خاورمیانه اسلامی
منطقه خاورمیانه که به زعم بسیاری از کارشناسان مهم ترین زیر سیستم جهان به شمار می رود و از آن به عنوان منطقهی هارتلند و یا از بخشی از آن نام می برند، همواره کانون توجه مراکز استعماری جهان بوده است و از دیرباز نقش بسیار مهمی در راهبرد امنیتی این کشورها بویژه ایالات متحده امریکا داشته است.
ایالات متحده امریکا و ایادی غربی آن برای تسلط بر این منطقه که از اهمیت استراتژیک و ژئو پلیتیک فوق العاده ای برخوردار است، طرح های مختلفی را به منصهی ظهور گذاشته اند که از جمله ی آن می توان به "نقشه راه"، "طرح خاورمیانه بزرگ"، "طرح خاور میانه گسترده"، "طرح خاورمیانه جدید" و... اشاره کرد.
اما در ابتدا باید به این سؤال مهم پاسخ دهیم که چرا منطقه خاورمیانه از این اهمیت برخوردار است؟
اهمیت خاورمیانه دلایل زیادی دارد و به مسائل و موضوعات مختلفی برمیگردد. از لحاظ فرهنگی، خاورمیانه محل ظهور همه ادیان الهی است و به همین دلیل مردم این منطقه بسیار دینباور هستند؛ به لحاظ جغرافیایی خاورمیانه محل اتصال سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا است؛ به لحاظ ژئوپلیتیکی نقاط مهمی مثل بابالمندب، تنگه هرمز و کانال سوئز در خاورمیانه واقع شده است و نقاط بسیار مهم استراتژیک در سطح جهان هستند؛ به لحاظ اقتصادی منطقه خاورمیانه بیش از ۶۴ درصد مخازن نفت و گاز دنیا را در خودش جای داده است که این هم یک موقعیت ممتاز به منطقه بخشیده است. از دیربازیعنی حدود ۵۰۰ سال پیش نیز تمام قدرتهای بینالمللی و استعمارگران تلاش کردهاند تا در این منطقه حضور داشته باشند؛ پرتغالیها، هلندیها، فرانسویها، انگلیسیها و آمریکاییها پس از جنگ جهانی دوم تلاش کردند در این منطقه حضور داشته باشند و استراتژیستهای بزرگ همواره در طول تاریخ گفتهاند که برای تسلط بر جهان باید بر خاورمیانه مسلط بود. اینیک واقعیت است. 1
این منطقه همواره بخشی از دکترین های رؤسای جمهور امریکا را به خود اختصاص داده است؛ به طور مثال سیاست نیکسون در این منطقه در چارچوب دکترین نیکسون- کسینجر موسوم به "سیاست دو ستون" بود که ایران وعربستان را دو ستون امنیت خلیج فارس می دانستند و نقش ژاندارمی را هم برای ایران قائل بودند.2 جیمی کارتر رئیس جمهور دمکرات امریکا صلح خاورمیانه را به عنوان وظیفه اصلی سیاست خارجی امریکا در دستور کار قرار داد و اصل خود که به "اصل کارتر" مشهور شد و سران امریکا بارها وفاداری خود را به این اصل اعلام کرده اند را این چنین مطرح کرد:
" هر تلاشی از سوی هر قدرت خارجی برای کسب سلطه بر منطقه خاورمیانه صورت گیرد، تجاوز به منافع حیاتی امریکا تلقی خواهد شد و امریکا با استفاده از کلیه وسایل لازم، از جمله با استفاده از نیروی نظامی، در مقابل چنین تجاوزی خواهد ایستاد."3
پس این منطقه که به مرکز ثقل قدرت های صنعتی تبدیل شده است تقریبا تمامی قدرت های صنعتی جهان را در بازی پیچیده رقابت های جهانی، مجبور به حضور در این منطقه حساس کرده است به طوری که می توان گفت" می توان انتظار داشت که ترکیب قدرت در منطقه خاور میانه، آیینه ترکیب قدرت جهانی در نظم نوین جهانی خواهد بود."4
حال قبل از اینکه به بررسی روند شکل گیری خاور میانه اسلامی بپردازیم ابتدا یکی از طرح های کلی امریکا در این منطقه را مورد بررسی قرار دهیم و سپس به بررسی خاورمیانه اسلامی می پردازیم و مختصات این خاورمیانه مفروض را مورد بحث قرار می دهیم.
طرح خاور میانه بزرگ
این طرح را که پس از 11 سپتامبر ارائه و برای نخستین بار توسط کالین پاول مطرح شد، می توان بخشی از طرح نظم نوین نوین جهانی و استعمار فرانو برای منطقه خاورمیانه دانست که البته مورد حمایت و دفاع تمامی قدرت های استعماری است و دارای ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادیاست.
طرح خاور میانه بزرگ در مؤسسه هریتیج امریکا تهیه و در ژوئن 2004 در اجلاس هشت کشور صنعتی بزرگ جهان به تصویب رسید واین کشورها رسما حمایت خود را از اجرای آن اعلام کردند. اهداف عمده این طرح عبارتند از : استحاله کامل فرهنگی مردم منطقه و جلوگیری از رشد بنیاد گرایی اسلامی به شیوه ایران، محور قرار گرفتن رژیم اشغالگر قدس به عنوان ژاندارم منطقه و کنترل و دسترسی آسان به نفت و...
در این طرح استفاده از روش های مختلف پیش بینی شده است از جمله: تغییر روش و محتوای آموزشی و انتقال علوم به ویژه علوم انسانی از کشورهای گروه هشت به این منطقه، ایجاد تحول در ساختارهای اجتماعی از طریقNGOو تغییر در نظام آموزشی، ایجاد تحول در ساختارهای جامعه مدنی از طریق فعالیت آزاد رسانه ای و ایجادNGO و حمایت از دمکراسی در کشورها، توسعه فرصت های اقتصادی از طریق تشکیل صندوق بین المللی خاورمیانه و بانک توسعه خاورمیانه با همکاری کشورهای گروه هشت و گسترش تجارت آزاد و... با اجرای این طرح از نظر فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، این منطقه مستقیما زیر نظر قدرت های بزرگ اداره خواهد شد و حاکمیت ملی در این منطقه کمرنگ خواهد گردید.5
یکی از مهم ترین اهداف این طرح تبدیل اسرائیل به قدرت برتر نظامی منطقه و مهار جمهوری اسلامی و منزوی کردن ایران بود که حذف بازوهای جمهوری اسلامی در منطقه از جمله حزب الله و حماس که تهدیدی جدی برای امنیت اسرائیل به شمار می رود هم از اهداف کلان آن بود، به طوری که کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه امریکا در زمان جنگ 33 روزه که با هدف نابودی و یا خلع سلاح مقاومت در ژوئیه 2006 طراحی شده بود از مردم لبنان خواست درد زایمان خاورمیانه جدید را تحمل کنند؛ البته این نوزاد مرده متولد شده خانم رایس فاز بعدی طرح امریکا در مورد خاورمیانه بود که این هم با شکست مواجه شد.
طرح خاور میانه بزرگ که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان با شکست مواجه شد زمینه برای تحقق خاورمیانه جدیدی فراهم کرد و این خاورمیانه چیزی نبود جز خاور میانه اسلامی.
خاورمیانه اسلامی که نطفهی آن با انقلاب اسلامی ایران منعقد شده بود و انقلاب اسلامی با اتخاذ راهبرد صدور انقلاب آن هم در بعد تربیتی زمینه های تحقق آن را فراهم کرده بود، با به راه افتادن موج عظیم بیداری اسلامی و خیزش های اسلامی در منطقه شتاب تازه ای به خود گرفته است.
مقام معظم رهبری که از مدت ها پیش شکل گیری خاورمیانه اسلامی را وعده داده بود، در سال گذشته در دیدار با گروههای مبارز فلسطینی فرمودند: "شکی نسیت که بر اساس حقایقی که خداوند متعال تقدیر کرده است، خاورمیانهی جدید شکل خواهد گرفت و این خاورمیانه، خاورمیانهی اسلام است."
همچنین ایشان در پیام خود به کنگره حج سال 89 نکات دیگری را در این زمینه متذکر شدند:
"گسترش موج بیداری اسلامی در دنیای امروز حقیقتی است که فردای نیکی را به امت اسلامی نوید میدهد. از سه دهه پیش که با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی، این خیزش پرقدرت آغاز شد، امت بزرگ ما بیوقفه پیش رفته، موانعی را از سر راه برداشته و سنگرهایی را فتح کرده است."
همچنین ایشان در ادامه افزودند:
"امروز برخلاف سی سال پیش، رژیم صهیونیستی دیگر یک هیولای شکستناپذیری نیست؛ برخلاف دو دهه پیش، آمریکا و غرب تصمیمگیران بی چون و چرا در خاورمیانه نیستند؛ بر خلاف ده سال پیش فنآوری هستهای و دیگر فناوریهای پیچیده برای ملتهای مسلمان منطقه، دور از دسترس و افسانهگون به شمار نمیرود. امروز ملت فلسطین، قهرمان مقاومت است، ملت لبنان به تنهایی شکنندهی هیبت پوشالی رژیم صهیونیستی و فاتح جنگ 33روزه است و ملت ایران پرچمدار و خط شکن حرکت به سمت قلهها است."
روند شکل گیری خاورمیانه اسلامی که با شکست امریکا در چهار جنگ افغانستان، عراق، 33 روزه و 22 روزه تسریعیافته بود، با به راه افتادن موج عظیم بیداری اسلامی که به تعبیر مقام معظم رهبری متاثر از اسلام و انقلاب اسلامی می باشد و یک حرکت تمام شدنی و رو به عقب نبوده وارد فاز جدیدی شده است.
اگر بخواهیم به جایگاه رژیم صهیونیستی در این دو خاورمیانه بپردازیم؛ در طرح خاورمیانه بزرگ اسرائیل به عنوان ژاندارم منطقه و قدرت برتر نظامی شناخته می شد و بالطبع این رژیم جعلی که پاسخگوی هیچیک از جنایات و اشتباهات خود نبوده و نیست، آنوقت دیگر با قباحت تمام به اجرای طرح های خود از جمله حذف کامل فلسطین،یهودی سازی قدس و ادامه شهرک سازی ها، عدم بازگشت آوارگان به موطن خود و... ادامه می داد.
اما در خاورمیانه اسلامی که پس از خیزش های اسلامی نظم ژئوپلیتیک جدیدی به خود گرفته و با تغییر توازن استراتژیک در منطقه که هر چه به جلو میرویم به نفع محور مقاومت و به ضرر محور سازش با اسرائیل بوده است؛ مهم ترین بحرانی که رژیم صهیونیستی را تهدید می کند؛ بحران موجودیت و مشروعیت است.
اما این خاورمیانه اسلامی که بر مبنای خواست ملت های منطقه در حال شکل گیری است چه ویژگیهایی دارد؟
خاورمیانه اسلامی مبتنی بر وحدت و همگرایی جهان اسلام می باشد و فرصت ها و تهدیدهای تک تک کشورهای جهان اسلام را به فرصتها و تهدیدهای مشترک تبدیل می کند و این کشورها با ایجاد نظام امنیت دسته جمعی مانع از نفوذ و دخالتهای استکباری در منطقه می شوند و با ارتقای نظام دفاعی در قالب ائتلاف و پیمانهای دفاعی خود به یک قطب مهم در نظام به اصطلاح تک - چند قطبی جهان تبدیل می شود.
خاورمیانه اسلامی با تشکیل امت واحدهی اسلامی و با رهبری واحد نفی ظلم و ظالم در دستور کار خود قرار می دهد و اجازه جولان به تریروریست ها نمی دهد چه تروریسم دولتی منطقه یعنی اسرائیل و چه گروهک های تروریستی ساخته دست امریکا مانند طالبان، القاعده، پژاک، جندالله و...
در خاورمیانه اسلامی با تئوریزه شدن قوانین اسلامی در کلیه شئون اجتماعی و آموزههای جهان شمول اسلام و حاکم شدن آن بر تمامی نظام های سیاسی منطقه به جای قوانین سکولار و نظام های لائیک، موجب فروپاشی نظم نوین امریکایی در منطقه و برهم زدن هژمونی امریکا و متحدین آن در منطقه خواهد شد و دیگر در آن اسلام امریکایی جایی نخواهد داشت و سرنوشت حکام فاسد و وابسته برخی از این کشورها هم به سرنوشت نامبارک ها پیوند خواهد خورد.
در خاورمیانه اسلامی با پویا تر شدن سازمان کنفرانس اسلامی و استفاده بیشتر از ظرفیت های نهفته در آن و دیگر سازمان ها، از طرفی موجب شکل گیری پیمان های چند جانبه در منطقه می شود و از طرفی با تاسیس دادگاه بین المللی اسلامی دیگر شاهد جنایت های به وقوع پیوسته در غزه، بحرین، عراق، پاراچنار و ... نخواهیم بود.
خاورمیانه اسلامی که بر مبنای برادری و اخوت مسلمانان اعم از شیعه و سنی شکل می گیرد دیگر جایی برای مؤلفه های قومی، نژادی، مذهبی و غیره نخواهد گذاشت و همه ی مسلمان خود را عضوی از یک خانواده ی بزرگ که همان امت واحده هست می دانند و آنچه که مهم است وحدت اسلامی است که منظور ابعاد گوناگون وحدت یعنی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، نظامی و .... می باشد.
در خاورمیانه اسلامی جایی برای ظلم و استعمار و استثمار باقی نخواهد ماند و استقلال، عدالت، آزادی و آزادگی به مهم ترین آرمان های آن تبدیل خواهد شد که در سایه این آرمان ها می توان به پیشرفت های علمی و صنعتی و تبدیل شدن به قطب اول جهان امیدوار بود.
آری خاورمیانه اسلامی که با به وقوع پیوستن بیداری اسلامی سرعت فوق العاده ای برای تحقق گرفته است، همان مدینهی فاضله ی مد نظر همه ی مسلمان و آزادگان منطقه می باشد تا زمینه را برای برپایی حکومت جهانی عدل و داد، فراهم کند.
پی نوشت:
1- مصاحبه دکتر محمد اکرمینیا با شبکه خبر دانشجو در تاریخ 4 اردیبهشت 1390.
2- علی اختر شهر : ارتباط ایران و امریکا، ص 69.
3- نظام شرابی : امریکا و اعراب، ج2، ترجمه ی عباس عرب، ص 1341.
4- سعید تائب: (( قانون داماتو: ایرانیا اروپا؟))، مجله سیاست خارجی، سال یازدهم، شماره 1، بهار 1376، ص 3.
5- ویژه نامه عصر امید،" استعمار فرانو"، شماره 8، بهار 1387.
سفیر جدید ایران در سیرالئون
انتصاب سفیر جدید ایران در سیرالئون
تحریم تازه اتحادیه اروپا علیه ایران
لیست تحریم تازه اتحادیه اروپا علیه ایران+سند
به گزارش شفاف، در هر حال خیز بلند انگلستان و فرانسه برای تحریم بانک مرکزی و نفت جمهوری اسلامی به سد بلند بحران اقتصادی و وابستگی کشورهای بحرانزده اروپایی که نفت خود را با شرایط مناسب از ایران تامین میکنند برخورد کرده است تا مساله تحریم ایران در غرب به چالش تازهای تبدیل شود.

چالشی که بحران تازه در عدم موفقیت در تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران را در پی خواهد داشت.
البته دومین نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپا به منظور اعمال تحریمهای بیشتر علیه جمهوری اسلامی در پی انتشار تازهترین گزارش مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه هستهای ایران، پنجشنبه گذشته در بروکسل مقر اتحادیه اروپا برگزار شد که منجر به تحریم ۱۸۰ شرکت و شخصیت ایرانی شد.
نکته جالب اینجاست که ۱۲۰ شرکت که در لیست تحریمهای غرب قرار دارند از شرکتهای وابسته به کشتی رانی هستند که اکثر آنها نیز به حمل نفت و جابجایی نفت اختصاص داشتهاند و با توجه به این لیست ثابت میشود که بعد از تریم ارزی، تحریم نفتی ایران در اولویت اتحادیه اروپال و آمریکا قرار دارد هر چند که با تجه به وضعیت اقتصادی اتحادیه اروپا و اقتصاد بحران زده آن، تحریم نفت ایران و حتی بانک مرکزی ایران چندان آسان نخواهد بود.
نکته دیگر آنکه اکثر این ۱۲۰ شرکت وابسته به کشتی رانی، خارج از ایران ثبت شدهاند و کشورهای دوبی، چین، فرانسه، پاکستان، تایلند و مالزی بیشترین سهم را دربین این شرکتهای ثبت شده دارند.
در این بین نام تمام بانکهای ایرانی نیز در لیست تحریمها دیده میشود و شاید این اولین گام برای تحریم جدی بانک مرکزی ایران باشد.
