مثال همکاري فرانسه با عراق در سال 1975 و همکاري آمريکا با ايران در رآکتور تحقيقاتي دانشگاه تهران منافع غرب را به خطر انداختند. در مورد ايران، زمينه هاي توسعه و پيشرفت هسته اي مستقل و ملي غرب را به شدت نگران کرده است. چنين ديدگاهي نشان مي دهد که غرب به انرژي هسته اي صرفا از زاويه "بازدارندگي" و "تسليحاتي" شدن مي نگرد و استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي توسط کشورهاي غير تسليحاتي و در حال توسعه و پيشرفت را از اين زاويه مدنظر قرار مي دهد.

برگزاري کنفرانس تروريسم هسته اي در امارات با هدف اطمينان دادن به غرب در چهارچوب تاکيد اين کشور بر رعايت استانداردهاي جهاني و همکاري اين کشور در مسير قوانين و مقررات بين المللي موجود –NPT- و مهم تر از آن تاکيد بر پايبندي امارات به مسئله "امنيت هسته اي" و تاکيد بر همکاري اين کشور با "موضع گيري هسته اي اوباما"، " NPR" و "استراتژي امنيت ملي آمريکا" در سال 2010 است.

از ديدگاه غرب گروه هاي افراطي و خشونت طلب از جمله القاعده مرکز اصلي فعاليت خود را در مناطق عربي قرار داده اند. لذا تضمين امارات به آمريکا و غرب براي حفظ و امنيت مواد هسته اي و جلوگيري از دسترسي اين گروه ها به آنها از اهميت فوق العاده اي برخوردار است.

از سوي ديگر دسترسي به تکنولوژي هاي پيشرفته از جمله انرژي هسته اي از لحاظ پرستيژ براي کشورهاي کوچک عربي حوزه خليج فارس مبناي تقويت هويتي و انسجام ملي است. در طي سال هاي گذشته رقابت شديدي بين کشورهاي اين حوزه از لحاظ دسترسي به فن آوري هاي پيشرفته و خبرساز و بهره برداري از طرح هاي استثنايي با موضوعيت جهاني وجود داشته است.

به عنوان مثال متروي تازه تاسيس دوبي و احداث بلندترين برج جهان در اين اميرنشين، تاسيس شبکه "الجزيره" در قطر، برگزاري مسابقات اتومبيل راني فرمول-يک در بحرين، افتتاح شعبه موزه لوور پاريس در ابوظبي، دسترسي به آخرين تسليحات پيشرفته نظامي در نزد عربستان سعودي و مانند اينها همگي نشان از رقابت پرستيژي اين اميرنشين ها در سطح منطقه اي و جهاني است. بي ترديد تاسيس رآکتور اتمي در ابوظبي بر اهميت پرستيژي اين اميرنشين در نزد شيخ نشين ها مي افزايد و مبنايي براي هويت سازي است.

نهايتا در ارتباط با برنامه هسته اي ايران، کشورهاي حوزه خليج فارس چون خود بدنبال انرژي هسته اي هستند، حق مشروع ايران در استفاده از انرژي صلح آميز هسته اي را نيز پذيرفته اند. اما در چارچوب اهداف امنيتي- استراتژيک جهاني، منافع خود را در پيروي از استراتژي هاي غرب و به خصوص آمريکا مي بينند.

حال سوال اين است که چه طور منطق مشابه استفاده از انرژي صلح آميز هسته اي با هدف توسعه و پيشرفت و کسب پرستيژ منطقه اي و جهاني که اولين بار در منطقه توسط ايران از زمان آغاز فعاليت هاي هسته اي اش در 40 سال گذشته مطرح شده مورد قبول غرب قرار نمي گيرد اما همکاري غرب با کشورهاي کوچک منطقه در همين راستا مورد پذيرش است؟ اين جاست که وجود استاندارهاي دوگانه غرب آشکار مي شود که عمده آن متوجه خروج انحصار "غني سازي مستقل اورانيوم" از دست قدرت هاي بزرگ است که ايران با افتخار و با تکيه بر دانش بومي و حفظ استقلال سياسي به آن دست يافته است.

جاری باش و سبـز

مواظب باش

جاری باش و سبـز
اما مواظب باش
ابلیس زمانه
در برابرت با شادی پایکوبی نکند

جاری باش و سبـز

مواظب باش

جاری باش و سبـز
اما مواظب باش
ابلیس زمانه
در برابرت با شادی پایکوبی نکند

اما شکیبا باش و مشتاقانه و مشفقانه بروی

گاهی وقت ها لازم است

بعضی اوقات لازم می شود

و ...

گاهی اوقات مس رنج را به طلای تجربه تبدیل کنم.

در شهر یزرگ دوده  و دود

در شهر بزرگ دوده  و دود من تک درختی تنها جستم 

اینجا که فکر کوته و دیواره‌ی بلند
افکنده سایه بر سر و بر سرنوشت ما

من سال‌های سال
در حسرت شنیدن یک نغمه‌ی نشاط

در آرزوی دیدن یک شاخسار سبز
یک چشمه، یک درخت

یک باغ پرشکوفه، یک آسمان صاف
در دود و خاک و آجر و آهن دویده‌ام

من تازه

بعد از گذشت سالهای سال

به سرشاخه های تک درختی سبز و بارور

رسیده ام

احمدی‌نژاد و  علت گرانی‌ها

داوود احمدی‌نژاد با بیان اینکه جریان انحرافی با دو هدف به گرانی‌ها اخیر دامن زده است، گفت: گرانی‌های اخیر از اهداف جریان انحرافی برای بی‌عتمادی مردم نسبت به نظام است.

به گزارش مشرق به نقل از فارس ، داوود احمدی‌نژاد برادر رئیس جمهور در حاشیه سفر به شهرستان محمودآباد در مصاحبه  تفصیلی با خبرنگار به سئوالات پاسخ و درباره مسائل و رخدادهای اخیر صحبت‌هایی را بر زبان آورد.

احمدی‌نژاد در ابتدا بیان داشت: بنده در دفتر بازرسی ریاست جمهوری برای برخی از افرادی که دوروبر رئیس جمهور بودند مزاحمت ایجاد می‌کردم. همه سعی و تلاش خود را به کار بستند تا مرا از سر راه خود بردارند.

وی افزود: من بارها تذکراتی شفاهی و کتبی درباره تخلفات آقایان را به شخص رئیس جمهور ارائه کردم ولی کسی به حرف من گوش نکرد و الان می‌بینیم که در پرونده‌های بزرگ اختلاس کشور جریان انحرافی نقش اصلی را ایفا می‌کند.

* در زمان مسئولیت بازرسی ریاست جمهوری چه اقداماتی را درباره افشای عملکرد افرادی که عنوان می‌کنید به انجام رساندید و عکس‌العمل آنها چه بود؟

احمدی‌نژاد: من مانع اقدامات خلاف آنها بودم و اجازه نمی‌دادم کسی با بودن من خلافی مرتکب شود و همه پرونده‌هایی که امروز در سطح ملی درباره سوء‌استفاده‌های مالی مطرح است از این آدم‌ها سرزده است.

من این آدم‌ها رو رصد کردم و اسنادی به دستم رسیده بود که اینها خلافکار هستند و از این رو مانع دسترسی آنها به منابع کشور بودم، اما اینها دست به دست هم دادند و گزارشی حتی با خانم‌های خودشان علیه من تنظیم کردند و به دست کسی دادند که مرا منصوب کرده بود.

* چرا با همه مدارک و اسنادی که شما از خلاف این افراد سراغ داشتید، منصوب‌کننده شما توجهی نکرد؟

احمدی‌نژاد: من بر اساس وظیفه هر مسلمان امر به معروف و نهی از منکر کردم و گفتم که اینها نه تنها به ما بلکه با اسلام، نظام، خدا و پیغمبر مخالفند ولی به حرف من گوش ندادند.

* دلیل این بی‌توجهی چه بود؟

احمدی‌نژاد: خداوند برخی از چیزها را برای ما انسان‌ها تحریم کرده است مثلا مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر چون اینها عقل آدم را تا ساعت‌هایی ضایع می‌کند اما خداوند چیزی بدتر از اینها را که همان غرور است برای ما به شدت تحریم کرده است چرا که غرور مستمر و همیشگی عقل را ضایع می‌کند و آقایان به خاطر غرورشان حرف حق مرا برنتابیدند، نه اینکه حرف حق مرا بلکه حرف همه علما و بزرگان را نیز برنتابیدند.