لیست شرکتها و افراد تحریم شده عبارتند از:
بانکها، بانکیها و شرکتهای بازرگانی و اقتصادی:
در میان لیست دوم دسامبر ۲۰۱۲ تحریمهای اتحادیه اروپا علیه ایران، نام افرادی همچون دکتر احمد عزیزی (بانک ملی)، حسن بهادری (بانک آرین)، پیمان نوری (بانک رفاه)، کامران دانشجو، عبدالناصر همتی (بانک سینا)، محمود جهرمی (بانک صادرات)، مجید خوانساری (شرکت کالای الکتریک)، محمود رضا خاوری (بانک ملی)، محمودرضا مشکاتیان (پارسیان)، محمود محبیان (پست بانک)، صدیقی (بانک ملی)، علی کریمیان (بازرگانی)، میلاد جعفری (بازرگانی)، محمدرضا رضوانیزاده (سوره)، جواد آل یاسین و بهمن ولیکی (بانک توسعه) دیده میشود.
همچنین نام برخی از دانشمندان هستهای و مدیران رده بالای وزارت دفاع نیز در این ردیف قرار گرفته است.
شرکت آریا نیکان (تهیه مواد تعیین شده در بخش راکتور)، برق آذرخش (دخیل در برق رسانی به نیروگاه هستهای)، بهینه بازرگانی، عیوض تکنیک (تولید کننده تجهیزات خلاء)، Fatsa (پردازش اورانیوم و تولید سوخت هستهای ایران)، شرکت غنی اورانیوم سازی، ایران پویا (اکسترودر آلومینیوم)، شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی فلات قاره ایران)، کارانیر (خرید برای تجهیز صنعت)، خلاء آفرین پارس، MACPAR Makina San Ve Tic (ثبت شده در استانبول، تامین کننده مواد مورد نیاز برای یکی از صنایع زیرمجموعه وزارت دفاع)، مهندسی توسعه ساخت اتمی (کالای الکتریکی مورد نیاز در صنایع هستهای)، سنجش مبین، متافاز (وابسته به دانشگاه مالک اشتر)، سامان نصب زاینده رود (پیمانکار ساخت و ساز) سامان توسعه آسیا، صنایع ثامن، سوره (سوخت هستهای شرکت راکتور)، STEP Standart Teknik Parca San ve TIC A. S (ثبت شده در استانبول)، سورنا (شرکت ساخت و راه اندازی هستهای)، تابا (ساخت ابزار برش)، تست تفسیر (تولید و عرضه ظروف خاص UF۶، توسعه سیلوها، یار صنعت، توربو کمپرسور نفت به دلیل مشارکت در برنامه هستهای در لیست تحریم قرار گرفتهاند.
نکته جالب توجه اینجاست که اکثر شرکتهای هستهای تحریم شده، شرکتهای بازرگانی تجهیزات هستند نه شرکتهای مهندسی. بر اساس این لیست ۳۰ شرکت هستهای تحریم شده، شرکتهایی هستند که تجهیزات را برای نیروگاههای کشور معامله میکردند.
افراد تحریم شده:
عظیم آقاجانی، ابوالقاسم طباطبایی (سید اکبر طهماسبی) و یاس ایر نیز به دلیل ارتباط به سپاه پاسداران در این لیست قرار دارند.
نام قاسم نبیپور (خبازی)، ناصر باطنی، منصور اسلامی، محمد طلایی، محمد مقدمی فرد، کاپیتان علیرضا قزل، غلام حسین گل پرور، حسن جلیلزاده، محمد هادی پژند، احمد سرکندی، سید علاء الدین سادات رسول نیز در این لیست دیده میشود.
شرکت و افراد وابسته به کشتیرانی:
از سوی دیگر نام احمد تفضلی از مدیران و مسئولین خطوط کشتیرانی منسوب به ایران در داخل و خارج کشور نیز در این لیست حضور دارد.
E-Sail Shipping Company (ثبت شده در شانگهای)، موسسه آموزشی کشتیرانی، کشتیرانی کارا (هامبورگ)، شرکت خای بار، آژانس دریایی Boustead (مالزی)، خط کشتیرانی کیش، خدمات کشتریانی دایاموند (اسکندریه)، OTS Steinweg Agency، شرکت دریایی Good Luck (دوبی)، Ocean Express Agencies (پاکستان)، OTS Steinweg (استنبول)، Universal Transportation Limitation (تایلند)، Walship SA (الجزایر)، Acena Shipping Company، Alpha Kara Navigation Limited، Alpha Nari Navigation، Aspasis Marine Corporation (دوبی)، Atlantic Intermoda، Avrasya Container Shipping Lines، Azores Shipping (دوبی)، Beta Kara Navigation (ملتا) و در مجموع بیش از صد شرکت کشتیرانی که در خارج از کشور ثبت شدهاند (دوبی، هنگ کنگ، امارات، شانگهای، هامبورگ، اسکندریه، پاکستان، استانبول، تایلند، الجزائر، قبرس، مالتا، سنگاپور، داگلاس ایرلند، ایسلند، لندن، تریخ توماس فرانسه، لو شو و پاناما) در این لیست دیده میشود. همانطور که گفته شد، این شرکتها در بحث حمل و نقل محمولههای نفتی فعالیت داشتند.
در هر حال، در حال حاضر همه غربیها متفقالقول شدهاند که نفت ایران غیرقابل تحریم است و در شرایط ملتهب سیاسی فعلی، نمیتوان از نفت صادراتی ایران صرفنظر کرد.
بسیاری از کارشناسان ایرانی و خارجی اعلام کرده بودند که در صورت تحریم ایران، قیمتهای جهانی نه فقط نفت، بلکه قیمتهای جهانی انرژی افزایش مییابد و همه کشورها چه مصرفکننده و چه تولیدکننده، با مشکل مواجه میشوند.
به نظر میرسد، غرب که درفرستادن گزارش آژانس به شورای امنیت با شکست مواجه شد، دور تازهای از تلاشها برای اعمال تحریمهای یک جانبه و خارج از چارچوب شورای امنیت را در دستور کار قرار داده است. تلاشهایی که پیشگام آن سه کشور بریتانیا، آمریکا و کانادا بودند که مدعی شدند در اقدامی هماهنگ تحریمهای جدیدی علیه ایران اعمال کردند. هر چند این اقدام چندان هم هماهنگ نبود چرا که این سه کشور تنها در تحریم شرکتهای فعال در حوزه انرژی جمهوری اسلامی با یکدیگر هماهنگ بودند و آمریکا، بریتانیا و کانادا را در تحریم بانک مرکزی همراهی نکرد.
با این حال این تحریمها سرآغازی شد بر اعمال فشارهای تازه علیه جمهوری اسلامی ایران؛ اعمال فشارهایی که تنها مورد حمایت فرانسه قرار گرفت و نیکلا سارکوزی، رییسجمهوری این کشور، در نامهای از رهبران کشورهای اروپایی، آمریکا، کانادا و ژاپن خواست به تحریم بانک مرکزی و صنعت نفت ایران بپیوندند.
در هر حال باید نشست و دید نتیجه این تلاشهای رو به شکست غرب چه خواهد بود و آیا سرانجام تحریمهای نفتی برای ایران اعمال میشود یا خیر؟
تحریم تازه اتحادیه اروپا علیه ایران
به گزارش شفاف، در هر حال خیز بلند انگلستان و فرانسه برای تحریم بانک مرکزی و نفت جمهوری اسلامی به سد بلند بحران اقتصادی و وابستگی کشورهای بحرانزده اروپایی که نفت خود را با شرایط مناسب از ایران تامین میکنند برخورد کرده است تا مساله تحریم ایران در غرب به چالش تازهای تبدیل شود.

چالشی که بحران تازه در عدم موفقیت در تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران را در پی خواهد داشت.
البته دومین نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپا به منظور اعمال تحریمهای بیشتر علیه جمهوری اسلامی در پی انتشار تازهترین گزارش مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه هستهای ایران، پنجشنبه گذشته در بروکسل مقر اتحادیه اروپا برگزار شد که منجر به تحریم ۱۸۰ شرکت و شخصیت ایرانی شد.
نکته جالب اینجاست که ۱۲۰ شرکت که در لیست تحریمهای غرب قرار دارند از شرکتهای وابسته به کشتی رانی هستند که اکثر آنها نیز به حمل نفت و جابجایی نفت اختصاص داشتهاند و با توجه به این لیست ثابت میشود که بعد از تریم ارزی، تحریم نفتی ایران در اولویت اتحادیه اروپال و آمریکا قرار دارد هر چند که با تجه به وضعیت اقتصادی اتحادیه اروپا و اقتصاد بحران زده آن، تحریم نفت ایران و حتی بانک مرکزی ایران چندان آسان نخواهد بود.
نکته دیگر آنکه اکثر این ۱۲۰ شرکت وابسته به کشتی رانی، خارج از ایران ثبت شدهاند و کشورهای دوبی، چین، فرانسه، پاکستان، تایلند و مالزی بیشترین سهم را دربین این شرکتهای ثبت شده دارند.
در این بین نام تمام بانکهای ایرانی نیز در لیست تحریمها دیده میشود و شاید این اولین گام برای تحریم جدی بانک مرکزی ایران باشد.
لیست شرکتها و افراد تحریم شده عبارتند از:
بانکها، بانکیها و شرکتهای بازرگانی و اقتصادی:
در میان لیست دوم دسامبر ۲۰۱۲ تحریمهای اتحادیه اروپا علیه ایران، نام افرادی همچون دکتر احمد عزیزی (بانک ملی)، حسن بهادری (بانک آرین)، پیمان نوری (بانک رفاه)، کامران دانشجو، عبدالناصر همتی (بانک سینا)، محمود جهرمی (بانک صادرات)، مجید خوانساری (شرکت کالای الکتریک)، محمود رضا خاوری (بانک ملی)، محمودرضا مشکاتیان (پارسیان)، محمود محبیان (پست بانک)، صدیقی (بانک ملی)، علی کریمیان (بازرگانی)، میلاد جعفری (بازرگانی)، محمدرضا رضوانیزاده (سوره)، جواد آل یاسین و بهمن ولیکی (بانک توسعه) دیده میشود.
همچنین نام برخی از دانشمندان هستهای و مدیران رده بالای وزارت دفاع نیز در این ردیف قرار گرفته است.
شرکت آریا نیکان (تهیه مواد تعیین شده در بخش راکتور)، برق آذرخش (دخیل در برق رسانی به نیروگاه هستهای)، بهینه بازرگانی، عیوض تکنیک (تولید کننده تجهیزات خلاء)، Fatsa (پردازش اورانیوم و تولید سوخت هستهای ایران)، شرکت غنی اورانیوم سازی، ایران پویا (اکسترودر آلومینیوم)، شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی فلات قاره ایران)، کارانیر (خرید برای تجهیز صنعت)، خلاء آفرین پارس، MACPAR Makina San Ve Tic (ثبت شده در استانبول، تامین کننده مواد مورد نیاز برای یکی از صنایع زیرمجموعه وزارت دفاع)، مهندسی توسعه ساخت اتمی (کالای الکتریکی مورد نیاز در صنایع هستهای)، سنجش مبین، متافاز (وابسته به دانشگاه مالک اشتر)، سامان نصب زاینده رود (پیمانکار ساخت و ساز) سامان توسعه آسیا، صنایع ثامن، سوره (سوخت هستهای شرکت راکتور)، STEP Standart Teknik Parca San ve TIC A. S (ثبت شده در استانبول)، سورنا (شرکت ساخت و راه اندازی هستهای)، تابا (ساخت ابزار برش)، تست تفسیر (تولید و عرضه ظروف خاص UF۶، توسعه سیلوها، یار صنعت، توربو کمپرسور نفت به دلیل مشارکت در برنامه هستهای در لیست تحریم قرار گرفتهاند.
نکته جالب توجه اینجاست که اکثر شرکتهای هستهای تحریم شده، شرکتهای بازرگانی تجهیزات هستند نه شرکتهای مهندسی. بر اساس این لیست ۳۰ شرکت هستهای تحریم شده، شرکتهایی هستند که تجهیزات را برای نیروگاههای کشور معامله میکردند.
افراد تحریم شده:
عظیم آقاجانی، ابوالقاسم طباطبایی (سید اکبر طهماسبی) و یاس ایر نیز به دلیل ارتباط به سپاه پاسداران در این لیست قرار دارند.
نام قاسم نبیپور (خبازی)، ناصر باطنی، منصور اسلامی، محمد طلایی، محمد مقدمی فرد، کاپیتان علیرضا قزل، غلام حسین گل پرور، حسن جلیلزاده، محمد هادی پژند، احمد سرکندی، سید علاء الدین سادات رسول نیز در این لیست دیده میشود.
شرکت و افراد وابسته به کشتیرانی:
از سوی دیگر نام احمد تفضلی از مدیران و مسئولین خطوط کشتیرانی منسوب به ایران در داخل و خارج کشور نیز در این لیست حضور دارد.
E-Sail Shipping Company (ثبت شده در شانگهای)، موسسه آموزشی کشتیرانی، کشتیرانی کارا (هامبورگ)، شرکت خای بار، آژانس دریایی Boustead (مالزی)، خط کشتیرانی کیش، خدمات کشتریانی دایاموند (اسکندریه)، OTS Steinweg Agency، شرکت دریایی Good Luck (دوبی)، Ocean Express Agencies (پاکستان)، OTS Steinweg (استنبول)، Universal Transportation Limitation (تایلند)، Walship SA (الجزایر)، Acena Shipping Company، Alpha Kara Navigation Limited، Alpha Nari Navigation، Aspasis Marine Corporation (دوبی)، Atlantic Intermoda، Avrasya Container Shipping Lines، Azores Shipping (دوبی)، Beta Kara Navigation (ملتا) و در مجموع بیش از صد شرکت کشتیرانی که در خارج از کشور ثبت شدهاند (دوبی، هنگ کنگ، امارات، شانگهای، هامبورگ، اسکندریه، پاکستان، استانبول، تایلند، الجزائر، قبرس، مالتا، سنگاپور، داگلاس ایرلند، ایسلند، لندن، تریخ توماس فرانسه، لو شو و پاناما) در این لیست دیده میشود. همانطور که گفته شد، این شرکتها در بحث حمل و نقل محمولههای نفتی فعالیت داشتند.
در هر حال، در حال حاضر همه غربیها متفقالقول شدهاند که نفت ایران غیرقابل تحریم است و در شرایط ملتهب سیاسی فعلی، نمیتوان از نفت صادراتی ایران صرفنظر کرد.
بسیاری از کارشناسان ایرانی و خارجی اعلام کرده بودند که در صورت تحریم ایران، قیمتهای جهانی نه فقط نفت، بلکه قیمتهای جهانی انرژی افزایش مییابد و همه کشورها چه مصرفکننده و چه تولیدکننده، با مشکل مواجه میشوند.
به نظر میرسد، غرب که درفرستادن گزارش آژانس به شورای امنیت با شکست مواجه شد، دور تازهای از تلاشها برای اعمال تحریمهای یک جانبه و خارج از چارچوب شورای امنیت را در دستور کار قرار داده است. تلاشهایی که پیشگام آن سه کشور بریتانیا، آمریکا و کانادا بودند که مدعی شدند در اقدامی هماهنگ تحریمهای جدیدی علیه ایران اعمال کردند. هر چند این اقدام چندان هم هماهنگ نبود چرا که این سه کشور تنها در تحریم شرکتهای فعال در حوزه انرژی جمهوری اسلامی با یکدیگر هماهنگ بودند و آمریکا، بریتانیا و کانادا را در تحریم بانک مرکزی همراهی نکرد.
با این حال این تحریمها سرآغازی شد بر اعمال فشارهای تازه علیه جمهوری اسلامی ایران؛ اعمال فشارهایی که تنها مورد حمایت فرانسه قرار گرفت و نیکلا سارکوزی، رییسجمهوری این کشور، در نامهای از رهبران کشورهای اروپایی، آمریکا، کانادا و ژاپن خواست به تحریم بانک مرکزی و صنعت نفت ایران بپیوندند.
در هر حال باید نشست و دید نتیجه این تلاشهای رو به شکست غرب چه خواهد بود و آیا سرانجام تحریمهای نفتی برای ایران اعمال میشود یا خیر؟
انتصابات جدید در وزارت خارجه
به گزارش خبرنگار مهر، در همین راستا به منظور تمرکز بیشتر امور سیاسی و اقتصادی و افزایش کارآمدی امور اقتصادی خارجی در سال جهاد اقتصادی ، معاونتهای سیاسی و اقتصادی ادغام شد.
همچنین با توجه به اهمیت ، نقش و تاثیرگذاری دیپلماسی عمومی به عنوان مکمل سیاستهای رسمی خارجی ، در ساختار جدید مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای با هدف پیگیری جدی اهداف سیاست خارجی در این حوزه ایجاد شد.
ضمنا به منظور ایجاد تمرکز بیشتر در مسائل مربوط به حوزه آمریکا، تشکیلات جدیدی با عنوان دستیار معاون وزیر در شمال آمریکا در ساختار جدید پیش بینی شده است.
هادی سلیمان پور نیز به عنوان رئیس مرکز آموزش و پژوهشهای بین المللی وزارت خارجه تعیین شده است.
علاوه بر این عبدالرحیم ساداتی فر به عنوان مدیر کل وزارتی منصوب شد.
علاوه بر این محمد طاهر ربانی به عنوان مدیر کل دیپلماسی عمومی، کامبیز جلالی مدیر کل آمریکای لاتین، حمید بیات مدیر کل خاورمیانه و شمال آفریقا، عباس ولی ا.. محمدی نصرآبادی مدیر کل آفریقا، واعظی دهنوی مدیر کل ارزیابی و نظارت، فتاح احمدی مشاور وزیر، غلامرضا انصاری دستیار وزیر در امور اقتصادی و رضا زبیب دستیار معاون اروپا و آمریکا ( در امور آمریکای شمالی )منصوب شدند.
همچنین قرار است طی هفته های آتی علی اصغر خاجی سفیر فعلی جمهوری اسلامی ایران در بروکسل بعنوان معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه مشغول به کار شود.
گفتنی است طی هفته های اخیر جعفر شمسیان بعنوان مشاور وزیر و قائم مقام معاون اداری و مالی ، محمد تقی موید مدیر کل اموال ، ساختمان و پشتیبانی و محمد منیری نیک نیز به سمت مدیر کل فن آوری اطلاعات منصوب و مشغول به کار شده اند.
شایان ذکر است که در ساختار جدید معاونتهای خاورمیانه و مشترک المنافع و آفریقا نیز منحل شده و به جای آنها معاونت عربی و آفریقا تشکیل شده است.
جلسه معارفه مسئولین منصوب شده امروز بعد از ظهر در وزارت امور خارجه برگزار خواهد شد.
استراتژي جديد ناتو بر ايران
به گزارش روابط عمومي مركز پژوهشها، دفتر مطالعات سياسي اين مركز مهمترين تبعات و پيامدهاي اين استراتژي براي امنيت ملي ايران را در محورهايي بدين شرح برشمرده است:
1 – يكي از تهديدات امنيتي كه ناتو براي خود در دهه آينده ترسيم كرده است در حوزه سلاحهاي متعارف، موشكهاي بالستيك و در حوزه سلاحهاي نامتعارف اشاعه سلاحهاي هستهاي است، از اين رو با توجه به اتهامات غرب عليه ايران برنامه موشكي كشورمان و نير فناوري هستهاي صلحآميز كشور مسلما در زمره تهديدات امنيتي قرار ميگيرند. ناتو اساسا همانند سندNPR ايالات متحده، اصل غنيسازي توسط كشورها را تهديد و مساوي اشاعه دانسته و طبعا به مقابله با آن اقدام ميكند.
در مجموع، در حوزه برنامه موشكي جمهوري اسلامي، سپر دفاع موشكي ناتو ميتواند تهديدي جدي عليه جمهوري اسلامي تلقي شود. استقرار بخشي از سامانه اين سپر دفاع موشكي در تركيه و در همسايگي ايران – هر چند با تلاش اين كشور مقرر شد عليه هيچ كشوري هدفگيري نشود – ولي در مجموع اين كاركرد تهديدي را عليه ايران خواهد داشت.
از سوي ديگر برنامه هستهاي صلحآميز ايران كه از جانب غرب تهديدي براي ناتو معرفي ميشود ميتواند در حوزه بحران سازي فراتر از مرزهاي ناتو طبقهبندي شده و با كمك شركاي اين پيمان كه كشورهاي حوزه خليجفارس و حتي روسيه را شامل ميشود، مهار ايران بيش از گذشته در دستور كار قرار گيرد و از اين منظر چالشهايي براي كشور به وجود آورد.
2 – برنامه مديريت بحران ناتو كه به طور مفصل در سند جديد به آن پرداخته شده است نيز از حيث آنكه قصد دارد نگاهي جامع به مسائل داشته و علاوه بر مسائل نظامي به حوزههاي سياسي ، اقتصادي و...
حزب كمونيست چين و اقتصاد جهان
سيد محمد صادق شيرازي-نود سال از تشکیل حزب کمونیست چین میگذرد اما این حزب با آرمانی که رهبرانش برای آن متصور شده بودند فاصله زیادی دارد.
روزگاري كه حزب كمونيست چين توسط مائو پايه گذاري شد شايد تسلط مطلق و مقتدرانه آن بر چين و بخشي از كشورهاي همسايه به عنوان يك آرمان در ذهن موسسين آن مي گنجيد؛ اما اين باور كه روزي چين با تمسك به اسلوب اقتصاد سرمايه داري و با استفاده از استراتژي مناطق آزاد اقتصادي تجاري و همچنين در مشاركت اقتصادي با بسياري از كارتل ها و شركتهاي صنعتي اروپا و آمريكا به دومين اقتصاد جهان بدل شود؛ يا اينكه دولت چين در روز جهاني كارگر از كارآفرينان نمونه (سرمايه داران موفق) تجليل به هم آورد! قطعا در مخيله آنان هم نمي گنجيد.
فالاچی و قذافی
های متعددی کرد و با سیاستمداران و رهبران دنیا به گفتوگو نشست.وی در سفرهای خود به لیبی رفت و با دیکتاتور روانپریش این کشور نیز به گفتوگو نشست. این روزها که قذافی در حال انتقامگیری از ملت خویش است، خواندن گزیدههایی از این مصاحبه برای شناخت بهتر یک دیکتاتور، یاری خوبی میرساند:فالاچی و قذافی
این مصاحبه در زیر چادری انجام گرفت که قذافی در آن سکونت داشت. مکانی در مرکز حکومت طرابلس. چادر پهناور و بزرگی که با پارچه های نفیسی تزیین شده بود و فرش های گران بها و مخده های بسیار بزرگ در چادر وجود داشت. با چراغ های الکتریکی به محیط ، نور مناسب و هنر مندانه ای داده شده بود. دست چپ، تلویزیونی رنگی جا داشت. طبق معمول در تلویزیون ملت را با مشت های گره کرده نشان می دادند که نام قذافی را برزبان دارندو به او درود می فرستند. در مقابل در ورودی خیمه، چند نفری بخاری هیزمی را با رنج دائم، گرم نگاه می داشتند.
او به عکس هایش خیلی اهمیت می دهد. خیلی دوست دارد او را رهبر انقلاب بنامند! رهبر انقلاب یک لباده ی سفید نخی نازک به تن داشت، حاشیه هایش طلایی بود . مثل یک آدم بدوی. مثل "پیتر اتول" در فیلم" لورنس عربستان ". قذافی فکر میکند که خیلی خوش تیپ و دوست داشتنی است. او هرگز نمی پذیرد که دیگران او را نمی پسندند. پایش را با چکمهای پاشنه دار گران بهایی از چرم نازک و لطیفی پوشانده بود. حرکاتش خیلی قاطع بود. مثل پادشاهی که دنیا را تغییر داده باشد. به نظر می رسد که محیط و زندگی خارج از این قلعه را فراموش کرده است. قلعه ای که دور تا دورش سربازان تا دندان مسلح هستند.
خارج از قلعه، شهری است که در آن بدبختی جریان دارد، شهری است که با آمدن دو قطره باران تلفن ها از کار می افتد و خیابان ها دریاچه میشود. قذافی با یک کودتای آمریکایی به قدرت رسید ، اما بلافاصله آمریکایی ها را بیرون کرد. یک کتابچه ای در ابعاد هشت در پنج سانتی متری نوشته و با این کتابش به دموکراسی و پارلمان تف میکند . در این کتاب نوشته که زن ها فقط برای شیر دادن به بچه ها به دنیا می آیند . اگر مادرها به بچه هایشان شیر ندهند ، بچه ها مثل جوجه های ماشینی که گوشت های بی مزه دارند ، رشد خواهند کرد. اسم این کتاب را " کتاب سبز" گذاشته. او از رنگ سبز خوشش می آید. پرچم لیبی سبز است. دستمال هایی هم که با آن دماغش را می گیرد سبز است.
وقتی که با او مصاحبه میکردم به یاد فرمانش افتادم که به یک زیر دریایی مصری گفته بود، کشتی اقیانوس پیمای ملکه الیزابت که مملو از مسافر به سوی "تل آویو " می رفت، غرق شود . این فاجعه اتفاق نیفتاد ، زیرا قبل از خروج اژدرها، فرماندهی زیردریایی با سادات مشورت کرده بود. هم چنین به روزی میاندیشم که او تصمیم گرفت "جلود" را برای خرید بمب اتمی به چین نزد "چوئن لای " بفرستد ، ولی چوئن لای به او بمب اتمی نفروخت...
راستی می دانستید که این قدر نچسب هستید؟ این قدر کم دوست تان دارند؟
(با سر و صدای غافل گیر کننده ای جواب می دهد): من را کسانی که ضد آزادی و ضد خلق هستند دوست ندارند. برعکس مبارزین راه آزادی و توده ها مرا دوست دارند، همیشه و در همه جا. من یک رئس جمهور و یا وزیر نیستم. من رهبر انقلابم. من به فلسفه ی آزادی، مبارزه و کتاب سبزم مشغولم. و اگر شما می خواهید چهره ی من را بشناسید باید راجع به کتاب سبزم از من بپرسید.
بسیار خوب از انقلاب صحبت میکنیم و از کتاب سبز . کدام انقلاب ؟ من هرگز خسته نمی شوم که به یاد بیاورم پاپادوپولوس، موسولینی و پینوشه هم دم از انقلاب می زدند. انقلاب هنگامی است که توسط توده ها انجام بگیرد . به این انقلاب ، می گویند یک انقلاب مردمی . و نیز انقلابی که دیگران انجام دهند اما بیانگر خواست توده ها باشد . آن هم انقلابی مردمی است . مردمی است به خاطر اینکه هم حمایت توده ها را دارد و هم خواست آن ها را بیان میکند .
حرف هایتان خیلی روشن نیست . می شود مثالی بزنید؟
لیبی ، ایران و ویتنام. آن چه در سپتامبر 1969 در لیبی اتفاق افتاد ، یک انقلاب نبود ، یک کودتا بود . درست است یا نه ؟
ولی بعد انقلاب شد . من کودتا کردم و کارگران انقلاب . کارگران کارخانه ها را اشغال کردند. به جای حقوق شریک شدند. سیستم اداری شاهی را از بین بردند و کمیته های خلقی درست کردند . خلاصه، خودشان ، خودشان را آزاد کردند . همین کار را هم دانشجویان کردند . به طوری که امروز در لیبی فقط مردم حاکمیت میکنند و بس.
چه طور هر جا که میرویم فقط تصویر شما را می بینیم ؟ حتی در مقابل کلیسای کاتولیک ها که حالا انبار شده ، تصویر بزرگ شما با لباس نظامی نصب شده است . به این ترتیب همه جا عکس شماست . در خیابان ها ، مغازه ها ، ادرات . در هتل من حتی بشقاب هایی نقره ای می فروشند که تصویر شما در آن است .
به من چه ربطی دارد ؟ مردم این طور می خواهند .
شما خیلی چیزها را ممنوع می کنید . کاری جز ممنوع کردن ندارید . شما چه طور پرستش تان را ممنوع نمی کنید ؟ در هر لحظه ای که تلوزیون را روشن کنیم ، توده ها را می بینیم که با مشت های گره کرده فریاد می زنند : قذافی
من چه کار می توانم بکنم؟
هیچ چیز . من هم وقتی کوچک بودم ، چنین صحنه ای را برای موسولینی می دیدم .
این یک تهمت بزرگ است و جواب دقیقی می خواهد .هیتلر و موسولینی از حمایت توده ها برای حکومت شان استفاده می کردند. ولی من از حمایت مردم برای کمک به مردم استفاده میکنم . من کاری نمی کنم جز اینکه برای مردم پیام بفرستم خودتان حکومت را در دست بگیرید . به همین خاطر هم مرا دوست دارند. بر عکس هیتلر که می گفت "همه کار برای شما می کنم " ، من می گویم " شما خودتان همه کار بکنید ."
جناب سرهنگ ، اگر شما را این اندازه دوست دارند ، چرا این همه از خودتان محافظت می کنید ؟ قبل ازاینکه من به اینجا بیایم ، سه بار سربازان آماده ی شلیک جلوی مرا گرفتند. یک تانک هم دم در ورودی لوله هایش به طرف خیابان است .
فرامومش نکنید که اینجا یک پایگاه نظامی است . و تازه ، تعبیر شما از این همه محافظت چیست ؟
معلوم می شود که شما در کشور خودتان هم محبوب نیستید .
(با لبخند جواب می دهد ) شما اول می گویید که من از سوی توده ها حمایت می شوم ، بعد می گویید از خودم خیلی محافظت میکنم . چرا ضد و نقیض صحبت می کنید؟
نه برای ترس است. ملت از ترسش شما را تحسین میکند و شما هم از ترس مواظب خودتان هستید .
به نظرم نتیجه گیری عجیبی است . یک نتیجه گیری برای یک دیکتاتور .
میبینم که شما خودتان را یک دیکتاتور می دانید جناب سرهنگ ، نه رئیس جمهور ، نه وزیر! ممکن است به من بگویید که شما چه کاره هستید؟
من رهبر انقلاب هستم . معلوم است که کتاب سبزم را نخوانده اید.
برعکس آن را خوانده ام . می توان یک ربع ساعت آن را خواند . به نظرتان نمیآید که کتابتان خیلی کوچک باشد ؟
شما هم حرف سادات را تکرار میکنید . چون که او می گفت ، کتاب من کف دست جا می گیرد .
سادات درست می گوید . برای نوشتن آن ، چه قدر وقت گذاشتید ؟
سال های زیاد ، قبل از پیدا کردن راه حل نهایی . روی تاریخ بشریت ، جنگ های گذشته و حال خیلی تعمق کرده ام .
جدا؟ پس چگونه این نتیجه را گرفتید که دموکراسی یک سیستم دیکتاتوری است . پارلمان تحمیلی است . انتخابات یک نیرنگ است . این ها مسائلی است که در آن کتاب کوچک نوشته اید و مرا متقاعد نمی کند .
برای اینکه خوب مطالعه اش نکردید . سعی نکرده اید که بفهمید جماهیریه یعنی چه . شما باید در لیبی سکونت داشته باشید و مطالعه کنید که چگونه کشوری دولت ندارد ، مجلس ندارد و اعتصابات هم درآن وجود ندارد . چنین کشوری ، جماهیریه لیبی است. در جماهیریه هیچ کس انتخاب نمی شود . انتخابات و نمایندگی وجود ندارد . چقدر شما غربی ها سنتی هستید . شما فقط دموکراسی و جمهوری را می فهمید. حتی آماده ی پذیرش زمان حال ، زمان توده ها و مردم نیستید . قبلا دوران پادشاهی بود و بعد مبارزه ی انسان ها . جمهوری را دولت ها و رئس جمهور ها به وجود آوردند . حالا بشریت این مرحله ی دوم را گذرانده و راه حل نهایی یعنی جماهیریه را به وجود آورده است .
پس مخالفین کجا جا دارند ؟
کدام کخالف ؟ وقتی همه عضو کنگره ی خلق هستند ، چه احتیاجی به گروه های مخالف است ؟ مخالفت با چه چیزی ؟ مخالفت با دولت معنی دارد و اگر دولت از بین برود و مردم خودشان حکومت کنند ، دیگر با چه کسی مخالفت می شود ؟ با چیزی که وجود خارجی ندارد .
به هر حال من مخالف هستم .
مخالف چه کسی ؟
مخالف شما. برای اینکه جماهیریه مرا متقاعد نمی کند، و حالا که مخالفت میکنم شما با من چه می کنید؟ مرا دستگیر کرده و اعدام می کنید؟
صبورانه گفت : مسیر تاریخ بشریت را مطالعه کنید. آیا این نیست که بشر همیشه می خواسته به قدرت برسد ؟ بله یا نه ؟ با جماهیریه بشریت به قدرت می رسد. خواب و خیال به تحقق می پیوندد و مبارزه تمام می شود.
برای شما ممکن است تمام شده باشد اما برای من نه . من می خواهم بدان چه بر سرم می آید اگر جماهیریه را نفی کنم؟
شما نمی توانید جماهیریه را نفی کنید . جماهیریه سرنوشت جهان است . حاکمیت مردم ، مرحله ی نهایی است . در همه دنیا سرانجام به همت کتاب سبز روز انقلاب فرا خواهد رسید . مردم قدرت را به دست می گیرند و راهنمای آنها کتاب سبز خواهد بود ...
جناب سرهنگ در تمام این داستان آیا جای کوچکی برای آزادی هست؟
آزادی ؟ کدام آزادی ؟ این خودش آزادی است . تنهاآزادی واقعی همین است . چه طور چنین سوالی را از من می کنید؟
برای اینکه سال گذشته خواندم که شما چهل نظامی را تیر باران کردید ، چون آنها مخالف جماهیریه بودند . در سال 1977 هم پنجاه و پنج تن دیگر را به همین دلیل اعدام کردید . چندی پیش هم خواندم که در بنغازی در یک میدان عمومی ، تعدادی از دانشجویان مخالف کتاب سبز را به دار کشیدید .