* اگر حرف شما حق و قانونی بود چرا گوش نکردند؟

احمدی‌نژاد: موقعی که انسان از قالب اصلی خود که تواضع است خارج شود و به غرور برسد قانون خط قرمز او نیست بلکه این افراد هستند که برای او خط قرمز تلقی می‌شوند، در حالی که خط قرمز باید قانون باشد نه افراد و همه افراد باید فدای قانون شوند نه قانون فدای افراد.

* فارس: آقای (م ـ ر) گفته است که دوستان ما مشکلات را جار نزند بلکه به ما اعلام کنند تا رسیدگی کنیم، نظر شما درباره این اظهارنظر چیه؟

احمدی‌نژاد: مقام معظم رهبری می‌فرماید: "با دستمال کثیف نمی‌شود شیشه را پاک کرد"  و حال شما انتظار دارید این آقایان شیشه را پاک کنند؟ اینها خودشان شیشه را کثیف‌تر می‌کنند.

* در گذشته راجع به شکل‌گیری جریان انحرافی و اهداف آنها در کشور صحبت‌های زیادی کردید، واضح‌تر و روشن‌تر در این باره بفرمایید؟

احمدی‌نژاد: جریان انحرافی که در بدنه دولت نفوذ کرده است، پیشینه روشنی دارند که همان منافقین گذشته هستند و با توبه تاکتیکی به عنوان نفوذی وارد دولت شده‌اند.

اینها هدفی دارند که در واقع هدف آنها این نظام نیست بلکه چیز دیگری را دنبال می‌کنند و در حقیقت این نظام که ریشه در مکتب اسلام و کتب حسینی دارد را نمی‌خواهند بلکه به دنبال مکتب ایرانی هستند و از این روست که به کوروش دامن زده‌اند.

اینها اساسا اسلام را قبول ندارند و این ظاهر تسبیح به دست و ریش گذاشتن‌شان نیز یک بازی دیگری است. اگر قرار باشد من رشد در جامعه ایجاد کنم در کنار یک آدم ارزشی چه زن باشد و چه مرد می‌نشینم نه در کنار بی‌هویت‌ها بنشینم و بگویم من خدا رو تو نمایشگاه عکس او دیدم.

*در دادگاه تخلفات بیمه از سوی یک از متهمان این پرونده به نام  (ج ـ الف) عنوان شده که آقای (م ـ ر)  به من گفت که ما داوود احمدی‌نژاد رو کنار زدیم تا بهتر کارمون رو انجام بدیم، علت این کنارزدن چه بود ؟

احمدی‌نژاد: همه تحرکات این آقایان را بیان کردم و علت اخراج و بیرون کردن من از بازرسی ریاست جمهوری به دلیل مقابله کردن با این افراد از سوی من بود چون اینها اهداف شومی داشتند.

آنها می‌خواستند با یک تک سیاسی در ابتدا و سپس با تک فرهنگی و در نهایت ایجاد فتنه‌ای جدید بالاتر از همه این تک‌ها به مانند گذشتگان خود در سال 61 یعنی همان جریان نفاق و در سال 88 با جریان فتنه به مقاصد خود برسند.

* چرا متهم فساد مالی این را عنوان کرده است؟

احمدی‌نژاد: این افراد برای اجرای برنامه‌های خود به پول نیاز داشتند که من مانع این کار بودم و برای همین مرا کنار زدند تا بتوانند سوء‌استفاده‌های مالی از بیت‌المال داشته باشند و آن را چپاول کنند و امروز این فسادهای بزرگ مالی کشور برای تامین نیازهای آنها بوده است.

*در گذشته عنوان کردید که جریان انحرافی برای مجلس نهم برنامه‌ریزی کرده‌اند، حال با انتخاب نمایندگان و انتخابات در پیش روی ریاست جمهوری اظهارنظر شما چگونه است؟

احمدی‌نژاد: جریان انحرافی آنچه که در مورد مجلس نهم خیز برداشته بودند به آن دست نیافتند و مطمئن باشید تا این ولایت و رهبری و این ملت فهیم هستند آنها در انتخابات آینده ریاست جمهوری نیز طرفی نمی‌بندند.

*درباره فضای ایجاد شده در جامعه و تورم و گرانی که فشار زیادی به مردم وارد کرده به نظرتان ایجاد نارضایتی عمومی نخواهد کرد؟

احمدی‌نژاد: گرانی لجام گسیخته جامعه که برخی از همین عناصر نیز به آن دامن زده‌اند در حال حاضر به این دلیل است که آستانه تحمل و صبر مردم را بشکنند و فضایی که ما باید الان ایجاد کنیم در واقع باید فضایی آرام باشد تا بتوانیم تحریم‌ها را از بین ببریم.

*یعنی این افراد در گرانی‌ها نقش داشته‌اند؟

قطعا همینطور است. جریان انحرافی با دو هدف به این گرانی‌ها دامن زده است که همان مشغول‌سازی مردم برای اینکه شیطنت دیگری را تدارک ببینند و بعد هم شکست آستانه تامل و صبر مردم است ولی باید کاملا هوشیار باشیم و با توجه به شرایط تحریم همه با هم کمک کنیم تا آرامش در کشور حکمفرما باشد تا این افراد سوء‌استفاده نکنند.

* بی‌ثباتی و نوسانات قیمت به نظر شما نباید از سوی دولت کنترل شود و آیا اقدامی صورت می‌گیرد؟

احمدی‌نژاد: گرانی‌ها چند عامل دارد که تحریم و از همه مهم‌تر و بزرگتر از تحریم بی‌کفایتی آقایان است که مثلا می‌گویند پیاز در بندر عباس کیلویی 90 تومان است ولی در تهران 700 تومان و آیا مسئولیت تنظیم بازار با شما نیست و نباید شما کنترل بیشتری در قیمت‌ها و بازار داشته باشید.

* صحبت پایانی خودتان را بفرمایید؟

احمدی‌نژاد: نابسمانی اقتصادی و گرانی را تجربه کردیم که به دست آنها رقم خورده است. حال فتنه پاییز 91 را چگونه خواهید دید. باید آماده دفاع از ارزش‌های خود یعنی انقلاب و رهبری باشیم.

در پایان عرض می‌کنم که به اعتقاد من ریشه جریان انحرافی در کاخ سفید است و باید هوشیار باشیم که با چه کسانی طرف حساب هستیم و این شعر رو خطاب به جریان انحرافی می‌گم که؛

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست / عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

مصر و ایران

محمد مرسی، اولین جمهور اسلامگرای مصر است که با روی کار آمدن وی در مصر بی‌تردید باید شاهد چرخش‌ در سیاست‌های مصر به خصوص در عرصه سیاست‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای پس از دیکتاتوری مبارک باشیم.
به گزارش مشرق به نقل از فارس ، "محمد مرسی" را باید اولین رئیس‌جمهوری اسلامگرای مصر برشمرد که بی‌تردید دیدگاه‌ها و مواضع وی چه در عرصه داخلی و خارجی نه تنها در مصر که در عرصه منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تاثیرگذار است.

آنچه در زیر می‌آید، نگاهی به دیدگاه‌ها و مواضع محمد مرسی در عرصه سیاست خارجی است:

رابطه با ایران

"محمد مرسی" در خصوص سیاست خارجی این کشور و رابطه با ایران می گوید که این سیاست بر برقراری رابطه با تمام کشورها از جمله کشورهای منطقه و به خصوص جمهوری اسلامی ایران استوار است.

وی تاکید می‌کند که روابط ایران و مصر در دوران حاکمیت سه دهه‌ای حسنی مبارک، رئیس مخلوع مصر دچار بحران و مشکل شد اما به اعتقاد من این روابط و به ویژه روابط دیپلماتیک و استراتژیک با ایران و تمام کشورهای اسلامی در سراسر جهان باید دوباره از سرگرفته شود.

به اعتقاد مرسی، سیاست خارجی مصر دوران مبارک سیاست خارجی بیمارگونه‌ای بوده است که برپایه تامین منافع اسرائیل و آمریکا متمرکز بوده است، به همین منظور تاکید دارد که باید در روابط خارجی و سیاست خارجی مصر پس از انقلاب به طورکلی تجدید نظر کرد.

وی احتمال اجرا گذاشته شدن سناریوی حمله نظامی به ایران و سوریه توسط آمریکا و انگلیس و اسرائیل را با توجه به شرایط حساسی که منطقه با آن مواجه است را بعید دانسته و تاکید می‌کند که ایران کشور قدرتمندی است که در برابر این اقدامات دست بسته نخواهد بود و همین موجب می‌شود تا غرب در عملی کردن این سناریو تامل بسیار داشته باشد.