همین چیزها ست که اعتماد مرا از غرب سلب می کند . چرا این حرف های غیر واقعی را می نویسند ؟
چه کسی می داند؟ شاید آدم های حسود این ها را می نویسند . جناب سرهنگ آیا واقعا این کتابچه ی سبز دنیا را عوض خواهد کرد ؟
بدون شک . کتاب سبز محصول مبارزه ی بشریت است . کتاب سبز راهنمای بشریت به سوی استقلال است . کتاب سبز انجیل است . یک انجیل جدید . انجیل دوران معاصر ، دوران مردم .
شما زیاد هم فروتن نیستید ؟
نه ، اصلا فروتن نیستم . برای اینکه می توانم در مقابل هجوم دنیا بایستم . برای اینکه با کتاب سبزم تمام مسائل بشر و جوامع را حل کرده ام . یک کلمه آن می تواند دنیا را یا نابود کند یا نجات دهد . کارتر می تواند در جهان جنگ به راه بیندازد ، ولی برای دفاع در جهان سوم کتاب سبز کافی است . کتاب سبز من . یک کلمه ی کتاب سبز می تواند دنیا را منفجر کند و ارزش ها را تغییر دهد .
جناب سرهنگ می توانم آخرین سوالم را مطرح کنم ؟
بله ... ولی کوتاه باشد .
شما به خدا اعتقاد دارید ؟
روشن است . البته ، چرا چنین سوالی از من می کنید ؟
برای این که فکر می کردم شما خود خدا هستید !
(گزیده ای از مصاحبه ی اوریانا فالاچی روز نامه نگار مشهور ایتالیایی با سرهنگ قذافی رهبر لیبی . نقل شده از کتاب گفت گوهای اوریانا فالاچی – گرد آوری و ترجمه غلامرضا امامی – تهران
چاوز برای نهمین بار به ایران میآید

خبر آنلاین ـ طرح از حسین صافی
رييسجمهور روسيه : ايران توضيح دهد!
به گزارش ايسنا، دميتري مدودف ـ رييسجمهور روسيه ـ كه در روزهاي اخير با اظهارنظرهايش درباره برنامه هستهيي كشورمان سعي در نزديكي خود به غرب كرده است روز پنجشنبه در يك كنفرانس خبري مشترك با آنگلا مركل ـ صدراعظم آلمان ـ با بيتوجهي به تاكيد ايران بر صلحآميز بودن برنامهي هستهيياش گفت كه اگر چه ايران را يكي از "شركاي تجاري فعال و معتمد" روسيه ميداند با اين وجود مسكو نميتواند "نسبت به اين كه ايران چگونه برنامهي هستهيياش را توسعه ميدهد" و "مولفههاي نظامي اين برنامه چگونه به نظر ميرسند" بيتفاوت باقي بماند.
به گزارش خبرگزاري شينهوا، مدودف افزود كه در اين زمينه "ما انتظار توضيحات مناسب از جانب ايران را داريم".
رييسجمهور روسيه مدعي شد كه مسكو از كانالهاي مختلف اطلاعاتي را دريافت كرده است كه نشاندهندهي اين است كه "چنين برنامههايي در حال توسعه يافتن است".اين در حالي است كه مسوولان كشورمان همواره بر صلحآميز بودن برنامه هستهيي كشورمان تاكيد دارند.مدودف بدون توجه به همكاري مستمر ايران با آژانس گفت: ايران بايد با آغاز همكاري تمام و كمال با جامعهي بينالمللي مواجه شود، حتي اگر از برخي از سوالاتي را كه از اين كشور پرسيده ميشود خوشش نيايد.به گزارش خبرگزاري فرانسه، مدودف به مقامات ايراني هشدار داد كه آنها "در فضا" زندگي نميكند و مدعي شد كه مقامات ايراني از بحران هستهيي براي مقاصد سياسي استفاده ميكنند.
وي گفت: مسلم است كه آنها در فضا زندگي نميكنند و بايد مسووليتي را كه ايران در برابر جامعهي بينالمللي دارد درك كنند. من درك ميكنم كه اين مساله براي ايران جنبهي غرور ملي را دارد و مسالهاي است كه در زمينهي آن در ايران اتحاد وجود ايران بايد شجاعت آن را داشته باشد كه همكاري كامل با جامعهي بينالمللي را آغاز كند.اين در حالي است كه سرگئي اشماتكو ـ وزير انرژي روسيه ـ روز چهارشنبه پس از ديدار با مسعود ميركاظمي ـ وزير نفت كشورمان ـ گفت كه مسكو آماده است فرآوردههاي نفتي براي تهران فراهم كند.
اشماتكو گفت كه با وجود تحريمهاي آمريكا و اتحاديهي اروپا عليه بخش نفت و گاز تهران شركتهاي روسي آمادهاند براي ايران سوخت نيز توليد كنند.
مقامات روسيه ماه گذشته اعلام كردند كه تحريمهاي جديد شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران بر روي همكاري دو كشور در زمينهي انرژي يا نظامي تاثير نخواهد گذاشت.
زیباکلام :ترکیه نان ایران را خورد که نوش جانش !
• برداشت من این است که دولت ترکیه یک مقداری از آن جایگاه و نقشی که قبل از به روی کارآمدن دولت اسلام گرا داشت فاصله می گیرد و خودش را به ایران و کشورهای عربی و فلسطینی ها نزدیک تر می کند.
• درعین حال از این نکته مهم نباید غافل شد که این به هیچ وجه به این معنا نیست که ترکیه خودش را از غرب به معنای اتحادیه اروپا و مهمتر از آن آمریکا فاصله می گیرد. به عبارت دیگر نقش یک پل را بازی می کند که یک طرف پل کشورهای اسلامی و عرب و ایران و سوریه هستند که به هیچ وجه روابط خوبی با غرب و آمریکا ندارند.
• به نظر می رسد ترکیه جایگاه یک قدرت میانجی قوی را داند چون عربستان به هیچ وجه نمی تواند این جایگاه را بازی کند برای این که عربستان فوق العاده به آمریکا نزدیک است و به هیچ وجه سیاست مستقل ملی شبیه به آن چیزی که ترکیه دارد، ندارد؛ پس نمی تواند این نقش را داشته باشد.
• کویت، پاکستان هم نمی توانند این وضعیت را داشته باشند اما ترکیه از خیلی جهات آن خصوصیات و ویژگی هایی که آن جایگاه را برای خودش ایجاد کند برخوردار است این نکته باعث می شود ارزش اهمیت ترکیه در نزد کشوری مثل ایران سوریه ونزدفلسطینی ها بالا برودوهم ارزشی نزدآمریکا واتحادیه اروپا پیدا می کند.
• ترکیه می گوید بالاخره من می توانم به عنوان یک واسطه ای که از اعتبار برخوردار هست نزد تهران و دمشق پس می توانید روی من(ترکیه) حساب کنید اگر ترکیه موفق به ایفای این نقش بشود قطعا در سالهای آینده ترکیه به یک ابرقدرت سیاسی و اقتصادی در منطقه تبدیل خواهد شد.
• تفاوت مهم سوریه و ترکیه در این است که سوریه به همان میزان که مورد اعتماد ایران است به همان میزان مورد اعتماد آمریکا و اتحادیه اروپا نیست درحالی که اوضاع برای ترکیه این طور نیست. ترکیه هم مورد اعتماد آمریکاست، هم مورد اعتماد ایران و هم مورد اعتماد اروپا واقع شده است.
• من فکر نمی کنم ترکها به دنبال احیای جایگاه امپراطوری عثمانی هستند. زیرا آن جایگاهی خیلی مثبت و ارزنده نیست که آنها بخواهند دوباره آن را احیا کنند.
• باید گفت ناچاریم قبول کنیم که بخشی از مقبولیت و موقعیتی که ترکیه در جهان پیدا کرده است بهای بی برنامگی ما در روابط خارجی است.
• بی برنامگی ما در روابط با کشورهای عربی و غربی و آمریکایی، در عرصه اقتصادی و در عرصه دیپلماسی قدرت ترکیه را بیشتر نشان می دهد. بنابراین به مقداری ترک ها در حقیقت نان شکست های ایران را می خورند و به نظر من نوش جان! چون وقتی خود ما از جایگاه و توان خودمان استفاده نمی کنیم ترک ها استفاده می کنند.
طمع روسها به بازار بنزين ايران
تاسیس بانک مشترک ایران – روسیه، توسعه همکاریها در حوزه های برق، انرژی هسته ای، انرژی های نو و تجدید پذیر، همکاری در زمینه ترانزیت، سوآپ نفت و گاز و افزایش تولید نفت خام از دیگر توافقهای جدید در این نقشه راه است. این توافق جدید به دنبال تشکیل کارگروه مشترک ایران و روسیه حاصل شده است که پیش بینی می شود امکان همکاریهای بلند مدت را بین صنایع نفت و گاز ایران و روسیه به عنوان 2 قطب بزرگ دارنده ذخایر هیدروکربوری ایجاد کند.
پس از امضاي «نقشه راه» همكاريهاي تهران و مسكو در بخش انرژي، وزير انرژي روسيه از آمادگي كشورش براي صادرات بنزين به ايران خبر داد و گفت: تحريمها مانع همكاريهاي ايران و روسيه نميشود. اعلام اين خبر از سوي وزير انرژي روسيه در حالي است كه پيش از اين، مدودف رئيسجمهور روسيه با لحن تندي گفته بود كه ايران به توانايي ساخت سلاح هستهاي نزديك ميشود و اين كشور به خواستههاي جهاني توجهي نميكند. روسيه همچنين به قطعنامه تحريم چهارم عليه ايران راي داده اما اكنون درباره فروش بنزين به ايران به گونهاي ديگر سخن ميگويند.
به گفته شماتكو اگر منعفت تجاري و شرايط جذابي وجود داشته باشد، امكان عرضه فرآوردههاي نفتي مثل بنزين به ايران توسط شركت هاي روسي وجود دارد.شماتكو افزود: ما بحثي در مورد مبادله سوخت انجام نداده ايم اما اگر منفعت تجاري و شرايط جذابي وجود داشته باشد بدون شك شركت هاي روسي آماده خواهند بود اقدام به صادرات بنزين به ايران كنند. وزير انرژي روسيه در ادامه گفت: ما همسايه هستيم و اگر پروژه بزرگ كريدور شمال- جنوب اجرا شود من معتقدم فرصتهاي درازمدتي در زمينه عرضه از جمله عرضه فرآوردههاي نفتي ايجاد خواهد شد.
وزراي نفت و انرژي ايران و روسيه همچنين از توافق دو طرف براي تهيه يك نقشه راه مشترك در زمينه فعاليت هاي مشترك در بخشهاي برق، انرژي هسته اي و انرژي هاي تجديد پذير خبر دادند. نشست بعدي دو وزير براي نهايي كردن اين توافقات در سه ماهه چهارم 2010 برگزار خواهد شد. بر اساس جزئيات اعلام شده از توافقات جديد ايران و روسيه در بخش انرژي، همکاریهای دوکشور در بخشهای اکتشاف، استخراج، تولید و پالایش صنایع نفت، گاز و پتروشیمی به مدت 30 سال توسعه می یابد. به دنبال این توافق جدید مقامات تهران - مسکو قرار است همکاریهای وزارت نفت ایران و فدراسیون انرژی روسیه در 9 بند در بخش بالادستی و پاییندستی صنایع نفت، گاز و پتروشیمی به مدت سه دهه توسعه یابد.
در همین حال دوکشور تاکنون پنج کمیته کاری در حوزه انرژی تشکیل داده اند و با توجه به وجود در مجموع 18درصد از ذخایر جهانی نفت خام و 40 درصد از ذخایر گاز طبیعی جهان در ایران و روسیه چشمانداز روشنی از ادامه همکاریهای این دو کشور ترسیم می شود. از سوی دیگر تشکیل بورس مشترک نفت ایران و روسیه از دیگر محورهای سفر میرکاظمی به مسکو بوده که بر اساس اعلام کارشناسان دو کشور با در اختیار داشتن 15 میلیون بشکه در روز تولید نفت از پشتوانه قوی برای ایجاد بورس برخوردارند و هیچ بورسی در هیچ کجای دنیا از چنین پشتوانه قوی برخوردار نیست.
متن کامل اظهارات ضد ایرانی مدودوف
متن كامل سخنراني دميتري مدودف رئيس جمهور فدراسيون روسيه در جلسه سفراي روسيه در كشورهاي خارجي و نمايندگان دائمي روسيه در سازمان هاي بين المللي. مسكو، 12 جولاي 2010.
بخش های مرتبط با ایران ، بولد شده است.
دوستان و همكاران عزيز!
طي دو سالي كه از ملاقات اخيرم ا گذشت، جهان به طور قابل توجهي تغيير كرده است. درست است كه ما هميشه در اين جلسات همين جمله را تكرار ميكنيم كه به يك جمله پيش پا افتاده تبديل شده است ولي اين دفعه معناي آن كاملاً درست و دقيق است.
حوادث ماه اوت سال 2008 در قفقاز، بحران مالي جهاني و تصميم ما مبني بر به روز آوري اقتصاد كشور و ايجاد تغييرات در نظام سياسي، همگي ناگزير بر فعاليت شما اثر گذاشته است.
اكنون مايلم چند كلمه به عنوان رهنمود بر زبان آورم. سياست خارجي كشورمان با وجود حالت پيچيده و چند بعدي كه دارد، يك هدف مهم و چه بسا تنها هدف نسبتاً ساده را دنبال ميكند و آن ايجاد موجبات هرچه بيشتر براي رشد بهروزي شهروندان كشور، توسعه فرهنگي آنها، پيشرفت كشورمان، حمايت از سلامتي و حيثيت انساني شهروندان ما در همه شرايط لازم و نيز ايجاد شرايط براي فعاليت امن و آزاد آنها در همه زمينهها و عرصههاي زندگي اجتماعي معاصر است. از همين رو است كه اولويتهاي سياست داخلي بر انتخاب راهبردهاي ما در مناسبات بين الملل اثر تنگاتنگي ميگذارد. اين وضع هميشگي است كه همواره در تاريخ دولت روسيه مشاهده شده است.
طي سال هاي اخير دستور روز سياست داخلي كشورمان به طور همهجانبه نوسازي شده است. اميدوارم كه روحيه فعاليت دولتي هم تغيير كرده باشد. تلاش ميكنيم رقابت در اقتصاد و سياست را گسترش دهيم، ميخواهيم در روابط بين دولت و جامعه، فضايي بازتر ايجاد كنيم و كيفيت جديد فرهنگ سياسي، اقتصادي و اجتماعي را فراهم كنيم.
ما به قابليت حيات نهادهاي دمكراتيك خود اعتقاد داريم و معتقديم كه توسعه بيوقفه آنها باعث ايجاد جامعه شكوفا و مبتني بر اصول آزادي و عدالت در روسيه خواهد شد.
هم اكنون چنين چرخشي در روابط ما با بسياري از كشورها و از جمله با كشور مهمي چون ايالات متحده آمريكا صورت ميگيرد. اميدوارم كه بازماندههاي جنگ سرد به گذشته بپيوندد. ولي ما حق نداريم از حركت در مسير تنظيم حسن تفاهم و تعيين اهداف مشترك روابط بين دو قدرت نيرومند مانند ايالات متحده و روسيه باز ايستيم. اين گام مهمي است كه زمان برداشتن آن فرا رسيده است. درك اين واقعيت كه توسعه پايدار و پيشرفت، اساس امنيت ملي را تشكيل ميدهد و برخورد جامع با تأمين امنيت بر اساس فهم امكانات محدود زور نظامي، با ديدگاه ما مطابقت كامل دارد. انعقاد قرارداد درباره تسليحات راهبردي تهاجمي، مصداق اخير اين ادعا شده است.
طبيعي است كه ما مخالف يكجانبهگرايي در زمينه مسايل پدافند ضد موشكي و استقرار تسليحات در فضاي كيهاني هستيم و ميخواهيم سطح ضروري توان دفاعي را حفظ كنيم. نتايج اين كار هدفمند در محور آمريكايي ثابت كرده است كه حتي طي مدت كوتاهي ميتوان اوضاع را تغيير داد. اين تجربه شايان آن است كه وزارت امور خارجه و نهادهاي ديگر به تجزيه و تحليل دقيق آن بپردازند. در حقيقت امر، ميتوان در روابط با شركاي ديگر ما از همين «ريتم كار» استفاده كرد.
ابتكار ما درباره انعقاد قرارداد درباره امنيت اروپايي نيز هدف گذر از دستور روز قديمي به دستور روز جديد در سياست اروپايي – آتلانتيك را دنبال ميكند. ولي اراده دستهجمعي سياسي لازم است تا جهشي به آينده صورت بگيرد و زير مرحله ابهام و فقدان بيثبات كه طي 20 سال اخير مشاهده ميشد، خط كشيده شود.
مايلم با خرسندي خاطرنشان كنم كه اين ابتكار كه ابتدا با برخورد سرد و چه بسا خصمانه روبرو شده بود، اكنون به موضع مباحثه علاقهمندانه آن هم نه تنها با شركاي سنتي ما مانند آلمان، فرانسه و ايتاليا بلكه با اكثر اعضاي نظام امنيت اروپايي، تبديل ميشود. لذا بايد به پيشبرد اين موضوع ادامه داد.
يك ملاحظه ديگر به ناتو مربوط ميشود. ما منتظر برداشتهاي روشنتر از آينده ناتو هستيم. ميخواهيم كه اين پيمان روند بازسازي خود را تكميل كرده و به سازماني معاصر در زمينه تأمين امنيت، سازماني كه به قرن بيست و يكم و نه به قرن بيستم حركت بكند، تبديل شود. ما حاضر خواهيم شد در همكاري برابر حقوق با بازيگران ديگر و از جمله آنهايي كه در قاره اروپا فعاليت ميكنند، شركت كنيم. در رابطه با ناتو، گفتني است كه ادامه تماسها با روسيه و برقراري روابط ناتو با سازمان پيمان امنيت دستهجمعي با رعايت بي چون و چراي موازين حقوق بين الملل و منشور سازمان ملل متحد اهميت زيادي دارد.
كارآيي اصلاحات سازمان ملل به موضعگيري ساختارهاي نيرومند منطقهاي وابسته است كه بيش از پيش مسئول اوضاع مناطق خود خواهند شد. در اين صورت سازمان ملل متحد ميتواند به طور هدفمند به بررسي مسايل حقيقي جهاني به نفع جامعه جهاني بپردازد.
مايلم به صورت جداگانه به يك موضوع پيچيده ديگر اشاره كنم و آن برنامه هستهاي ايران است. بايد از راهكارهاي ساده در اين زمينه فاصله گرفت. بديهي است كه ايران به دريافت تواني نزديك ميشود كه اصولاً ميتواند براي ساخت سلاحهاي هستهاي مورد استفاده قرار گيرد.
برخورداري از اين توان في نفسه به وسيله قرارداد عدم اشاعه سلاحهاي هستهاي (NPT) ممنوع اعلام نشده است كه يكي از مسايل همين است. ولي اين مسأله حالت سيستمي دارد و با ناقص بودن مقررات معاصر بين المللي در زمينه عدم اشاعه ارتباط دارد. و بالتبع برخورد با كشورهاي منفرد و با حل و فصل اين مسأله بايد نه گزينشي بلكه عمومي باشد.
اينجانب بارها با شركاي خود (ايالات متحده، اروپا و شركاي ديگر) گفتگو كرده و گفتهام كه تحريمها قاعدتاً نتيجه مطلوب را نميدهد ولي از معناي معيني برخوردار است. جامعه بينالمللي بدين وسيله علامتي ميدهد كه بايد روند مذاكرات را تشويق كند. در حال حاضر صبر و حوصله و نيز ازسرگيري هرچه سريعتر روند مذاكرات و گفتگو با تهران لازم است. ما همين امر را معني و هدف اساسي قطعنامه جديد شوراي امنيت سازمان ملل متحد ميدانيم. اگر امروز ديپلماسي اين فرصت را از دست بدهد، اين شكست دسته جمعي ما خواهد شد.
البته نبايد فراموش كرد كه رفتار طرف ايراني هم بهترين رفتار ممكن نيست. ما از تهران پيگيرانه دعوت كرده و ميكنيم كه درجه مطلوب رفتار باز و «همكاريپذيري» با آژانس بينالمللي انرژي اتمي را از خود نشان دهد و همه سئوالات باقي مانده را روشن بكند كه اين امر حقيقتاً جوابگوي منافع خود طرف ايراني خواهد بود.
ولي آنهايي كه در جهت جستجوي راه حل قابل قبول تلاش ميكنند، مسئوليت بسيار جدي بر دوش خود دارند. همه بايد فعالانه و با هم رفتار كنند و نبايد به اقدامات يكجانبه اكتفا كنند.
واکنش وزیر دفاع به اظهارات اماراتیها
به گزارش ايسنا، وحيدي ادامه داد: اين نشان دهنده اين است كه كشورها بايد مواظب باشند كه دستگاههاي جاسوسي اسرائيل و آمريكا روي ديپلماتهاي آنان كار نكنند و اظهاراتي از آنها نگيرند كه در واقع صهيونيستيتر از حرفهايي باشد كه صهيونيستها ميزنند
امتناع آلمان،انگلیس و امارات از سوخترساني به هواپيماهاي ايراني
نامه کرنش آمیز مدودف به اوباما
بازتاب اظهارات عجیب متكي درباره جام جهانی
در ادامه اين گزارش به نقل از "منوچهر متكي " وزير امور خارجه ايران چنين آمده است: "هر آن چه امروز در صحنه سياست بينالمللي ميبينيم دقيقاً در نوزدهمين دوره جام جهاني نيز خود را نشان داده است ".
اينديپندنت در ادامه تأكيد كرده كه ايران عاشق فوتبال است اما خود به اين بازي ها -جام جهاني- راه نيافت.
منوچهر متكي وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران روز سه شنبه (8 تيرماه) در نشست صميمي با مديران ارشد، سردبيران، دبيران و خبرنگاران خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) در محل ساختمان مركزي اين نهاد رسانهاي كشور، گفته بود: جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي نشان داد كه رويكرد جديدي در جهان سياست رخ داده و آنچه اكنون در صحنه سياست بينالملل شاهد هستيم، به عينه در نوزدهمين دوره جام جهاني فوتبال به منصه ظهور رسيده است.
وزير امور خارجه ايران تحليل كرده بود كه در اين دوره از جام جهاني، قرابت معني داري ميان مسائل حوزه سياست و ديپلماسي در جهان امروز با فوتبال مشاهده ميشود.
متكي در ادامه سخنان خود توضيح داده بود كه كشورهاي اصلي و نقش آفرين در تحريم جديد ايران مانند انگليس، آمريكا و فرانسه در مراحل مقدماتي از رقابتهاي جام جهاني حذف ميشوند و برخي كشورهايي كه به نوعي در تحريم نقش داشتند، نيز به مراحل بالاتر جام جهاني راه نيافتند.
ايرنا در توضيح اين اظهارات متكي افزوده است: وزير امور خارجه ايران البته توضيح صريحي در اين زمينه ارائه نكرد اما به نظر ميرسد اين تشبيه وي در نهايت اشارهاي به حذف كشورهاي حامي قطعنامه عليه ايران از صحنه سياست در آيندهاي نزديك باشد.
در اين نشست خبري علي اكبر جوانفكر مديرعامل ايرنا نيز به نقش آفريني برزيل در جام جهاني فوتبال اشاره كرد كه اين سخن وي با ايفاي نقش جديتر و موثرتر برزيل در مسائل جهاني بويژه در مخالفت با قطعنامه ضد ايراني در شوراي امنيت همسو به نظر ميرسد.
حمله ناگهانی مدودف به ایران!

به گزارش رسانه های غربی، دمیتری مدودف پس از دیدار با مرکل صدراعظم آلمان گفت: « اساسا، بر سر تحریمها توافق وجود دارد.» رئیس جمهوری روسیه گفت: «ما امیدواریم که صدای جامعه بینالمللی از سوی ایران شنیده شود.» دمیتری مدودف افزود: «ابراز چنین رفتار غیرمسئولانهای نمیتواند ادامه داشته باشد. به آنچه که از سوی جامعه بینالملل گفته میشود باید گوش فرا داد.»
تغییرات احتمالی در وزارت خارجه
مهر با این گمانهزنی نوشته است: همچنین با توجه به عملکرد موثر امیرعبداللهیان در ماموریت بحرین و توسعه روابط دو کشور در تمام زمینهها، گفته میشود همزمان با رضایت مسئولان نظام، رایزنیهایی در خصوص سمتهای مهمتر برای وی در وزارت خارجه در جریان است. همچنین شنیده شده اولین سفیر ایران در بولیوی به زودی منصوب میشود.
شنیده ها حاکی است که علیرضا قزیلی، نفر دوم سفارت ایران در نروژ به زودی به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران، عازم بولیوی خواهد شد.
حسن پناهی آذر، مدیر کل حقوقی وزارت خارجه نیز به عنوان سفیر جدید ایران در ایرلند مطرح است.
حشمتی فر، مدیر کل سابق طرح و برنامه وزارت خارجه نیز بعد از بازنشسته شدن تحققی به عنوان مدیرکل ارزشیابی و نظارت وزارت خارجه منصوب شده است.
امینیان، رئیس اداره آسیای جنوب شرقی قرار است به عنوان سفیر جدید ایران در بنگلادش منصوب شود. از آقایی پور نیز به عنوان سفیر جدید جمهوری اسلامی ایران در اسلونی نام برده میشود.
اعلام دكترين جديد امنيت ملی آمريکا
باراك اوباما با ابلاغ پيامي همزمان با معرفي راهبرد جديد امنيت ملي آمريكا گفت: «امنيت بلند مدت ما از طريق توانمندي در القاي ترس در دل ديگران نيست بلكه از طريق ظرفيت ما براي پاسخ به اميدهاي آنان به دست ميآيد.در اين گزارش آمده است: «ما هميشه به دنبال غير قانوني كردن استفاده از تروريسم و منزوي كردن استفاده كنندگان از اين روش هستيم. جنگ ما يك جنگ جهاني عليه تاكتيك تروريسم و يا مذهب اسلام نيست. جنگ ما با يك شبكه تروريستي خاص به نام القاعده و گروههاي تروريستي مرتبط با آن است كه امنيت آمريكا و متحدان و شريكان او را تهديد ميكند.»اوباما همچنين در راهبرد جديد امنيتي آمريكا خود را از رويكرد جورج بوش مبني بر استفاده از جنگهاي بازدارنده براي جلوگيري از تهديدهاي در حال شكل گيري دور كرد و افزود: «امنيت ملي شامل مفاهيم بحرانهاي اقتصادي جهان و تغييرات آب و هوايي ميشود.»در گزارش جديد آمده است: «رهبري جهاني آمريكا به اقتصاد قدرتمند و عزم پيشرفت در حوزههاي آموزش و پرورش، انرژي پاك، علوم و فناوري و كاهش نقصانهاي فدرال بستگي دارد.»
در اين سند که نخستين دگرگونی در استراتژی امنيت ملی آمريکا از سال ۱۹۹۶ ميلادي بهشمار میرود، دولت اوباما از كرهشمالي با عنوان «دشمن آمريکا» نام برده و به پيونگيانگ نسبت به عدم پذيرش دعوتهای واشنگتن و تسليم نشدن در برابر فشارها برای شفاف كردن برنامههای هستهاي خود، شديدا هشدار داده است.در اين سند با تاكيد بر اينكه پيونگيانگ بايد سلاحهای هستهای خود را از بين ببرد، آمده است: «اگر كرهشمالي تعهدات بينالمللی خود را ناديده بگيرد به دنبال ابزارهايی خواهيم بود تا با تشديد انزوا، اين کشور را وادار به رعايت قواعد منع گسترش سلاحهاي هستهاي کنيم.»
آغاز تنبيه سياسي تجاري انگليس توسط ایران
به گزارش "الف"، اين تصميم در جهت تنبيه سياسي - تجاري دولت انگليس صورت گرفته است و از روز دوشنبه 3خرداد اجرا مي شود.
رسانه رسمي دولت انگلستان (بي بي سي) در جريان حوادث پس از انتخابات نقش بسيار فعالي در تحريك معترضان و ايجاد بدبيني و سوء تفاهم ميان اقشار مختلف مردم ايران ايفا كردند. دولتمردان اين كشور نيز در روز هاي 23 تا 27 خرداد آشكارا و به شكل گستاخانه اي در امور داخلي كشورمان دخالت مي كردند.
در سالهاي پس از انقلاب كه سفارت آمريكا در تهران تعطيل بوده، نقش اصلي جاسوسي به نفع سرويس هاي امنيتي آمريكايي و اسرائيلي را به عهده داشته است. وزارت امور خارجه و مجلس شوراي اسلامي نيز درصدد تنبيه هاي سياسي عليه دولت انگليس هستند و كاهش سطح روابط از سفير به كاردار در روزهاي آينده اعلام خواهد شد.
بازگردادن فرزندان مسئولان و دانشجويان مشغول به تحصيل در انگليس از جمله ديگر تصميمات كشورمان عليه استعمارگر پير مي باشد.
تحريك گروه هاي تروريست قومي در مرزهاي ايران و تحريك دولت امارات به پيگيري ادعاهاي ارضي عليه ايران از جمله فعاليتهاي سرويسهاي جاسوسي انگلستان عليه كشورمان بوده است.
كرملين انتقاد احمدی نژاد را عوام فریبی خواند
به گزارش فارس سرگي بريخودكو مشاور ديپلماتيك كرملين عوامفريبي سياسي را بعد از انتقادات محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران از موضع ديميتري ميدويديف رئيس جمهوري روسيه در قبال برنامه هستهاي ايران محكوم كرد.
به گزارش خبرگزاريهاي روسي، بريخودكو در اظهارنظر درباره سخنان رئيس جمهوري ايران گفت: كسي موفق به حفظ قدرت خود از طريق استفاده از عوامفريبي سياسي نشدهاست.
معاون آمريكاي وزارت خارجه منصوب شد
به گزارش خبرگزاري فارس، بهروز كمالوندي سفير سابق ايران در جاكارتا طي حكمي از سوي منوچهر متكي وزير امور خارجه كشورمان به عنوان معاون آمريكاي اين وزارتخانه منصوب شد.
نگاهي به ويژگيهاي حرفهاي كمالوندي ناشي از توجه خاص وزارت خارجه كشورمان به حوزه آمريكا كه شامل آمريكاي شمالي و آمريكاي لاتين ميشود، است.
اين ديپلمات با تجربه وزارت خارجه كه از دانش آموختگان رشته علوم سياسي است، سابقهاي 29 ساله در وزارت خارجه دارد و ضمن تسلط به زبانهاي انگليسي و اسپانيايي و آشنايي به زبان عربي مقالات زيادي را در حوزههاي مختلف به رشته تحرير درآورده و فعاليتهاي زيادي در حوزه ديپلماسي عمومي در طي دوران فعاليت خود انجام داده است.
كمالوندي كه پيش از اين به عنوان سفير جمهوري اسلامي ايران در اندونزي مشغول به فعاليت بوده، عهده دار سفارت جمهوري اسلامي در زيمبابوه نيز بوده و در حوزههاي مختلف اروپا، آسيا، آمريكاي لاتين و آفريقا نيز داراي تجارب ديپلماتيك است.
مديريت ادارات كل ارزيابي و نظارت، امور اداري وزارت خارجه و معاونت اداره كشورهاي آمريكاي لاتين از جمله ديگر فعاليتهاي كمالوندي است.
عليرضا سالاري پيش از اين عهدهدار اين معاونت بود كه به عنوان سفير ايران در سوئيس منصوب شد.
احمد سبحاني بعد از انتصاب سالاري به عنوان سفير ايران در سوئيس سرپرستي اين معاونت را بر عهده داشت.
حذف نام خلیج فارس این بار در حاشیه اجلاس گروه 15 در تهران!
احضار کاردار سفارت افغانستان به وزارت خارجه
به گزارش واحد مرکزی خبر ، مدیر کل اسیای غربی وزارت خارجه بامشکوک توصیف کردن تحرکات صورت گرفته در افغانستان نسبت به جمهوری اسلامی ایران از اظهارت غیر سازنده بر خی از مسئولان افغانی که به استناد اخبار کذب بنگاههای دروغ پراکنی صورت گرفته است ابراز نگرانی کرد.
کاردار سفارت افغانستان نیز ضمن ابراز تاسف از شرایط پیش امده اطمینان داد که مراتب رابه اطلاع دولت متبوعش برساند.
برخی از مطبوعات افغانستان اخیرا با استناد به اخبار اغراق امیز جعلی و بی پایه و اساس درمورد برخورد با اوارگان افغانی مقیم ایران جنجال رسانه ای علیه کشورمان به راه انداختند
صالحی: ما باید روسیه را درک کنیم
به گزارش خبرآنلاین، رئیس سازمان انرژی اتمی در گفتگویی خبری در مورد تفاوت رویکرد دولت خاتمی و احمدی نژاد در مسئله هسته ای، مذاکرات وین و ژنو، تفاوت های گزارش های آژانس بین المللی در زمان البرادعی و آمانو، مواضع روسیه در پرونده هسته ای ایران و ..... توضیح داد.
صالحی که در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی به عنوان نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی بود در واقع از معدود مدیرانی است که تجربه فعالیت در دو دولت با رویکردهای متفاوت ایران را دارد.
وی از دانشگاه آمریکایی بیروت فارغ التحصیل شده و در سال 1356 از دانشگاه ام.آی.تی آمریکا دکترای فنی دریافت کرده است، وی سوابقی مانند مشاور وزیر امور خارجه، استاد فیزیک هستهای دانشگاه شهید بهشتی و عضویت در انجمن هستهای دانشگاه شهید بهشتی را در کارنامه کاری خود ثبت کرده است.
علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی گفتگوی اختصاصی با روزنامه جوان انجام داد که گزیده هایی از سخنان وی در این گفتگو که روز گذشته منتشر شد را می خوانید:
• بزرگواری آقای خاتمی بود که اعتماد کردند و من را به عنوان نماینده ایران در آژانس بین المللی به وین فرستادند.
• بنده پنج سال وین بودم در حالیکه اصولاً مأموریت در وزارت خارجه معمولاً به مدت سه سال مرسوم است، یک دلیل این بود که به هر حال اواخر دوره مأموریت من یعنی دو سال آخر مصادف شد با پرونده ساخته شده انرژی هستهای ایران.
• در آن زمان ایران پس از 13 سال انتظار عضو شورای حکام آژانس شد .
• اگر پروندهسازی غرب علیه فعالیت هسته ای ما قبل از ورود ما به شورای حکام صورت میگرفت، ورود ما به شورای حکام تقریباً منتفی میشد.
• قبلاً در وین دبیرخانه جنبش عدم تعهد وجود نداشت، گروه 77 یا گروه آسیایی بود. ایجاد این جنبش در آژانس برای ما تبدیل به یک اهرم سیاسی شد. ما در آنجا دیدیم که در مقابل هجمه غرب اگر از شورای حکام خارج شویم دیگر سکویی برای بیان مواضع خود نداشتیم، چون وقتی از شورای حکام خارج میشدیم، در آژانس تبدیل به عضو ناظر میشدیم و از موقعیت رسمی خارج میشدیم.
• ایران انشاءالله در آینده ریاست جنبش عدم تعهد را بر عهده میگیرد.
• دو هفته قبل از ادعای منافقین در مورد فعالیت هسته ای ایران به آقای البرادعی شفاهاً گفته بودم،چون ما پیشتر البرادعی را به ایران دعوت کرده و به اصفهان برده بودیم و در سایت اصفهان نشان داده بودیم.
• وقتی که شما کارخانه تبدیل UCF را میسازید یک متخصص میداند که این کارخانه میخواهد UF6 تبدیل کند و UF6 چه مصرفی دارد؟ مثل اینکه از آدم بپرسند بنزین چه مصرفی دارد.
• بحث هستهای یک بحث فنی است، رویکردها در دو دولت اصلاً تفاوتی نکرده است.
• بحث هستهای اینطوری نبوده است که به صورت فردی برای آن تصمیمگیری شود، هیچگاه اینطوری نبوده است.
• تعلیق، سیاست نظام و یک بحث جمعی بوده که به همان صورت جلو رفته است.
• وقتی که ایران فعالیتهای هستهای خود را از حالت تعلیق درآورد که اتفاقاً در زمان آخر دوران آقای خاتمی بود، مقام معظم رهبری نیز آن را مورد تایید قرار دادند.
• وقتی آقای دکتر احمدینژاد آمدند فعالیتهای هسته ای تشدید شد و مسیر باز شد ایشان هم دست مسؤولان ذیربط انرژی هستهای را کاملاً باز گذاشتند و گفتند که آن دو سال و نیم را که تعلیق صورت گرفته بود، جبران کنید.
• مقام معظم رهبری نیز فرموده بود که تعلیق را بردارید چون غربیها به تعهداتشان وفادار نیستند.
• دوره قبلی فشار غرب به این صورت نبود، اما فشار که شدید شد آقای دکتر اصلاً عقبنشینی نکرد این مسأله مهم است.
• دو تا مذاکره داشتیم، یکی در ژنو و دیگری در وین. در نشست وین مذاکرات کاملاً هستهای بود و باید هم هستهای میبود اما در ژنو یک بحث دیگر بود.
• زمانی که البرادعی در آژانس بود، همواره اعلام میکرد که مطالعات ادعایی را به عنوان ضمیمه گزارش خودم نمیآورم و فقط به عنوان یک موضوع طرح میکنم. چون اصالت این مدارک هنوز برای ما محرز نشده است.
• غربی ها میخواستند با این کار پرونده را زنده نگه دارند، چون ما به همه 6 سوال توافق مدالیته پاسخ داده بودیم.
• آمانو در این گزارش اخیر خود با کلمات بازی کرده و مواد اعلام شده و مواد اعلام نشده را از هم جدا نکرده است.
• آمانو گفته که ما نمیتوانیم مطمئن باشیم که کل مواد هستهای برای مقاصد غیرصلح آمیز استفاده نشده است. کلمه کل را به کار برده ولی نگفته که نمیتوانیم درباره مواد اعلام نشده اظهار نظر کنیم.
• در واقع آمانو باید اینطوری مینوشت که تا زمانی که پروتکل الحاقی از سوی یک کشور عضو امضا نشود، ما نمیتوانیم درباره عدم انحراف مواد اعلام نشده اظهار نظر کنیم.
• به نظر من از مدیریت جدید آژانس سوء استفاده شده است. در واقع کارشناسانی که در آژانس نیت خیری ندارند، دست به چنین کاری زدهاند.
• نتیجه گفتوگوهای وین است که مدام مطرح میشود. مثلاً ما میگوییم ضمانت عینی را به شرطی قبول داریم که تبادل سوخت در داخل خاک ایران انجام شود.
• ما از اول به طور صریح گفته بودیم که ایران باید یک ضمانت مکفی دریافت کند، آنها میگفتند که ضمانت پیشنهادی ما قیمومیت آژانس (Costody) است، ضمن اینکه آژانس تحویل سوخت به شما را تضمین میکند. ما هم گفتیم که میپذیریم ولی قیمومیت سوخت باید در ایران باشد.
• ما می گوییم آژانس 1200 کیلو گرم سوخت ما را تحویل بگیرد، مهر و موم بکند و نمایندههایشان هم 24 ساعته حضور داشته باشند که کسی مهر و موم را باز نکند تا وقتی که ما سوخت 20 درصدی را تحویل بگیریم. وقتی که سوخت 20 درصدی را گرفتیم، سوختی را که تحویل آژانس شده ببرند.
• گفتند که قیمومت آژانس در روسیه خواهد بود، یعنی اینکه ایران سوخت را به آژانس تحویل دهد و حتی در داخل خاک روسیه هم، آژانس صاحب سوخت خواهد بود. ولی حرف ما این بود که همه چیز دست شماست از شورای امنیت گرفته تا آژانس.
• کسانی که اهل فن هستند، میدانند که ایران بلندترین قدم خود را در وین برداشت که قبول کرد اورانیوم 20 درصدی را در خارج غنیسازی کند، سوخت خود را از خارج تأمین کند و خودش در داخل غنیسازی 20 درصدی انجام ندهد.
• قبلاً 5 درصد غنی سازی داشتیم و الان گفتهایم که تا 20 درصد غنیسازی میکنیم ولی بالاتر از 20 درصد نمیرویم.
• ما باید روسیه را درک بکنیم، اگرچه نسبت به بدقولیهای آن گلههای فراوانی داریم.
• تعویق راه اندازی نیروگاه بوشهر در حال حاضر بحث فقط فنی است و انشاءالله در پایان فصل بهار سال 89 این نیروگاه راه میافتد.
• روسها بودند که آرزوی ایران را برای داشتن صنعت ذوب آهن برآورده کردند، آمریکا و اروپا به ما ذوب آهن نداند آلمان ها هم می هواستند با ما همکاری کنند همه چیز را گذاشتند و رفتند.
نخستين سفير زن در عربستان سعودي
اين ركورد به نام كشور گرجستان ثبت مي شود.
به نوشته «جمهوری اسلامی»، «يكاترينا مايرينگ ميكادزه» در حال حاضر سفير گرجستان در كشورهاي كويت قطر بحرين امارات و عمان است و دولت گرجستان تصميم گرفته حوزه ماموريت ديپلماتيك او را به عربستان سعودي نيز گسترش دهد.
خانم ميكادزه استوارنامه خود را به وزارت خارجه عربستان سعودي تقديم كرده و منتظر وقت ملاقات رسمي با ملك عبدالله پادشاه سعودي است تا استوارنامه اش تاييد شود و رسما كار خود را به عنوان نخستين سفير زن در پايتخت سعودي آغاز كند.
البته محل اقامت خانم ميكادزه به احتمال زياد در كويت باقي خواهد ماند.
مهمانپرست:آمریکا برای معصومی نژاد تله گذاشت
به گزارش مهر، رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت امور خارجه که شنبه به دعوت معاونت فرهنگی دانشگاه شهید بهشتی برای پاسخ به پرسشهای دانشجویان در دانشکده ادبیات و علوم انسانی این دانشگاه حضور یافته بود با بیان این مطلب که مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی ایران کسب استقلال و حرکت در راستای مبانی اعتقادی کشور است، تصریح کرد: در جهان امروز کمتر کشوری است که بتواند همانند ایران برای سرنوشت خود بطور مستقل تصمیمگیری کند.
وی افزود: ما شاهد آن هستیم که بیشتر کشورهای جهان برای تعیین وضعیت خود ناچارند به دیدگاههای قدرتهای بزرگ توجه داشته باشند.
دستیار ویژه وزیر امور خارجه با اشاره به برگزاری سمینار نمایندگیها و سفیران ایران در خارج از کشور طی روزهای اخیر تاکید کرد: دستگاه سیاست خارجی کشور بر اساس روال سالهای اخیر حضور مقام معظم رهبری رسیدند و ایشان یک بار دیگر تاکید کردند که دستگاه سیاست خارجی یک وزارتخانه در کنار وزارتخانههای دیگر نیست.
وی ادامه داد: مقام معظم رهبری فرمودند اگر نظام اسلامی دو رویه داشته باشد دستگاه سیاست خارجی رویه خارجی آن و وزارتخانههای دیگر لایههای داخلی نظام هستند بنابراین دستگاه سیاست خارجی وظیفه سنگینی در دفاع از شان کشور و مقابله با تهدیدها و همچنین استفاده از فرصتها در جهت دستیابی به مصالح نظام خواهد داشت.
دستگاه دیپلماسی پیامرسان انقلاب
سخنگوی وزارت امور خارجه با بیان اینکه دستگاه دیپلماسی کشور باید پیام انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را به گوش مردم جهان برساند و در دفاع از اقتدار ملی و ارزشها و اصول انقلاب تلاش فراوانی انجام دهد بیان داشت: ما باید در بحث دیپلماسی در کنار تبیین مواضع رسمی نسبت به اطلاع افکار عمومی داخل از سیاست خارجی کشور و استفاده از فنآوریهای رسانهای و دیجیتالی و همچنین ارتباط مستمر با افراد تاثیرگذار در جامعه به ویژه قشر دانشگاهی اقداماتی را انجام دهیم.
اغتشاشات هزینه های زیادی بر دستگاه دیپلماسی کشور کرد
مهمانپرست ادامه داد: آنچه موجب میشود تا یک کشور بتواند با اقتدار از منافع ملی خود دفاع کند پشتوانه مردمی است و متاسفانه در حوادث ماههای پس از انتخابات بعضا شاهد اختلافاتی میان گروههای داخلی بودیم.
وی گفت: این اختلافات بهانهای شد تا دشمنان خارجی اینطور القا کنند که میان مردم و نظام شکاف وجود دارد و دو دستگی به وجود آمده است.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران با اشاره به تاثیر اغتشاشات ماههای اخیر بر سیاست خارجی کشور گفت: این اقدامات هزینه های زیادی را بر دستگاه دیپلماسی کشور تحمیل کرد.
وی افزود: بنده نگاهی خارج از این مجموعه به تحولات اخیر دارم و میگویم اگر دشمنان از ابتدای انقلاب تمام ترفندهای خود را برای مناقشات قومی و مذهبی به راه انداختند غائله کردستان و سایر اختلافات قومی و اختلاف میان شیعیان و سنی های کشور را دامن زدند، تنها بمنظور ایجاد شکاف در جامعه و بهره برداری از اختلافات بود که خوشبختانه به دلیل حضور مردم و رهبری امام راحل هیچکدام به نتیجه نرسید.
وی یادآور شد: در طول 8 سال نیز جنگی را به ما تحمیل کردند و پس از آن با فشارهای سیاسی و اقتصادی تلاش داشتند تا ما را در انزوا قرار دهند و به دلیل عدم نتیجهگیری از تمامی این تلاشها در صدد هستند با ایجاد اختلاف در درون جامعه به منویات خود دست پیدا کنند.
حفظ منافع ملی در اولویت
مهمانپرست تاکید کرد: اختلافنظر داخلی امری طبیعی است به ویژه برای کشوری چون ایران که مدعی بیشترین میزان دموکراسی در منطقه است ، اما باید توجه داشت که حفظ منافع ملی و دفاع از تمامیت ارضی کشور در اولویت است که خوشبختانه در 9 دی و 22 بهمنماه حضور مردم برگ برندهای بود که اثرات آن را ما در عرصه سیاست خارجی احساس کردیم.
تکیه سیاست خارجی بر سه اصل عزت حکمت و مصلحت
وی در پاسخ به سئوال یکی از دانشجویان که مدعی شد عملکرد دولت نهم موجب انزوای نظام جمهوری اسلامی در منطقه و جهان شده است، گفت: چارچوبهای اصلی و کلی سیاست خارجی کشور توسط مقام معظم رهبری تعیین میشود و پس از تعیین این چارچوبها اتخاذ مواضع در شورای امنیت ملی انجام میشود؛ دستگاه سیاست خارجی مجری این سیاستها است.
مهمانپرست افزود: ممکن است دولتها برای اجرای سیاستها نقطهنظراتی داشته باشند اما ویژگی اصلی سیاست خارجی کشور تکیه بر سه اصل عزت، حکمت و مصلحت است.
وی با اشاره به دوره اصلاحات اظهار کرد: در این دوره بحث تنشزدایی و ارتباط با کشورهای مختلف، برقراری یک ارتباط مثبت و گفتمان با سایر کشورها در جهت تامین منافع ملی کشور و تلاش به منظور رفع سوء تفاهمات از طریق گفتگو و مذاکره در دستور کار مسئولان قرار داشت.
وی گفت: ما حداکثر تلاش خود را انجام دادیم تا بهانهای به دست مخالفان داده نشود بحث ما با منطق توام بود اما حاصل آن چه شد؟ باید دید کدام روشها ما را به اهدافمان نزدیکتر میکند.
اشاره به حضور خاتمی در اجلاسی بین المللی
سخنگوی وزارت امور خارجه با اشاره به حضور سید محمد خاتمی در سال 85 در یک اجلاس بینالمللی در قزاقستان ( محل سفارت مهمانپرست قبل از بعهده گرفتن سخنگویی وزارت امورخارجه ) خاطرنشان کرد: در حاشیه این اجلاس خبرنگاری از رئیسجمهور سابق سئوال کرد چرا در دولت آقای احمدینژاد روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای دیگر دچار تنش و بحران شده است؟ آیا بدلیل سیاستهای رئیس جمهور جدید ایران این کشور در انزوا قرار گرفته است؟ آقای خاتمی پاسخ قابل تاملی به پرسش این خبرنگار داد گفت من هیچکدام از گفتههای شما را قبول ندارم در زمانی که بنده رئیسجمهور بودم بحث گفتگو و تنشزدایی در دستور کار دولت قرار داشت و سال 2001 به عنوان سال گفتگوی تمدنها مطرح و تصویب شده بود. آقای احمدینژاد در این سالها حضور نداشت و ما در اوج شعارهای تنشزدایی خود شاهد بودیم که جورج بوش ما را به عنوان بخشی از محور شرارت معرفی کرد و به عراق و افغانستان حمله شد پس شما دروغ میگویید.
قدرت، راه تامین منافع ملی
مهمانپرست افزود: تنها گفتمان خوب داشتن، در این دوران نمیتواند موجب شود تا ما به حقوقمان دست پیدا کنیم. برای تامین منافع ملی باید قدرتمند شد و با قدرت اهداف را پیگیری کرد. تجربه نشان داده اگر ما یک قدم کوتاه بیاییم آنها چند قدم جلو خواهند آمد و برای جلوگیری از این وضعیت ناعادلانه باید تهاجمی برخورد کنیم و از تحریمها و محرومیتها نهراسیم.
سخنگوی وزارت امور خارجه خاطرنشان کرد: رشد و پیشرفت کشور با ایستادگی به دست میآید. اگر قرار باشد تنها حفظ رابطه آرام و بدون تنش با کشورهای دیگر ملاک تصمیم گیری باشد در آن صورت باید شاهد وضعیت ذلتباری باشیم که برخی اوقات از خواندن آن در تاریخ گذشته خود شرمنده میشویم . یعنی زمانی که سفرای کشورهای دیگر برایمان تعیین تکلیف میکردند.