مرسی با بیان اینکه خواهان روابط گسترده و متمایزی با ایران است، می‌گوید: در این راه تلاش می‌کنیم، روابط خوبی با ایران و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نیز داشته باشیم.

قضیه فلسطین

"محمد مرسی " رئیس جمهور منتخب مصر با اشاره به اینکه قضیه فلسطین، قضیه‌‌ای محوری برای رئیس جمهور آینده مصر خواهد بود، ‌تاکید کرد که در هیچ شرایطی نه به اسرائیل سفر می‌کند و نه از مقام اسرائیلی در مصر استقبال می‌کند.

نگاهی به برنامه‌های اعلام شده توسط "محمد مرسی" که پس از رد صلاحیت "خیرت الشاطر" به عنوان نامزد جماعت اخوان المسلمون در انتخابات ریاست جمهوری مصر معرفی شد، تاکید می‌کند که از دید وی قضیه فلسطین یکی از مهمترین قضایایی است که رئیس جمهوری آینده مصر باید بر آن تمرکز کند.

 
پیمان کمپ دیوید

وی در تشریح دیدگاه خود درباره معاهده کمپ‌دیوید معتقد است که هیچ‌گاه دست اسرائیل را در زیر پاگذاشتن بندها و مواد این توافقنامه باز نخواهد گذاشت.

مرسی تاکید می‌کند که پس از تبدیل شدن این توافقنامه به پیمان تسلیم مصر و خفت و خواری مردم این کشور، وی در اجرای بندهای آن به گونه‌ای تجدید نظر خواهد کرد که بندهای دقیق و آنگونه که در این پیمان ذکر شده به اجرا درآیند.

رابطه با اسرائیل

وی همچنین سفر به سرزمین‌های اشغالی در هر شرایطی در آینده چه رئیس جمهور باشد چه نباشد، را رد و در همین راستا تاکید می‌کند که با دعوت از هر مقام مسئول اسرائیلی به مصر به شدت مخالف است.

محمد مرسی اقدامات کنونی اسرائیل در تهدید مرزها و کشتن نظامیان مصری و تهدید مداوم مصر به جنگ را رد و تاکید کرد که ما اصلا نمی‌توانیم بپذیریم ملتی 5 میلیون نفری ملتی 95 میلیونی را تهدید کند.

وی با تاکید بر اینکه سینا خط قرمز ما در برابر هر غیر مصری است، درباره گذرگاه رفح گفت که این گذرگاه در همه وقت در برابر فلسطینیان باز خواهد بود .

رابطه با آمریکا

نامزد جماعت اخوان المسلمون در انتخابات مصر در عرصه سیاست خارجی تاکید می‌کند که منافع ملت مصر را در نظر بگیرد و هیچ‌گاه از سیاست‌هایی تبعیت نکند که وابستگی و دنباله‌روی مصر از کشورهای بیگانه را به دنبال داشته باشد و این موضوع را به شکلی ویژه در روابط آینده مصر با آمریکا مد نظر قرار خواهد داد.

متملقان با احمدی نژاد چه کردند؟!

متملقان با احمدی نژاد چه کردند؟!
از محمود کبیر تا احمدی نژادی که پیامبر نبود!
 
احمدي نژادي كه سابقه عزل‌هاي بي درنگ و ناگهاني را در كارنامه خود دارد ، هیچگاه با متملقان خود برخورد جدی نکرد!
از محمود کبیر تا احمدی نژادی  که پیامبر نبود!
سرویس سیاسی افکار نیوز - یک نفر از این همین هیأت به من گفت... وقتی که شروع کردی بسم الله و اللهم گفتی ...من دیدم یه نوری اومد این‌جوری تو رو احاطه کرد..

به گزارش افکار نیوز ، این قسمتی از یک فیلم ویدئویی بود که به دیدار احمدی نژاد و آیت الله جوادی آملی نسبت داده شد. ویدئویی که در آن احمدی نژاد به نقل از یکی از همراهانش در اولین سفر خود به سازمان ملل از "هاله نوری" گفت که هنگام سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل دورش را گرفته بود. هر چند این موضوع با تایید دفتر آیت الله جوادی آملی همراه بود اما احمدی نژاد هیچگاه این موضوع را رسما و مستقیم تکذیب نکرد.

از طرفی مشخص نشد  "یکی از همراهان" احمدی نژاد چه کسی بود که چنین نوری را اطراف رئیس جمهور دید اما این ماجرا را باید اولین تملق احمدی نژاد دانست. تملقی که به گفته سلیمی نمین " وی را متوهم کرده است"

اما اگرچه صحت "هاله نور" مبهم
رحيمي روز ۱۷ خرداد ماه سال ۸۵ در جلسه اي در حضور احمدي نژاد گفت: یکی از مسلمانان سوریه اعتقاد داشت اگر بنا بود بعد از پیامبر، پیامبری بیاید، آن احمدی نژاد بود!
ماند ولی احمدی نژاد نه تنها طی سالهای ریاستش هیچگاه بر صورت متملقانش خاک نپاشید بلکه گاهی با "لبخند و سکوت" با متملق برخورد کرد.
آخرين نمونه این نوع برخورد در نشست مشترک هیئت دولت و مسئولان اجرایی کشور بود كه احمدي نژاد با لبخند و سکوت به لقب "محمود کبير" مفتخر شد.

البته تملق هاي بيجا و بعضا غيرواقعي و استقبال رئيس دولت از آنان مربوط به همين يكي دو سال اخير نيست بلكه سابقه اين روند به اولین سال تشکیل دولت احمدی نژاد می رسد.

به گزارش افکار نیوز ، در آن سالها و در روزهایی که طرفداران احمدي نژاد در حال تعریف و تمجید از او بودند، سخنان متملقانه رئیس دیوان محاسبات کشور گوی سبقت را از بقيه ربود. رياست ديوان محاسبات در آن زمان بر عهده محمدرضا رحيمي ، معاون اول فعلی رئیس جمهور بود.

رحيمي روز ۱۷ خرداد ماه سال ۸۵ در جلسه اي در حضور احمدي نژاد گفت: یکی از مسلمانان سوریه اعتقاد داشت اگر بنا بود بعد از پیامبر، پیامبری بیاید، آن احمدی نژاد بود!


اهداء بازوبند پهلوانی پس از هشتصد سال به یک غیرپهلوان

هرچند در آن روزها بازار تعريف و تمجيد از احمدي نژاد حسابي گرم بود و حتي خود رئيس جمهور هم كاسه اين آش را داغ تر مي كرد اما این سخنان محير العقول اعتراض غلامحسین الهام سخنگوی آن روزهای دولت
فرماندار همدان، روز ورود احمدی نژاد به این شهر را با شب قدر مقایسه کرد!
را در پي داشت.
اعتراضاتي كه نه تنها موجبات شرمندگي رئيس ديوان محاسبات وقت را فراهم نكرد بلكه چند روز بعد الهام را با پاسخ شديد اللحني مواجه ساخت.

شايد دليل اين پاسخ شديد اللحن دفاع تمام قد احمدي نژاد از خط قرمز كابينه اش بود كه حتی وضعیت مدرک وي و شركتش در يك پرونده قضايي بزرگ هم نتوانسته رحيمي را از سر جايش بلند كند.
بعد از آن بود كه هر كدام از منسوبين دولت به نوبت؛ زبان به مدح احمدي نژاد باز كردند تا جائي كه فرماندار همدان، روز ورود احمدی نژاد به این شهر را با شب قدر مقایسه کرد!

البته استانداران کرمان و گیلان پیشکسوتان فرماندار همدان در تملق جناب رئيس جمهور بودند چرا كه دی ماه گذشته و پس از زلزله شهرستان ریگان، استاندار کرمان مدعی شد مردم معتقدند نصب عکس محمود احمدی نژاد باعث شد دیوار یکی از منازل مناطق زلزله زده تخریب نشود!




دیواری که عکس احمدی نژاد علت عدم ریزش آن در زمان زلزله شد!


۷ ماه پس از آن افاضات تاریخی و در مرداد ماه گذشته، نشست مشترک هیئت دولت و مسئولان اجرایی کشور که با حضور استانداران، معاونین
نصب عکس محمود احمدی نژاد باعث شد دیوار یکی از منازل مناطق زلزله زده تخریب نشود!
و ۲ نفر از مسوولین اجرایی هر استان در محل مجلس سابق برگزار شد، با شاهکارهایی بالاتر از شاهکار استاندار کرمان همراه بود!

بنا به رسم ساليان گذشته اول مداح احمدي نژاد رحيمي بود كه حالا ديگر سمت معاون اولي رئيس جمهور را هم به عهده داشت. ثمره هاشمی هم كه شايد نمي خواست از قافله عقب بيفتد طرح هدفمندی یارانه ها را صرفا ایده احمدی نژاد دانست و گفت كه اين طرح نتیجه پیگیری های شخص رئيس جمهور بوده است. و نكته قابل توجه لبخند مليح احمدی نژاد پس از سخنان ثمره بود!
با لبخند احمدی نژاد ، مهدی سعادتی استاندار گیلان در جمله ای تاریخی احمدي نژاد را به لقب محمود كبير مفتخر كرد !

بعد از سخنان استاندار، طبيعتا همه منتظر واكنش منفي و عكس العمل شديد آقاي رئيس جمهور بودند.
همه منتظر بودند تا ببينند احمدي نژادي كه سابقه عزل‌هاي بي درنگ و ناگهاني را در كارنامه خود دارد، با استاندار چه مي كند! اما عدم واكنش منفي رئيس دولت باعث شد تا چند روز بعد، گروهي ديگر او را با «مختار ثقفي» مقايسه كنند؛ لقبي كه باز هم با عدم واكنش رييس‌جمهور مواجه
مهدی سعادتی استاندار گیلان در جمله ای تاریخی احمدي نژاد را به لقب محمود كبير مفتخر كرد !
شد. البته ماجرا به همين جا هم ختم نمي شود و ردپاي اينگونه سخنان متملقانه را مي‌توان در فيلم مستند "ظهور نزديك است" نيز جست‌ و جو كرد.

از همه اينها گذشته آنچه شائبه نگاه مثبت احمدي‌نژاد به «متملقان» را بين مردم ايجاد كرده، اخراج سريع و شتابزده منتقدان ديدگاه‌هاي اوست. واقعا دليل اينكه آقاي رئيس جمهور كمترين انتقادي به خود را حتي در حد نظرات كارشناسي اطرافيان برنمي تابد چيست؟ چرا احمدي نژاد حتي بدون داشتن جايگزين، منتقدان نظرات و اعمال دولت را عزل و اخراج مي‌كند، اما درباره چاپلوسان و متملقاني كه گويا برايش مسابقه لفّاظي گذاشته‌اند، سكوت مي‌كند؟

مگر نه اينكه حضرت علي (ع)، چاپلوسي را بعد از تفرقه، دومين آفت حكومت خوانده‌است؟
مگر نه اينكه پیشوایان اسلام نه تنها از چاپلوسی و ستایش نابجا بیزار بودند، بلکه مدح آمیخته به تملق را نیز عیب اخلاقی می شمردند؟
مگر نه اينكه آنان در برابر رفتار و گفتار ذلت باری که با غرور و شرف انسانی مغایر بود، سکوت نمی کردند و اگر کسی مرتکب چنین عمل خلافی می شد، از او انتقاد می کردند؟

اینها سوالاتی است که همچنان پاسخی نمی توان برای آن یافت.

قفل های بازشده

بسته ی بستهَ یا باز     باز

دوست داشتن،

صدای چرخاندن کلید است در قفل.

عشق،

باز نشدن آن.

کاری که ما بلدیم اما...

باز کردن در است

با لگد...

نه رسیدم

 
هله امشب ببر به حبیبم خبر
                                                                 که غمش مال من، که دلم  مال او

پر کرده ای تمام مرا با تمام خویش ؛

شیرین شده تمامی مــــن در تمام تــو


 

قند آب می شویم تو و من مـیان هـــم ؛

قاشق چرا میانه ی ما را به هم زنـد؟


 

این سیم های برق که هی تیر می کشند؛

وقتی که ما به خلوتشان تکیه می کنیم


 

باروت می شوند که شلیک تیر شان ؛

خواب کبوترانه ی ما را به هم زند...


 

بی تو مرا شبی ست که فردا نمی شود؛

بی من تورا دلی ست که دریا نمی شود


 

آنقدر در همــیم که پیدا نمی شود ؛

دستی که نظم خانــه ی مارا به هم زند...


 

با هم ولی جدا به سفر فکر می کنیم؛

هر دو کنار هم به خطر فکر میکنیم


نامزد ریاست جمهوری یازدهم

 آرایش انتخاباتی 22 نامزد ریاست جمهوری یازدهم
پایگاه تحلیلی تبیینی دیدبان با توجه به بازآرایش فضای سیاسی کشور در یکسال باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و با توجه به لزوم بازشناخت افراد و جریان ها اقدام به انتشار فهرست تحلیلی نامزدهای احتمالی این رقابت سیاسی نموده است.

 توجه کنید که انتخابات فقط ابزاری برای در دست گرفتن قدرت نیست بلکه وسیله ای است برای ارتقای توان کشور ، افزایش اقتدار ملی و آبرومند کردن ملت ، بنابراین در تبلیغات و رفتار خود به این مسائل اهمیت دهید و مبادا کسی در فعالیت انتخاباتی خود به گونه ای حرف بزند و رفتار کند که دشمن را به طمع بیاندازد . 

رهبر معظم انقلاب 1388/1/1

 

اختصاصی دیدبان: هر چند که هنوز یک سال تا انتخابات ریاست جمهوری یازدهم باقی مانده است اما کم کم فضای سیاسی کشور در حال ورود به این رقابت می باشد  به گونه ای که عده ای از سیاسیون تا حدی تبلیغات خود را نیز شروع نموده اند. 

کسب کرسی ریاست جهموری برای هر گروه سیاسی از اهم امور است چرا که « پس از مقام رهبری,  رئیس جمهور عالیترین مقام رسمی کشور است ». از همین رو  اقدامات سیاسیون از هم اکنون قابل رصد و حتی پیش بینی است. در این مقال بر آنیم تا با توجه به رفتار رجال سیاسی کشور سناریوهای احتمالی (بخوانید قریب به قطعی) انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را از زاویه رقابت ها مورد بررسی قرار دهیم.
بر اساس تحولات سیاسی در سال های اخیر می توان جریان های پیشرو در انتخابات ریاست جمهوری آتی را اینگونه تقسیم نمود:

 

1) اصول گرایان:
 
 
2) اصلاح طلبان
 
حال به بررسی اشخاص احتمالی این طیف های سیاسی می پردازیم، اما قبل از آن ذکر این نکته ضروری است که در هر طیف تنها به بررسی شاخص ترین فرد یا افراد می پردازیم و در مورد مابقی به اختصار اکتفا می کنیم:
 
الف) اصولگریان
 
1) سنتی ها:
اصولگرایان سنتی که تا قبل از تشکیل شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی به نام راست سنتی شناخته می شدند از سه گروه مهم جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جبهه پیروان خط امام و رهبری تشکیل می شود. 
اختلاف نظر در هر کدام از این گروه ها همواره وجود داشته است به گونه ای که در انتخابات ریاست جمهوری نهم جامعه مدرسین از کاندیدای خاصی حمایت ننمود و هیمن وضع در انتخابات ریاست جمهوری دهم برای هر دو جامعه به وجود آمد  هر چند که در انتخابات 88  اکثریت جامعتین از محمود احمدی نژاد حمایت می کردند. اما نگاهی به تاریخ این طیف نشان می دهد که با وجود اختلاف آراء در اکثر موارد به نتیجه واحد رسیده و از فردی خاص حمایت نموده اند.
وجه ممیزه قدیمی ترین طیف اصول گرا از دیگر گروه های سیاسی را می توان در چند امر دانست: 1- محور قرار دادن روحانیت 2- تاکید زیاد بر عقل گرایی و مصلحت اندیشی در عین انقلابی گری 3- استفاده از چهره های با سابقه و معمولا غیر جوان.
راست سنتی از آن رو که مورد هجمه های بسیار در خصوص چرخه بسته قدرت قرار گرفته است به سمتی خواهد رفت تا ضمن مشخص کردن ماهیت انقلابی خود از چهره هایی که توان حاشیه سازی برای آنان بیشتر است استفاده ننماید، از همین رو قطعا با انتخاب افرادی که در فتنه 88 مواضع صریح و مشخصی داشتند سعی در نشان دادن گفتمان انقلابی خود دارد. با وجود این مولفه ها در بین افراد مطرح، ولایتی، متکی و پور محمدی نزدیک ترین افراد به این جریان هستند.
 