توانمندی موشکی نشانه اقتدار ایران
دستیار ارشد وزیر امور خارجه گفت: پیشرفتهایی که ما در زمینه تجهیزات موشکی و دفاعی کشور به دست آوردهایم به دلیل تقویت سیستمهای بازدارنده ما است. این سیستمها نشاندهنده اقتدار ما است و به ایجاد صلح و ثبات منطقهای کمک خواهد کرد.تمامی دستاوردهای کشور تنها به واسطه خودکفاییهایی است که ما با مقاومتهای خود به دست آوردهایم.
آنها بهتر از همه می دانند دنبال بمب نیستیم
وی در رابطه با تلاش برخی کشورها برای محروم کردن ایران از دانش های پیشرفته گفت: در بحث هستهای نیز ما هیچگاه خواهان ساخت سلاح هستهای نبودیم. نگرانیهای آنها نیز از جهت ساخت بمب اتمی ایران نیست چراکه سرویسهای اطلاعاتی کشورهای مقابل بهتر میدانند که تلاشهای ما تنها جنبه صلحآمیز دارد بنابراین باید بررسی کرد که اینهمه فشار و هجمه بر ما به چه سبب صورت میگیرد.
دو دلیل جلوگیری از دستیابی ایران به دانش های نوین
وی 2 دلیل را برای جلوگیری از دستیابی ایران به دانشهای پیشرفته برشمرد و تصریح کرد: دلیل نخست آن است که در آینده ابزار استعمار تغییر خواهد کرد و تنها کشورهایی که از دانشهای پیشرفته برخوردار باشند میتوانند در مقابل سیستهای استعماری ایستادگی کنند بنابراین آنها نمیخواهند ما به این دانش دسترسی پیدا کنیم دلیل دیگر آن است که در دنیایی که خودشان را رئیس و رهبر آن معرفی کردهاند حضور یک کشور مستقل میتواند الگویی برای سایر کشورها باشد.
قطعنامه ها را خودشان نقض کردند
مهمانپرست گفت: در بحث هستهای این کشورها در گذشته تلاش کردند حتی به جوانان ما اجازه فعالیتهای تحقیقاتی ندهند اما وضعیت حال حاضر به گونهای است که کارخانه نطنز، راکتور تحقیقاتی و کارخانه آب سنگین اراک فعال است، غنیسازی 5/3 درصد صورت میگیرد و این کشورها برای مبادله اورانیوم 5/3 درصد با 20 درصد با ما مذاکره میکنند. معنی این کلام آن است که کشورهای مذکور برخلاف تمامی قطعنامههای گذشته فعالیت های هستهای ایران را پذیرفتند.
وی تاکید کرد: برای آنکه بتوانیم حقوق خود را با اقتدار به دست بیاوریم باید ایستادگی داشته باشیم.
رفتار منفعلانه جواب نمی دهد
سخنگوی دستگاه سیاست خارجی ایران در پاسخ سوال دانشجوی دیگری که معتقد بود تحریمها به واسطه عملکرد دولت نهم در عدم برخورد دوستانه با سایر کشورها به ایران تحمیل شد نیز گفت: من معتقد به برخورد غیرمحترمانه با هیچ کشوری نیستم اما از طرف دیگر میگویم رفتار منفعلانه و از موضع ضعف در دنیای امروز جواب نمیدهد. دولت جدید 5 سال فعالیت کرده است اما آیا قبل از آن تحریمهایی به ایران تحمیل نشده بود؟
میکونوس یکی از بدترین رفتارهای غرب با ایران
دستیار ارشد وزیر امور خارجه ادامه داد: تا زمانیکه ما به دنبال دفاع از آرمانهای خود باشیم فشارهایی بر ایران صورت میگیرد. زمانی با استفاده از ابزار دموکراسی پس از آن حقوق بشر و بعد هم بحث هستهای این هجمهها زمانی قطع خواهد شد که ما دست از تلاشهای خود بر داریم.
وی یادآور شد: در دورهای که دادگاه میکونوس برگزار شد کشورهای غربی با فراخواندن سفرای خود از ایران سعی کردند به بدترین شکل ممکن ما را در انزوا قرار دهند. همچنین اگر جوانان ما در طول جنگ تحمیلی از انقلاب دفاع نمیکردند حقوق ما هیچگاه به رسمیت شناخته نمیشد.
از محدود شدن رابطه استقبال نمی کنیم
مهمانپرست خاطرنشان کرد: ما از محدود شدن روابط خود با هیچ کشوری استقبال نمیکنیم اما گمان میکنم آنچه که بدست آوردهایم ارزش تمام فشارها و تحریم ها برای دفاع از اقتدار کشور را داشته باشد.
موضع درباره رابطه با امریکا
وی همچنین در پاسخ به سئوال دیگری در مورد روابط ایران و آمریکا و اظهارات احمدینژاد مبنی بر اینکه اگر کاخ سفید دست خود را به سوی ایران دراز کند ما دستان آنها را خواهیم فشرد گفت: من این موضوع را نشنیده ام و ما هیچگاه نگفتهایم به دنبال برقراری رابطه هستیم و یا دستان مقامات آمریکایی را میفشاریم. روابط ایران با سایر کشورها در سه گروه مختلف پیگیری میشود.گروه اول شامل رژیم نامشروع صهیونیستی است که به دلیل به رسمیت نشناختن این رژیم هیچ رابطهای با آن وجود ندارد.
دیوار بلند بی اعتمادی همچنان وجود دارد
سخنگوی وزارت امور خارجه اظهار داشت: در میان تمامی کشورهای جهان نیز آمریکا به دلیل شیطنتها و موضع خاصی که در مقابل ایران داشته است مردم ما نسبت به آن حساس هستند و رفتار مسئولان این کشور از اذهان ما پاک نمیشود.آنچه مطرح است دیوار بلند بیاعتمادی است.
وی تاکید کرد: ما در حال حاضر رابطهای با کشور آمریکا نداریم و تا زمانی که رویکرد این کشور احترام به حقوق ما و دست بر داشتن از سیاستهای تبعیض آمیز نباشد برقراری ارتباط با واشنگتن برای ما جایگاهی ندارد.
موضوعی تحت عنوان رابطه با این کشور در دستور کار ما نیست
مهمانپرست ادامه داد: موضوع دیگر مسائلی چون تلهگذاری برای اتباع ایرانی، توقیف اموال ما، بحثهای منطقهای و سیاستهای آمریکا در ایجاد تنش برای ایران است. اما موضوعی تحت عنوان رابطه با این کشور در دستور کار ما نیست.
وی خاطر نشان کرد: ملاک سیاستهای ما نقطه نظرات مقام معظم رهبری است و هیچ یک از مسئولین رسمی سیاست خارجی و نظام بنایی برای برقراری ارتباط با آمریکا ندارند.
وی افزود: گروه سوم شامل سایر کشورها میشود که از گسترش رابطه با آنها به شرط تامین منافع کشور استقبال می کنیم.
هشدار ظریف به روسیه
سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سئوال دانشجوی دیگری در مورد دلیل پاسخ مثبت ایران به باجخواهی روسها ، با وجود عدم وفای به عهد مسکو در تحویل موشکهای اس 300 و یا تکمیل نیروگاه بوشهر گفت: بحث روسیه و همکاری با این کشور تنها بر اساس منافع ملی کشور صورت میگیرد مبنای روابط خارجی ما تامین منافع ایران است.
وی خاطر نشان کرد: در زمینه رابطه با روسیه می توان چند رویکرد داشت مثلا می توانیم در رابطه با ادامه برقراری رابطه با روسیه رویکردی منفی داشته باشیم.
مهمانپرست گفت : راهحل دیگر این است که رابطه ای خنثی میان دو کشور برقرار باشد. راهحل سوم این است که با تمامی کشور ها به میزان ظرفیتشان رابطه داشته باشیم و اگر کشوری از انجام پروژههای ما سر باز زد بتوانیم از ظرفیت کشوری چون روسیه استفاده کنیم.
99 درصد کار نیروگاه بوشهر تمام شده
مهمانپرست تاکید کرد: 99 درصد از روند ساخت نیروگاه هستهای بوشهر که افکار عمومی جامعه با نگرانی تحولات آن را دنبال میکند به اتمام رسیده است و این نیروگاه برای تولید برق هستهای کشور آماده میشود.
وی تصریح کرد: طبیعی است که اگر روسیه به تعهداتش در رابطه با ایران عمل نکند افکار عمومی ما این موضوع را فراموش نخواهد کرد .
ادامه سیاست تله گذاری آمریکا در ایتالیا
مهمانپرست همچنین در رابطه با دلایل دستگیری معصومینژاد خبرنگار واحد مرکزی خبر در ایتالیا نیز که مبنای پرسش یکی از دانشجویان نیز بود گفت: توطئهسازی برای به دام انداختن اتباع ایرانی جدید ترین روش آمریکاییها در برخورد با ما است.
وی افزود: آمریکا با تلهگذاری و به بهانه فعالیت ایرانیها در تجارت کالاهایی که مصرف دوگانه دارد از طریق ایمیل این افراد را وارد عرصهای میکند که نتایج آن دستگیری شهروندان ما در کشورهای ثالث است و پس از آن نیز با اعمال فشار بر این کشورها خواهان استرداد آنها به آمریکا است.
سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرد: معصومینژاد نیز با این اتهام مواجه شده است و دستگاه سیاست خارجی کشور نیز ضمن صدور بیانیهای سفیر ایتالیا را به وزارت امور خارجه فرا خواند و از وی خواست تا ضمن انتقال مراتب اعتراض ایران سریعا او را آزاد کنند.
پیشنهاد ایران هنوز روی میز است اما...
وی همچنین در رابطه با این پرسش که آیا پیشنهاد جدیدی از سوی کشورهای جهان در رابطه با تامین سوخت راکتور تحقیقاتی ایران مطرح شده است، گفت: پس از آنکه ما با 3 کشور در رابطه با مبادله سوخت به نتیجه نرسیدیم آژانس به دیگر اعضای خود نیاز ایران را برای تامین سوخت راکتور ایران اعلام کرد اما در رابطه با این مطلب که آیا موضوع معاوضه سوخت همچنان بر روی میز قرار دارد باید گفت که این پیشنهاد تا زمانیکه ایران خود سوخت 20 درصد تولید نکرده باشد بر روی میز قرار دارد.
رژیم خزر حتما با نظر 5کشور
مهمانپرست در پایان در رابطه با دلایل عدم تعیین سهم ایران در دریای خزر نیز گفت: 5 کشور ساحلی نشستهای مختلفی را برای نهایی کردن رژیم حقوقی دریای خزر برگزار کرده اند. در این زمینه مسائل تخصصی و فنی پیچیده ای مطرح است و نمی توان منافع ملی را فدای سرعت کرد. با تمهیداتی که اندیشیده شده هیچ تصمیمی بدون تامین نظرات هر پنج کشور ساحلی از جمله ایران اعتباری نداشته و جنبه عملیاتی پیدا نمیکند.
20 انتصاب جدید در وزارت خارجه
صیفی نفر دوم سفارت ایران در مسکو و رئیس نمایندگی وزارت خارجه در شمال و شمال شرق کشور بوده است.
همچنین اکبر قاسمی مشاور وزیر و معاون اداره کل اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه نیز به عنوان سفیر جدید جمهوری اسلامی ایران در اوکراین راهی کی یف می شود.
قاسمی پیشتر رئیس اداره رسانه های گروهی وزارت خارجه، رئیس دفتر حفاظت از منافع جمهوری اسلامی ایران در مصر و رئیس اداره خاورمیانه عربی و شمال افریقای وزارت خارجه بوده است.
براساس خبرعبدالله نکونام سرکنسول پیشین ایران درهنگ کنگ بعنوان معاون اداره کل اطلاعات ومطبوعات منصوب شد.
به گزارش مهر از محمدی وابسته مطبوعاتی ایران در نیویورک به عنوان رئیس اداره رسانه های اداره کل اطلاعات و مطبوعات نام برده شده است.
علاوه بر این علی اصغر ناصری سرپرست سفارت ایران در لیبی نیز سفیر جدید ایران عازم طرابلس شده است.
بنی هاشمی و محمد موسی هاشمی گلپایگانی نیز به ترتیب به عنوان سفیران ایران در مجارستان و ترکمنستان عازم محل ماموریت خود شدند.
همچنین سید رضا نوبختی نیز به عنوان سفیر جدید ایران در ساحل عاج منصوب شد.
وی پیش از این نفر دوم سفارت ایران در لهستان بوده است.
مصطفی مصلح زاده دستیار ویژه وزیر خارجه در برنامه ریزی راهبردی نیز سفیر جدید ایران در امان پایتخت اردن خواهد بود.
به گزارش خبرنگار مهر، مجید صمد زاده صابر نیز به عنوان سفیر ایران در گرجستان معرفی و منصوب شده است.
وی هم اکنون رئیس دبیر خانه خزر است و پیشتر نفر دوم سفارت ایران در اوکراین بوده است.
همچنین علی لکی زاده و یوسفی به عنوان سفیران جدید ایران در لهستان و بوسنی منصوب شده اند. یوسفی سفیر پیشین ایران در فیلیپین، تایلند و بنگلادش بوده است.
خبرنگار مهر کسب اطلاع کرد ، محمود حیدری به عنوان سرکنسول جدید جمهوری اسلامی ایران در استانبول آغاز به کار کرده است .وی پیش از این معاون مدیرکل امور مجلس وزارت خارجه بوده است.
ابوالقاسم دلفی سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در بلژیک و مقر اتحادیه اروپا نیز از سوی منوچهر متکی به عنوان سفیر جدید جمهوری اسلامی ایران در صربستان معرفی و منصوب شد.
محمود فرازنده مدیر کل سابق اموال، ساختمان و پشتیبانی وزارت خارجه و سفیر اسبق ایران در اوگاندا نیز به پیشنهاد وزیر خارجه و تایید احمدی نژاد به عنوان سفیر جدید کشورمان در اندونزی منصوب شده است.
همچنین محمد جواد کولیوند نیز به عنوان مدیرکل جدید اموال، ساختمان ها و پشتیبانی وزارت امور خارجه منصوب شد.
با پایان کار حسن کاظمی قمی سفیر موفق جمهوری اسلامی ایران در کشور عراق، اوایل سال آینده حسن دانایی فر به عنوان سفیر جدید ایران در این کشور به انجام وظیفه خواهد پرداخت.
علاوه بر این با خاتمه یافتن ماموریت ماشاءالله شاکری سفیر فعلی جمهوری اسلامی ایران در اسلام آباد، قرار است احمد سبحانی مدیر کل آمریکای لاتین و سرپرست معاونت آمریکای وزارت امور خارجه به عنوان سفیر جدید ایران در پاکستان مشغول به فعالیت شود.
همچنین سفیران جمهوری اسلامی ایران در امارات و چین نیز تا هفته آینده معرفی خواهند شد اما بر اساس اخبار دریافتی تفاهمات لازم در زمینه انتصاب سفیران ایران با امارات و چین نهایی شده است.
روسيه: ایران همکاری نکند، تحریم است
اين خبرگزاري كه گويي به اطلاعات مهمي دست يافته ادامه مي دهد : اگر ايران نگراني هاي جامعه جهاني را كاهش ندهد اين اتفاق احتمالا رخ خواهد داد.
لازم به ذكر است، نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي درحال رايزني با مقامات روسي براي اعمال بيشتر فشار به جمهوري اسلامي و همراه كردن مسكو با اسرائيل و آمريكا در اين خصوص است.
سخنان هشدارگونه وزیر خارجه عراق درباره اختلافات اساسی با ایران!
سرویس بینالملل ـ هشیار زیباری، وزیر امور خارجه عراق، در گفتوگو با یک شبکه تلویزیونی اظهار داشت: از سال 2003 در روابط با ایران با مشکلاتی روبهرو شدهایم که اگر این مشکلات حل و فصل نشود، در آینده بر شمار آنها افزوده خواهد شد.وزیر خارجه عراق در گفتوگو با شبکه تلویزیونی «العراقیه»، با طرح موضوع بالا افزود: موضوع اجرای بیانیه الجزایر، مشکلات ناشی از جنگ هشت ساله و ادعاهای مربوط به آن، آبهای مرزی، مناطق مین کاری شده، نقاط مرزی مورد اختلاف و هواپیماهای عراقی موجود در ایران، تنها بخشی از این مشکلات است که پارلمان عراق باید برای آنها برنامههای را طراحی کند.
زیباری تأکید کرد: درباره آنچه بیانیه الجزایر سخنی از آن به میان نیاورده، حاضر به گفتوگو نیستیم؛ در وزارت امور خارجه عراق، بزرگترین پرونده مربوط به ایران است!وزیر امور خارجه عراق مدعی شد: در سه سال اخیر، ایرانیها را به پذیرش برخی موارد مربوط به مرزها، بیرون از چهارچوب «بیانیه الجزایر» وادار کردهایم. این در حالی است که ایرانیها، چند توافقنامه نیز با عراق امضا کردهاند که مسائل مالی، مانع از اجرای آنها شده است.