 علی اکبر ولایتی:
 
ولایتی خود از چهره های راست سنتی است. زمانی که کلمه راست تنها به جامعتین و حزب موتلفه گفته می شد و اصلا دسته بندی راست سنتی و غیر آن معنی نداشت، ولایتی به عنوان یکی از بارزترین چهره های راست شناخته می شد به گونه ای که بدون شک 16 سال تصدی وزارت امور خارجه توسط وی از تجارب شیرین راست سنتی است خصوصا آنکه دوران نخست وزیری موسوی و ریاست جمهوری هاشمی برای این جریان زمانه مطلوبی نبود. 
بنا بر تصور سنتی ها ولایتی در ماجرای اتحاد اصولگرایان در مجلس و همچنین در فتنه 88 اولا انقلابی عمل نموده است و ثانیا از تندروی و حاشیه سازی دوری کرده است، از همین رو این گروه معتقد است که ولایتی از رأی بالایی هم در بین سابقین و ریش سفیدان انقلاب و هم در بین جوانان و نیروهای تازه نفس برخوردار است.
البته باید توجه داشت که ولایتی تا کنون خود را در معرض انتخاب مردم قرار نداده و سابقه انصراف از انتخابات به نفع هاشمی رفسنجانی را در کارنامه خود دارد لذا انتخابات یازدهم می تواند فصل جدیدی از زندگی سیاسی ولایتی را رقم بزند. ‬
 
منوچهر متکی:
 
منوچهر متکی از معدود دیپلمات های حرفه ای و باسابقه در وزارت امور خارجه بود که پس از جدایی اجباری و برخورد غیر اخلاقی جریان انحرافی با او به نقش آفرینی در قامت یک بازیگر سیاست داخلی متمرکز شد و تجربه دبیری اجرایی جبهه متحد نیز نشان داد می تواند به ایفای نقش موثر در میان اصولگرایان بپردازد. شهریورماه امسال بزرگترین نشست بین المللی سران پس از انقلاب اسلامی در تهران برگزار می شود که تصویب میزبانی آن یکی از دستاوردهای دیپلماتیک او در زمان تصدی بر وزارت خارجه به شمار می آید. متکی به عنوان یک چهره معتدل و دور از هیاهو می تواند نشانی از ثبات را به دنبال داشته باشد و با استفاده از تجربیاتش در حوزه سیاست خارجی به بهبود روابط ایران با نظام بین الملل کمک نماید اما باید توجه داشت تدوین برنامه عملیاتی و شبکه سازی افراد برجسته و شناخته شده می تواند به تقویت جایگاه سیاسی او در داخل کشور کمک نماید.
 
مصطفی پور محمدی:
 
مصطفی پور محمدی که ازچهره های فعال جامعه روحانیت است در سال های اخیر بیش از قبل به چهره ای رسانه ای تبدیل شده است. با این حال توجه عموم جامعه معمولا به کاندیدایی معطوف خواهد بود که توان اصلاح و پیشبرد امور فرهنگی، اقتصادی و ارزشی در سابقه وی به وضوح وجود داشته باشد اما در مورد پورمحمدی آنچه که در افکار عمومی جامعه وجود دارد تصور یک چهره امنیتی و قضایی است لذا در مورد بعد فرهنگی و اقتصادی او سوال هایی در اذهان جامعه وجود دارد، هر چند که این ضعف را می توان با ارائه برنامه اقتصادی و فرهنگی و انتخاب چنین شعار هایی جبران نمود .
از سوی دیگر فعالیت مستمر در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی برگ برنده ای برای او به حساب می آید که از توان و تجربه اصلاح گیری و عدالت محوری او حکایت دارد.
 
2) ائتلاف برخی فرماندهان سابق دفاع مقدس
با کمی اغماض می توان گفت که برخی فرماندهان دوران دفاع مقدس که امروزه از آنان به عنوان فرماندهان سابق سپاه نیز یاد می شود در یک چارچوب فکری مشابه متمرکز هستند، حمایت محمدباقر قالیباف از رودکی و حبیبی در انتخابات اخیر خود گویای این تشابه فکری  است. با توجه به اینکه این افراد و برخی دیگر از سرداران دفاع مقدس نظیر محسن رضایی و اطرافیان وی نیز قالب های نزدیک به هم دارند می توان اینگونه نتیجه گرفت که ائتلافی بین این افراد به وقوع خواهد پیوست. 
این نوع تفکر اصولگرایی از جانب برخی از گروه های اصولگرا نزدیک به دولت باعث شده که این افراد عزم بیشتری برای احیای خود و تفکر خود بنمایند لذا اصلا عجیب و بعید به نظر نمی آید که چنین ائتلافی به وجود بیاید هر چند که بین افراد مذکور تفاوت های جدی وجود دارد.
این اتفاق وقتی جالب تر می شود که زمزمه های  ورود علی لاریجانی به آن را نیز جدی بگیریم. شاید بتوان اصلی ترین عامل نزدیکی لاریجانی را به این تفکر اولا زاویه شدید با دولت و ثانیا سابقه حضور در سپاه و جبهه دانست هر چند که کم رنگ شدن میل سنتی ها به رئیس مجلس به دلیل احتمال حضور ولایتی نیز قطعا از عوامل این نزدیکی است.
 
محمدباقر قالیباف:
 
 آنچه فضا را برای شهردار تهران سخت می نماید انتقادهایی است که از عملکرد اطرافیان وی در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر در رسانه ها مطرح شده است؛ انتقادهایی که اثر خود را در انتخابات مجلس گذاشت. در واقع اگر ائتلاف مذکور به صورت جدی به دنبال پیروزی باشد باید در مرحله اول بتواند از زیر بار این هجمه ها بیرون آید، خصوصا آنکه همین اوضاع برای دیگر نامزدهای این ائتلاف نیز وجود دارد که البته تأکید بر گزارش سپاه سیدالشهدا در مورد عملکرد مثبت شهرداری تهران در آشوب و فتنه را می توان از جمله این تلاش ها دانست و به نظر می رسد این مساعی تا کنون نیز جواب داده است.
 
علی لاریجانی:
 
عملکرد مثبت در صدا و سیما و در مقابله با جوسازی های اصلاح طلبان (دوران حاکمیت اصلاحات بر فضای سیاسی) یکی از نکات برجسته کاری وی است. گرچه برخی اظهار نظرهایش بعد از انتخابات 88 آبی بر آتش فتنه نبود و حواشی مختلفی را نیز برای وی به وجود آورد. اما کاندیداتوری وی از قم و پیوند او با مراجع توانست بار دیگر به کمکش آید تا از این حاشیه ها عبور کند و بار دیگر بر کرسی ریاست مجلس تکیه بزند. 
منش و عملکرد لاریجانی در سالیان اخیر به نحوی بوده است که طیف هایی از اصلاح طلبان نیز به وی متمایل شده اند و همین مسئله می تواند دایره هواداران او را گسترده تر نماید گرچه پایگاه اجتماعی لاریجانی آنچنان گسترده نیست و باید منتظر ماند و دید او چه شعارها و برنامه هایی برای پیوند بدنه مردمی با خود دارد.
 
محسن رضایی:
 
شکست رضایی در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری فضای مناسب سیاسی را برای وی رقم نزده است. البته جدیت رضایی برای ورود به انتخابات حکایت از آن دارد که برای رفع این مشکل برنامه ای در دست دارند، سخن اخیر او که نامزدهای دیگر ریاست جمهوری را فاقد توان اصلاح کشور دانست نیز به خوبی گویای این مطلب است. برنامه ای که از سوی وی مطرح می شود با محوریت اقتصاد خواهد بود چرا که تورم آخرین سال دولت دهم از یک سو و اهمیت جهاد اقتصاد و نقش آن در خوداتکایی در مقابل دشمن - که در سال های اخیر از جانب مقام معظم رهبری مورد تأکید قرار گرفته است - توجه مردم را به اینگونه برنامه ها جلب خواهد نمود. گفتنی است دبیر مجمع تشخص مصلحت نظام در انتخابات سال 88 نیز با چنین برنامه ای به میدان آمد اما فضای آن موقع کشور سوال های با یا بی علت فعالیت اقتصادی را در مسئولین بیشتر می پسندید.
 
3) اتحاد تحول خواه و پایداری
قطعا در نگاه اول این  اتحاد بسیار عجیب به نظر می رسد خصوصا برای آنانکه تحولات انتخابات نهمین دوره مجلس را کامل رصد می نمودند؛ اما نگاهی به تحولات بعد از انتخابات مجلس نشان می دهد که برخی از افراد هر دو گروه به یکدیگر نزدیک شدند. علل این نزدیکی نیز از اختلافات بوجود آمده میان اصولگرایان مجلس نهم به خوبی پیداست، نوع نگرش نسبتا نزدیک به هم این دو جریان به عملکرد خواص در فتنه 88 ، نگاهی نسبتا قریب به یکدیگر در خصوص راست سنتی و .... از جمله علل این اتحاد است.
البته توجه به این نکته ضروری به نظر می رسد که اختلاف شدید بین این دو جریان اصوگرایی خصوصا در مورد میزان حمایت و رابطه با دولت به حدی است که در صف اول بسیاری از اختلافات در انتخابات مجلس نهم افراد این دو گروه ایستاده بودند، از همین رو این اتحاد بسیار شکننده به نظر می آید. با این حال نزدیکی کنونی تحول خواهان و پایداری ها به یکدیگر که تا حدی خود را در جریان انتخاب ریاست مجلس نیز نشان داد حکایت از آن دارد که افراد سرشناس هر دو گروه مورد حمایت این اتحاد خواهند بود لذا حداد، زاکانی، فتاح، الهام و لنکرانی را می توان نامزدهای محتمل این دو جریان جوان اصولگرا دانست. با توجه به تمایل بدنه اجتماعی این دو گروه به یکپارچگی و یکصدایی در مقابل دیگر جریان های سیاسی انتخاب یک نامزد مشترک نیز محتمل است. برخی معتقدند این گزینه سعید جلیلی است چرا که اولا اکثر افراد دو جریان به او اعتماد داشته و وی را با توجه به کارنامه مذاکرات هسته ای فردی مناسب می بینند و ثانیا بدنه اجتماعی این اتحاد اعم از قشر نخبه آن یعنی طلبه  ود دانشجو حاضر به همراهی با این گزینه هستند.
 
غلامعلی حداد عادل:
 
هرچند اسم حداد عادل را در هیچ گروه و جناح سیاسی اصولگرایان نمی بینیم  و در واقع همانند برخی دیگر از اشخاص مطرح جریان راست همچون لاریجانی و قالیباف او نیز خود یک جریان سیاسی است، اما قرابت زیاد حداد عادل را به جمعیت رهپویان و در مجموع تحول خواهان نمی توان نادیده گرفت،این مهم را از تلاش های زاکانی، توکلی و نادران برای ریاست او در مجلس می توان مشاهده نمود؛ گرچه موفقیتی حاصل نشد. 
جبهه پایداری که حداد عادل را به عنوان یکی از دو سر لیست خود قرار داده بود در خصوص ریاست او در مجلس نهم اتفاق نظری ضمنی داشتند هرچند که برخی از سرشناسان این جبهه تا حد امکان در خصوص ریاست مجلس سکوت نمودند چرا که بین دو گزینه مطرح هیچ کدام را مناسب دیدگاه خود نمی دانستند، به گونه ای که می توان گفت اگر احتمال رای آوردن شخص ثالثی وجود داشت قطعا این اشخاص به صورت جدی از آن فرد حمایت می نمودند. در روزهای اول بعد از انتخابات حسینیان طی سخنانی حداد عادل را محافظه کار خواند و وی را برای ریاست مجلس نامناسب معرفی کرد. حداد عادل نیز که خود را عضو جبهه متحد معرفی می نمود  در مورد پایداری بیان داشت که خدا کند این جبهه مجلس را در دست نگیرد. با همه این مطالب اما اکنون دو طرف به این نتیجه رسیده اند که مشترکاتشان بیش از افتراقاتشان است. 
آنچه به نظر می رسد آن است که حداد عادل با توجه به سوابق اجرایی خود بیش از دیگر نامزدها توجه این اتحاد را جلب می نماید.
 
سعید جلیلی:
 
فعالیت در سیاست خارجی خصوصا در جایی که تقابل دشمنان خارجی با ما مستقیم شود می تواند محک خوبی از میزان پایبندی بر اصول و عملکرد انقلابی باشد. با توجه به عملکرد جلیلی در پرونده هسته ای که بدنه اصولگرایی آن را مثبت ارزیابی می کند بسیاری معتقدند وی ظرفیت وجیه المله شدن را در بین اصولگرایان دارد گرچه برخی از منتقدان نکات جدی را در خصوص شبکه ارتباطی و توان اجرایی او بیان می دارند.  
از سوی دیگر جلیلی به دلیل جایگاهی که در آن قرار دارد از داد و قال های سیاسی داخلی دور بوده است و همین نکته باعث شده است در بین تمامی گروه های اصولگرا به غیر از حامیان دولت از پشتبانی خوبی برخوردار باشد. از همین رو دو گروه جوان اصولگرایان در صورت عملکرد آتی برنامه ریزی شده وی می توانند بر او اتفاق نظر نمایند. 
نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که اگر پرونده هسته ای ایران تا انتخابات سال بعد مختومه نگردد حضور وی در انتخابات کمرنگ می شود و کناره گیری او از شورای عالی به بهانه انتخابات نیز غیر محتمل به نظر می رسد گرچه اهمیت سکانداری تحولات داخلی و خارجی ایران در جایگاه ریاست جمهوری می تواند عامل مهمی در تغییر صفحه بازی باشد.  با این حال برخی از منتقدین وی نداشتن سابقه برجسته و تجربه اجرایی در کشور را جزو نکاتی می دانند که ممکن است وی را به حاشیه براند اما باید منتظر ماند و تیم سازی و برنامه های وی را برای جبران این نقیصه مشاهده کرد.
 
کامران باقری لنکرانی:
 
 
لنکرانی که  از وزرای دولت اول احمدی نژاد است و همچنان علی رغم انتقادهایش به دولت از آن حمایت می نماید در میان حامیان دولت وجهه خوبی دارد لذا اقبال هرچند کم و نسبی در میان آنان به وی وجود دارد، خصوصا آنکه عملکرد وی در وزارت بهداشت بازخوردهای خوبی را داشت. با این حال تجربه کم او در عرصه سیاسی شانس وی را کمتر از دیگران می نماید. لنکرانی خود به تنهایی از پایگاه اجتماعی خوبی برخوردار نیست لذا ممکن است برای حضور در انتخابات از پایگاه جبهه پایداری برای ارتباط گسترده تر با مردم استفاده نماید.
 
4) حامیان دولت
در ابتدا ذکر این نکته ضروری است که منظور از حامیان دولت آن دسته از افرادی نیستند که تضعیف و تخریب دولت را بر خود حرام می دانند که اگر منظور آن دسته بودند اکثر اصولگراها را شامل می شد، بلکه منظور افرادی هستند که خط فکری آنان با دولت یکسان می باشد در واقع اگر نام این افراد را دولتی ها بگذاریم بهتر است اما به دلیل جلوگیری از سوء تفاهم همان حامیان دولتی ها را استفاده می نماییم.
اصلی ترین تبلیغات حامیان دولت حمایت رئیس جمهور از ایشان است، محبوبیت رئیس دولت خصوصا در برخی مناطق محروم کشور باعث شده تا این گروه بر این باور باشند که در انتخابات آینده گوی سبقت را از دیگر اصولگرایان خواهند ربود، صرف نظر از اینکه چه تحلیلی را می توان برای این ادعا بیان نمود باید توجه کرد که این باور در انتهای دو دولت قبلی بعد از جنگ نیز شکل می گرفت به گونه ای که حامیان هاشمی رفسنجانی سعی بر آن داشتند تا با تغییر قانون اساسی اجازه شرکت در انتخابات را برای سومین بار متوالی به وی بدهند تا بار دیگر دولت به دست کارگزاران بیافتد، در انتهای دولت خاتمی نیز به دلیل وجود همین تصور معین برای جلب نظر مردم تبلیغ می نمود که رای به وی توصیه رئیس جمهور است. البته واضح است که شرایط کنونی کشور و شعار هایی را که احمدی نژاد و حامیان وی می دهند بسیار متفاوت است لذا ممکن است که شرایط سال های 76 و 84 نباشد اما با توجه به چرخش های اخیر دولت به نظر می رسد که حامیان دولت باید برنامه دقیق تری را برای حضور در رقابت ها در نظر بگیرند.
عزل و نصب های صورت گرفته در دولت و همچنین نزدیکی و فاصله خط فکری حامیان دولت با خط فکر اصلی آن به اضافه شنیده ها حاکی از آن است که صالحی، نیک زاد، سید حسن موسوی (میرحسن موسوی) ،  غضنفری، سید احمد موسوی محتمل ترین افراد برای این جریان هستند.
 
تسلط صالحی بر دو زبان و مشی او در تبعیت و همراهی با خواست های احمدی نژاد می تواند عامل مهمی برای مطرح شدن او توسط دولت باشد. البته همراهی و ارتباط او با جناح های مختلف نیز مزید بر علت است که دولت خواهان پررنگ نمودن او در این فاصله تا انتخابات باشد. البته باید توجه داشت همین نکات – تبعیت از خواست های دیگران و عدم مرزبندی صریح با اصلاح طلبان – بزرگترین نکات منفی است که برای وی می توان متصور بود.
سید حسن موسوی و سید احمد موسوی به دلیل آنکه چهره شناخته شده ای در میان مردم نیستند از شانس کمتری برخوردار هستنند. البته در پایان این قسمت ذکر این نکته ضروری است که ابتکار عمل دولت در طرح شعار های مورد پسند جامعه و همچنین مطرح کردن مسائل داغ و شور انگیز، پیش بینی ها را در مورد موفقیت یا عدم موفقیت دولتی ها کمی مشکل می گرداند.
 
ب) اصلاح طلبان
در این بیان اصلاح طلبان به دو دسته معتدل و افراطی تقسیم بندی شده اند؛ تا قبل از فتنه 88 با بیان اصلاح طلبان افراطی افرادی مثل بهزاد نبوی، سعید حجاریان و امثال ایشان به ذهن متبادر می شد اما بعد از فتنه، حق آن است که این اشخاص را خارج از نظام بدانیم و افرادی مثل سید محمد خاتمی، موسوی خوئینی ها و... را افراطی معرفی نماییم چراکه مواضع این افراد در فتنه و پس از آن که تا کنون ادامه دارد افراط را به خوبی نشان می دهد، برای روشن شدن مطلب این جمله را از محمد خاتمی می آوریم: «والله برایم گوارتر بود تا در بین دوستانم در زندان باشم»  
 
1) معتدل ها:
منظور از معتدل ها آن دسته از اصلاح طلبانی هستند که در خصوص تقابل با نظام خصوصا در فتنه 88 علنی به میدان نیامده و حتی انتقادهایی را نیز به این شیوه مطرح می کردند، و به همین دلیل هنوز در داخل نظام به فعالیت می پردازند و برخلاف افراطیون این گروه به ملاقات مقام معظم رهبری رفته و از جانب ایشان نیز پذیرفته می شوند؛ افرادی مثل سید حسن خمینی و  مجید انصاری در این گروه جای می گیرند.
 
البته فراموش نشود که این افراد برای احیای اصلاحات فعالیت می نمایند و حتی علاقه به بازگشت افراطیون به صحنه سیاسی کشور دارند، به همین دلیل سید حسن خمینی تلاش نمود تا با دعوت از خاتمی در مراسم سالروز رحلت حضرت امام (ره) وی را دوباره به عرصه سیاسی کشور برگرداند که البته خاتمی به بهانه سفر به  اردکان از حضور در این مراسم خودداری کرد تا خود را از حواشی بعدی آن راحت گرداند. خاتمی منتظر بود تا با گرمی از وی استقبال شود اما نظام روی چندان گرمی نشان نداد.
معتدلین اصلاحات برای دستیابی به هدف کنونی خود که احیای دوباره اصلاحات است باید به دنبال فردی بروند که نسبت به اصولگرایان نیز نزدیک باشد و در عین حال با اصلاح طلبان نیز در بسیاری موارد هماهنگی داشته باشد، راهکاری که مدتی پیش صادق زیبا کلام در اختیار اصلاح طلبان قرار داد. این کار برای این گروه از اصلاح طلبان کمی سخت است اما با وجود حسن روحانی این استراتژی چندان هم بعید به نظر نمی رسد.
 
حسن روحانی با توجه به کارنامه نه چندان مثبتش در ماجرای انرژی هسته ای که با چاپ کتاب اخیر این کارنامه سیاه تر نیز شد از اقبال کمتری در میان مردم برخوردار است و شاید تنها بتوان دل را به حامیان اصلاح طلبش خوش نمود که این حامیان نیز بدنه اجتماعی خود را از دست داده اند. مضافا آنکه پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان نیز به دلیل عدم هم سنخی کامل روحانی با خود قطعا کاندیدایی دیگر را از افراطی ها بیشتر می پسندند.
 
2) افراطی ها:
این دسته که به دلیل تقابل مستقیمشان با نظام از وضعیت بسیار نامطلوبی برخوردار هستند باید برای پاک کردن چهره خود اقداماتی را انجام دهد. یکی از این اقدامات معرفی کاندیدهایی کاملا اصلاح طلب و در عین حال آرام و نسبتا موجه است، از همین رو عارف، جهانگیری (کارگزاران نیز از این فرد حمایت می کند)، کمال خرازی بهترین افراد برای این گروه است.
 
با توجه به اینکه اصلاحات از وضعیت خوبی برخوردار نیست معرفی سید حسن خمینی هم می تواند برای این جریان مشروعیت بخش باشد، البته وی در سفر اخیر قم بعد از مواجه شدن با پیشنهاد کاندیداتوری گفت که من کاندیدا نخواهم شد بجای حمایت از یک نفر بیایید برای اصلاحات کاری کنید که اگر کسی خواست کاندیدا شود حمایت کنید.
اصلاحات احساس می نماید که با معرفی چهره هایی که قبلا محبوب بوده اند می تواند دوباره خود را احیا نماید از همین رو سید محمد خاتمی را گزینه مناسب می داند.
در مورد کاندید های اصلاحات باید گفت که در مجموع این گروه در وضعیت نامناسب به سر می برد و تا هنگامی که تکلیف خود را در مرزبندی با دشمنان نظام مشخص نکنند در همین وضعیت خواهند ماند، البته نباید هیچگاه خطر دشمن داخلی را نادیده گرفت از همین رو اصولگرایان باید فعالیت این گروه را رصد کرده و متناسب با آن تصمیم گیری کنند.
 
جدول رقابت های انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به تفکیک جریانات سیاسی
 

جناح

گروه یا ائتلاف

نامزدهای احتمالی

اصولگرایان

سنتی

ولایتی، متکی، پور محمدی

ائتلاف برخی فرماندهان سابق دفاع مقدس

لاریجانی، قالیباف، رضایی

اتحاد تحول خواه، پایدرای

حداد عادل, جلیل, فتاح, زاکانی؛ الهام

حامیان دولت

صالحی، نیک زاد، سید حسن موسوی، سید احمد موسوی، غضنفری

اصلاحات

معتدل ها

حسن روحانی

افراطی ها

کمال خرازی، عارف، جهانگیری، سید حسن خمینی، خاتمی

 
 "پایگاه تبیینی و تحلیلی دیدبان"

حسرت



ای خیره به دلتنگی محبوس در این تنگ

                                               این حسرت دریاست تماشا به چه قيمت


يك عمر جدايي به هواي نفسي وصل

                                               گيرم كه جوان گشت زليخا به چه قيمت


از مضحكه دشمن تا سرزنش دوست

                                                    تاوان تو را مي‌دهم اما به چه قيمت


مقصود اگر از ديدن دنيا فقط اين بود

                                                   ديديم، ولي ديدن دنيا به چه قيمت

ف. نظری

بیست کمیسیون مجلس

به گزارش «تابناک»، مجلس شورای اسلامی دارای بیست کمیسیون، آموزش و تحقیقات، اقتصادی، انرژی، اجتماعي، اصل نود، امنيت‌ ملي و سياست‌ خارجي، برنامه و بودجه و محاسبات، بهداشت و درمان، صنایع و معادن، عمران، فرهنگی، قضائی و حقوقی، كشاورزي و آب و منابع طبيعي، شوراها و امور داخلی، تلفیق، تدوین آیین‌نامه داخلی، تحقیق، بررسی طرح تحول اقتصادی، نظارت و پيگيري اجراي اصل 44 قانون اساسي، جهاد اقتصادي است که برخی از آنها همچون اصل نود، تلفیق، جهاد اقتصادی و نظارت و پيگيري اجراي اصل 44 قانون اساسي نمایندگان، در حالی که عضو کمیسیون دیگری هستند، می‌توانند به انتخاب کمیسیون مربوطه، در این کمیسیون‌ها نیز حضور یابند.

اما در حالی که مردم انتظار دارند، منتخبین آنان‌ در مجلس شورای اسلامی به فکر عمل به وعده‌های رنگارنگ خود باشند، هم‌اکنون بیشتر نمایندگان، دغدغه‌ای جز تعیین کمیسیون خود و زد و بند برای عضویت در هیأت رئیسه و یا ریاست کمیسیون‌ها ندارند.

بنا بر این گزارش، برخی نمایندگان که پیشتر در ائتلاف‌های هیأت رئیسه رأی خود را داده‌اند، اکنون منتظر تلافی آن از سوی هم فکرانشان هستند تا این ‌بار آن‌ها به کمک اینها بیایند.

این گزارش در ادامه آورده است، هیأت رئیسه کمیسیون‌های مجلس دارای یک رئیس، دو نایب رئیس، دو دبیر و یک سخنگو است؛ هر چند عضویت در این هیأت رئیسه کمیسیون مجلس شورای اسلامی، دارای مزایای مالی افزونتری بر دیگر اعضا نیست، تأثیرگذاری بر مصوبات سبب شده است این دوره نیز همانند دوره‌های پیشین، جنگ قدرتی نهان بر سر هیأت رئیسه کمیسیون‌ها درگیرد.

البته در حالی که در همه کمیسیون‌ها، عضویت در هیأت رئیسه محل مناقشه است، دو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و کمیسیون‌ برنامه و بودجه حکایتی دیگر دارند. در همه ادوار اخیر مجلس شورای اسلامی، صف طولانی برای راهیابی به این دو کمیسیون تشکیل می‌شود.

در این باره باید گفت، تأثیرگذاری در تعیین سرنوشت بودجه‌‌های سالانه، بزرگترین انگیزه نمانیدگان برای حضور در کمیسیون برنامه است؛ اما حضور در سفرهای خارجی متعدد، جلسات محرمانه درباره امنیت داخلی، جلسات تصمیم گیری درباره سیاست خارجی، تأثیرگذاری در تعیین فرمانداران و استانداران با اهرم فشار بر وزیر کشور، ارتباط با همه سفرا و تأثیرگذاری در انتخاب آن‌ها با اعمال فشار بر وزیر خارجه و ارتباط کارساز با وزرات اطلاعات و ارگان‌های نظامی و انتظامی، انگیزه اشتیاق فراوان نمایندگان برای عضویت در کمیسیون امنیت ملی است.

مجلس شورای اسلامی دارای بیست کمیسیون است که در مجموع صد عضو هیأت رئیسه، باید از میان نمایندگانی که عضو هیأت رئیسه مجلس نیستند، برگزیده شوند. با توجه به اینکه از ۲۸۶ نماینده مجلس، دوازده نفر عضو هیأت رئیسه مجلس شده‌اند، ۱۱۲ نفر (تقریبا ۴۰ درصد اعضای کنونی مجلس) به عضویت هیأت رئیسه‌های گوناگون نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، درخواهند آمد.


افراد مطرح برای ریاست برخی کمیسیون‌های گوناگون مجلس شورای اسلامی

نام

گزینه‌‌های احتمالی ریاست بر کمیسیون

آموزش و تحقیقات

مظفر ـ زاهدی ـ نبویان

اقتصادی

ارسلان فتحی پور ـ احمد توکلی

انرژی

سید موید حسینی ـ میرکاظمی ـ علی اصغر زارعی

اجتماعي

عیسی زاده ـ فاطمه رهبر

بهداشت و درمان

شهریاری

امنيت‌ملي و سياست‌خارجي

علاء الدین بروجردی ـ اسماعیل کوثری ـ کاظم جلالی

برنامه و بودجه و محاسبات

رضا عبدالهی، موسی الرضا ثروتی ـ مصباحی‌مقدم

صنایع و معادن

رحمانی ـ حمیدرضا فولادگر ـ سلیمانی

عمران

علی اکبر آقایی ـ مهدی هاشمی

فرهنگی

سید احمدرضا دستغیب ـ احمد سالک ـ شجاعی کیاسری

كشاورزي و آب و منابع طبيعي

عباس رجایی

شوراها و امور داخلی

روح الله حسینیان ـ امیر خجسته

قضایی و حقوقی

الله‌یارملک‌شاهی موسی غضنفرآبادی



افتتاحیه نهمین دوره مجلس

مراسم افتتاحیه نهمین دوره مجلس شورای اسلامی

مراسم افتتاحیه نهمین دوره مجلس شورای اسلامی صبح روز یکشنبه با حضور روسای قوای سه گانه برگزار شد. حضور همزمان و دوشادوش هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد در این مراسم از اخبار داغ پیرامون افتتاحیه مجلس نهم بود.

این همراهی از آنجا میسر شد که هاشمی و احمدی نژاد برای ورود به صحن علنی و پس از استقبال رسمی از سوی علی لاریجانی اولین مقاماتی بوند که اتاق میهمانان مجلس را ترک کردند.

عکس های مهر و باشگاه خبرنگاران از لحظات پیش از ورود مقامات عالی کشور به صحن علنی مجلس را مشاهده می کنید.








































معاونان رییس جمهور تغییر کردند

رييس جمهور در احكامي جداگانه معاونين خود را تغيير داده و جابجا كرد


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت ،رئیس جمهور در احکام جداگانه ای بهروز مرادی رییس سازمان هدفمندی یارانه ها را جایگزین ابراهیم عزیزی معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری و دکتر ابراهیم عزیزی را جایگزین لطف الله فروزنده معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی و لطف الله فروزنده را جایگزین محمد رضا میرتاج الدینی معاون پارلمانی رئیس جمهور نمود.

 رییس جمهورهمچنین میرتاج الدینی را نیز بعنوان معاون رییس جمهور در اجرای قانون اساسی منصوب کرد.

سفارت ایران در عراق

 


























اتفاقی نادر در نمایندگی ایران در اتیوپی:

دیپلماسی فرهنگی به عنوان شاخه‌ای از دیپلماسی عمومی، دارای اقدامات متنوع و متکثری است که در راه رسیدن به اهداف سیاست خارجی مورد استفاده قرار می‌گیرد تا فرهنگ فاخر و هویت اصیل یک کشور را برای جوامع دیگر عرضه بکند.


به گزارش «تابناک»، در این میان، آموزش زبان ملی و فراگیر کردن آن، همواره مورد توجه و عنایت خاص دولت‌هاست. کشورهایی که زبان و ادبیات آن به دلیل بهره‌مندی از عناصر جذاب، می‌تواند به راحتی مورد توجه دیگر ملت‌ها قرار گیرد، همواره بر این عنصر دیپلماسی فرهنگی سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ فرانسه می‌تواند در این باره مثال خوبی باشد، چرا که آنان، همواره حضور فرهنگی خود را با ترویج زبان فرانسوی تثبیت کرده‌اند.

در دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران، گسترش زبان و ادبیات فارسی دارای اهمیت راهبردی است و این اهمیت را می‌توان از فرمایش‌های رهبر انقلاب به روشنی دریافت.

به طور مشخص در باب جایگاه زبان فارسی در دیپلماسی فرهنگی، ایشان بر این باورند که زبان فارسی، یکی از ارکان دیپلماسی فرهنگی به شمار می‌رود و چنین بیان می‌فرمایند: یکی از وظایف اصلی سفیران فرهنگی، ترویج زبان فارسی از طریق پیگیری کرسی‌های زبان فارسی در مراکز علمی و دانشگاهی است.

متأسفانه، به رغم این ضرورت‌ها و تأکیدات، دیپلماسی فرهنگی و سازوکار آن چندان به این مهم توجه نمی‌کنند تا جایی که بنا بر اخبار موثق، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتیوپی، دوره زبان فارسی را تعطیل و آموزش زبان عربی را جایگزین آن کرده است. این کار در حالی انجام می‌شود که در سال‌‌های گذشته، رایزنی فرهنگی، توانسته بود با آموزش زبان فارسی و دوره ایران‌شناسی، افراد بسیاری را در رابطه با ایران علاقه‌مند سازد؛ اما این نگرانی هست که رویه فوق در دیگر رایزنی‌های فرهنگی نیز گسترش یابد.

حال این پرسش مطرح می‌شود که آموزش زبان عربی بر پایه چه منطقی جایگزین زبان فارسی در رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آدیس‌آبابا شده است؟!

آیا با وجود ۲۳ کشور عربی، این وظیفه جمهوری اسلامی ایران است که آموزش این زبان را در دیگر کشور‌ها گسترش دهد؟

و پرسش پایانی آن که آیا سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی بر این مسائل نظارت دارد یا خیر؟

خدایا!

خدایا

خدایا! گفتم خسته ام

گفتی  لا تقنطوا من رحمه الله.

گفتم هیچ کس نمیدونه تو دلم چی میگذره

گفتی  ان الله یحول بین المرء وقلبه.

گفتم  هیچ کس رو ندارم

گفتی  نحن اقرب الیه من حبل الورید.

گفتم  فراموشم نکردی؟

گفتی  فاذکرونی اذکرکم.