زیباری در پایان افزود: ایرانیها همچنان در خاک ما هستند و در حالی که کارشناسان ما برای سرکشی به چاههای نفتی مرزی میروند، از سوی ایرانیها به آنان شلیک میشود!گفتنی است، این برای چندمین بار در ماههای گذشته است که یک مقام عراقی، نسبت به ایران ادعاهایی را مطرح می کند؛ البته ادعاهای هشیار زیباری، وزیر امور خارجه عراق و طرح موضوعاتی مانند هواپیماهای عراقی در ایران و یا وادار کردن ایران به پذیرش مواردی خارج از قرارداد «الجزایر» ـ که البته وی مشخص نکرده است این موارد چه بوده ـ در نوع خود رویکر جدیدی به شمار میرود؛ بنابراین، به نظر میرسد با مماشات و بعضا کوتاهی بیش از اندازه مقامات کشورمان در پیگیری مطالبات ملت ناشی از جنگ تحمیلی و اجرای کامل قرارداد الجزایر، در مدت زمانی نه چندان دور، باید برای دلجویی از کشور همسایه غرامت نیز پرداخت کنیم.
سفرهای ناکام متکی
روزنامه الحیات، چاپ لندن پیش بینی کرد که منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران، هفته آینده در سفری به لبنان با مقامات این کشور از جمله سعد الحریری نخست وزیر لبنان دیدار و گفت وگو خواهد داشت؛ در همین زمینه یک روزنامه کویتی از سفر دبیرکل حزب الله لبنان به ایران طی روزهای آتی خبر داد.
روزنامه السیاسه نوشت که سید حسن نصر الله طی روزهای آتی به دعوت مسئولان ایرانی به تهران سفر میکند. بر اساس این گزارش ولید المعلم، وزیر امور خارجه سوریه پس از سید حسن نصرالله به تهران سفر خواهد کرد. این ها در حالی است که خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس هفته گذشته برای دیدار با مسئولان ایران به تهران سفر کرده بود.
در ادامه نگاهی به روند سفرهای ناکام مانده منوچهر متکی طی یک سال اخیر خواهیم داشت:
*در اسفند ماه سال قبل سفر وزیر امور خارجه به چند کشور حوزه خلیج فارس لغو شد،این سفر در چارچوب گسترش مناسبات تهران با کشورهای عربی برنامه ریزی شده بود اما در همان زمان به گفته مدیرکل اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه لغو و به زمان دیگری موکول شد.
*سفر ناکام مانده دیگر، سفر به فرانسه برای شرکت در اجلاس همسایگان افغانستان بود؛ این سفر قرار بود در آذر ماه سال قبل انجام شود اما به گفته سخنگوی وقت دستگاه سیاست خارجی کشور، اظهارات غیر دیپلماتیک و خلاف آداب میزبانی رئیس جمهور فرانسه دلیل لغو سفر متکی به فرانسه بود.حسن قشقاوی در آن زمان و برای توضیح علت لغو این سفر گفت که" یک واقعیت جدی بین المللی نیاز به هماهنگی همه جانبه دارد نه اینکه فرانسه به عنوان میزبان این اجلاس از ایران و وزیر خارجه ما برای مشورت دعوت کند اما در آستانه برگزاری اجلاس با اظهارات غیر دیپلماتیک و خلاف آداب میزبانی جریان را به هم بزند بنابراین به دلیل این اظهارات ایران در اجلاس پارس شرکت نکرد."
*اما جنجالی ترین سفر ناکام مانده متکی، سفر او به یمن بود. در مهر ماه سالجاری، پس از اوج گیری درگیریهای داخلی یمن و طرح ادعاهایی مبنی بر دخالت ایران در این درگیریها، قرار شد که متکی با هدف میانجیگری بین دولت یمن و گروه الحوثی به این کشور سفر کند. اما این سفر به تعویق افتاد و گفته شد که به دلیل مشغله کاری رئیس جمهور یمن، سفر مذکور به هفته بعد موکول شده است.
این سفر در حالی به تعویق افتاد و تاکنون نیز انجام نشده که متکی قرار بود پیام احمدی نژاد را در این سفر به علی عبدالله صالح رئیس جمهوری یمن تسلیم کند. برخی منابع مطلع در وزارت امور خارجه ایران از تنظیم دوباره سفر به یمن برای وزیر امور خارجه ایران سخن گفتهاند که البته این برنامه ریزی نیز با بی میلی طرف یمنی مواجه شده و مجددا لغو شد.
*وزیر امور خارجه ایران در اوایل ماه جاری هم برنامه سفر به کویت و عربستان را در دستور کار خود داشت اما پس از انجام سفر به کویت و دیدار با شیخ صباح الاحمد الجابر الصباح، امیر کویت و دیگر مقامات این کشور راهی ریاض، پایتخت عربستان نشد.
این سفر در حالی انجام نگرفت که برای رسانههای داخلی و منطقه، نزدیکی چنین سفری با توجه به سنگینی سایه تردیدها و اختلافات بر روابط میان دو کشور محتمل بود، در عین حال در ماههای اخیر، ایران و عربستان مشکلات متعددی در زمینه رفت و آمد زائران ایرانی و همچنین ناپدید شدن یک دانشمند ایرانی در عربستان داشتند که پیش بینی می شد در حین این سفر مورد مذاکره قرار گیرد.
البته پاسخ دستگاه دیپلماسی به تعویق یا تاخیر یا لغو این سفرها میتواند در دستور کار بودن برنامههای دیگر یا ناهماهنگی برنامه کشور میزبان و کشور میهمان باشد بویژه که اغلب این سفرها از منابع رسمی اعلام نشده بلکه گمانه زنی رسانهای بوده است. اما بیتردید گمانه زنیهای رسانهای نیز بر اساس نشانهها یا علائمی است که نزدیکی چنین سفرهایی را گوشزد میکنند.
تغییرات جدید در وزارت خارجه
به گزارش خبرنگار مهر، دکتر حمیدرضا آصفی در سه دولت مختلف مسئولیت سخنگویی وزارت امور خارجه را بر عهده داشت.
وی بعد از پایان فعالیت اش در حوزه سخنگویی به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران به ابوظبی امارات رفت و چندی قبل با پایان ماموریتش بازنشسته شد.
آصفی بعد از انتصاب به عنوان سخنگوی وزارت خارجه فصل نوینی را در تعامل دستگاه دیپلماسی با اصحاب رسانه رقم زد و در طول سال ها حضور در این کسوت ارتباط دوستانه و صمیمانه ای با خبرنگاران داشت.
همچنین حجت الاسلام شهیدی معاون پارلمانی سابق وزارت امور خارجه در دوران مدیریت منوچهر متکی نیز بعد از کنار رفتن از این سمت بازنشسته شد.
محمدعلی حسینی سخنگوی دیگر وزارت امور خارجه نیز که اخباری مبنی بر ماموریت نامبرده به یکی از کشورهای اروپایی مطرح شده بود، تا چند هفته آینده با خاتمه یافتن مراحل اداری انتصابش به عنوان سفیر ایران در ایتالیا عازم رم می شود.
واکنش وزارت خارجه به اظهارات هیلاری کلینتون
به گزارش شبكه خبر به نقل از واحد مركزی خبر، رامین مهمان پرست افزود: عضویت در یک گروه تروریستی و هدف قرار دادن بی گناهان، مصداق جرم محسوب می شود که در همه مقاطع زمانی و مکانی، این گونه رویکردها، مجرمانه بوده و تعامل رویه های قضایی بین المللی و از جمله اسناد سازمان ملل متحد با این رفتارها، یکسان است و مجازات آن، بر اساس مقررات و قانون اساسی کشورها تعقیب می شود و اجماع جهانی در زمینه مقابله با تروریسم، یک پدیده جهان شمول است.
سخنگوی دستگاه سیاست خارجی كشورمان گفت: عنوان جریان سیاسی نهادن به عناصر یک گروه تروریستی، افزون بر مداخله در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران، رویکردی غیر وارد، دوگانه و مردود است.
مهمان پرست، با اشاره به محکومیت 23 نفر از اعضای سازمان جاسوسی آمریکا در میلان ایتالیا به جرم دست داشتن در ربایش و شکنجه یک فرد مصری، به عنوان مصداقی از رفتار ناقض حقوق بشر آمریکا، خاطرنشان کرد: شایسته است خانم کلینتون، بخشی از نگرانی ها و تاسف هایش را متوجه انجام فعالیت های مغایر با معیارهای حقوق بین الملل و مراودات قضایی از جانب ماموران دولت آمریکا در مناطق مختلف جهان کند و تلاش کند تا حداقل در عمل، امسال را به سال پایان دادن به نقض فاحش و سیستماتیک حقوق بشر در گوانتانامو تبدیل کند.
سخنگوی وزارت امور خارجه خاطرنشان کرد: اصول احترام به حاکمیت قانون و استقلال قوه قضائیه در قبال جرائم قضائی از بدیهیات حقوق بین الملل است که انتظار می رود مقامات دیپلماسی کشورها، با رعایت آنها ارزش های پذیرفته شده جهانی را محترم شمرند.
مهمان پرست، در خصوص احکام صادره از سوی قوه قضائیه اظهار داشت: همه جرم های مطرح شده، بر اساس آئین دادرسی و با حضور وکلای مدافع و طی مراحل قانونی صورت گرفته و احکام صادره، آرای بدوی است و قابل تجدید نظر نیز هست.
سایه سنگین سیاست بر اقتصاد
روابط تجاری ایران با کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس
از گذشتههای دور منطقه خلیجفارس به دلیل موقعیت استراتژیک و منابع طبیعی غنی مورد توجه ابرقدرتها بوده. زمانی روسیه، انگلیس، اروپا و روزگاری آمریکا و اکنون هر کشوری که بتواند از قدرت سیاسی و ایدههای نوین تصاحب بازار و نفوذ قدرت استفاده کند، از این منطقه سهم بیشتری دارد.اعتقاد کارشناسان بر این است که سیاسی بودن بیش از حد منطقه و حضور قدرتهای جهانی که منافع خود را پیگیری ميکنند در روابط اقتصادی کشورمان تاثیر ميگذارد؛ در حالی که ایران بهترین گذرگاه کشورهای عضو شورای خلیجفارس GCC است تا به آسیای میانه دسترسی داشته باشند و بازار بزرگی برای کشورمان است که این بازار به دلیل مسائل سیاسی تا حدودی مغشوش شده است. برای آگاهی از موقعیت تجاری کشورمان با کشورهای حوزه خلیجفارس که شورای همکاری این منطقه را تشکیل دادهاند و کشورهای شاخص دنیا برای داشتن سهمياز این بازار پر سرمایه از هم پیشی ميگیرند، با سيدحسين حسيني، مديركل دفتر بازرگانی کشورهای عربی و آفریقاي سازمان توسعه تجارت گفتوگو کردیم.
***
وضعیت تجارت کشورمان با کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس به چه صورت است؟
به طور کلی طی سالهای جاری صادراتمان به کشورهای شورای همکاری خلیجفارس روند صعودی داشته و تقریبا سهم کشورهای عضو شورای همکاری خلیج از صادرات کشورمان حدود 24 تا 25درصد است. باید توجه داشت که امارات جز شرکای اصلی ما در زمینه صادرات و واردات است.
صادرات ایران به شورای همکاری خلیجفارس عمدتا شامل چه کالاهایی است؟
به کشور عربستان؛ بنزین، فرآوردههای پتروشیمی، مس، آهن و فولاد، خشکبار و سیمان سفید، به امارات؛ روغنهای صنعتی، گاز طبیعی مایع شده، خشکبار، فلزات و فرآوردههای نفتی، به کویت؛ آهن و فولاد، سنگ و حیوانات زنده، به قطر؛ کلوخههای آهنی، حیوانات زنده و فرش و به بحرین؛ آهن و فولاد و فرآوردههای پتروشیمی، گاز مایع شده و فرش صادر ميکنیم. در نهایت اینکه عمدهترین کالاهای صادراتی ایران به کشور عمان کالاهایی نظیر مس، آهن، قیر، حیوانات زنده، فرش و سرب است که با دقت در این کالاها، کالاهایی نظیر فرآودههای غذایی و فرش دستباف بیشترین اقلام صادراتی کشورمان به GCC است و کالاهایی نظیر محصولات صنعتی، سنگها، سوختهای معدنی در حد متوسطی به این کشورها صادر ميشود.
ایران چه کالاهایی را از کشورهای عضو GCC وارد ميکند؟
بنزین، آهن، صادرات مجدد و تولیدات سایر کشورها شامل وسائط نقلیه، لوازم خانگی، رایانه، تلفن همراه و محصولات متنوعی که حجم زیادی در ساختار وارداتی ما دارند، از امارات وارد ایران ميشوند و فرآوردههای پتروشیمی، آلومینیوم و کوک نفت از دیگر اقلام وارداتی از کشورهای شورای همکاری خلیجفارس به ایران است و این در حالی است که روند واردات ایران از کشورهای شورای همکاری خلیجفارس رو به رشد است و امارات اولین شریک وارداتی ما است و سهم زیادی در واردات کشورمان دارد.
با توجه به این تعریف که کشورهای همجوار و همسایه بازارهای طبیعی هر کشوری هستند ایران تا چه میزان در حصول این بازارها موفق بوده است؟
درست است، ما نگاهمان به کشورهای حوزه خلیجفارس به عنوان بازار طبیعی محصولاتمان است ودرصدد گسترش تجارتمان با این کشورها هستیم و ایجاد زیر ساختهای لازم در حوزه حملونقل، تشکیل کمیتهها و کمیسیونهای مشترک کاری و انعقاد موافقت نامهها در حوزه همکاریهای بانکی از گذشته بوده و دنبال ميشود.
از اقداماتی که در حوزه همکاریهای بانکی صورت گرفته ميتوان به ایجاد شعبههای بانکی ایرانی در عمان، قطر و امارات اشاره کرد؛ همچنین صندوق ضمانت صادرات، ریسک تجارت ایران با کشورهای GCC را کاهش داده است و این کشورها جزو کشورهای کمریسک هستند و در هر یک از این کشورها روابط کارگزاری برقرار کردیم.
در زمینه حملونقل دریایی کشتیرانی ج.ا.ا و کشتیرانی والفجر در بنادر دبی، ابوظبی، دمام عربستان، کویت، شارجه، دوحه و مسقط اقدام به حملونقل کالا ميکنند و در بحث نفت و گاز نیز یکی از محورهای همکاری ایران، کشورهای GCC است.
در مجموع پتانسیلهای قوی برای تجارت کالا و خدمات میان ایران و شورای همکاری خلیجفارس وجود دارد که طی سالهای اخیر افزایش حجم تجارت میان این کشورها را نیز شاهد بودیم.
با توجه به اشاره شما در خصوص پتانسیلهای بالا برای افزایش تجارت با کشورهای GCC چرا ایران از فرصت بازارسازی در این کشورها در حد امکانات استفاده نميکند؟
متاسفانه نوع صادرات محصولاتمان به شکل سنتی انجام ميگیرد، کالاهایمان فاقد برند هستند، در برخی کشورها به دلیل تحریم، روابط بانکی به سختی انجام ميشود، کوچک بودن بنگاههایمان باعث عدم رقابت فعال و موثر شده، برای صدور روادید مشکلاتی وجود دارد، اتاقهای بازرگانی چندان فعال نیستند، بستهبندی کالاهایمان در حد بازارهای صادراتی نیست و عدم تبلیغات مناسب و برنامهریزی شده برای صادرات از مشکلاتی است که باعث ضعف همکاری ایران با کشورهای GCC شده است.
GCC زمینهساز ایجاد چه فرصتهایی برای کشورمان است؟
ما مشترکات فرهنگی، دینی و قوميبا یکدیگر داریم و همه این کشورها در منطقهای ژئوپلتیک قراردارد، نزدیکی بازارها به یکدیگر از محاسن تجارت با GCC است و بازار 500میلیون نفری منطقه ميتواند از طریق ایران به کشورهای آسیای میانه دسترسی پیدا کند؛ هر چند باید در نظر داشت سیاسی بودن بیش از حد منطقه و حضور قدرتهای جهانی که منافع خود را پیگیری ميکنند در روابط اقتصادی کشورمان تاثیر ميگذارد.
تماميکشورهای اروپای غربی در منطقه حضور دارند و این برای مناسبات ما با GCC تهدید به حساب ميآید. ما در سازمان توسعه تجارت قائل به این هستیم که مشکلات سیاسی را ميتوان از طریق مسائل اقتصادی رفع کرد و با این دیدگاه در پی افزایش فعالیتهای اقتصادی هستیم و امیدواریم مسائل سیاسی با کار اقتصادی تضعیف شود.
نكته
سهچهارم درآمدهای کشورهای عضو شورا از نفت به دست ميآيد.
طی دو دهه گذشته، کشورهای عضو شورا ثبات نرخ ارز داشته اند.
متوسط درآمد سرانه کشورهای عضو شورا بیش از 46هزار دلار است.
40درصد از ذخایر نفت شناخته شده جهان به اعضاي شورا اختصاص دارد (484 میلیارد بشکه).
حدود 20درصد از ذخایر گاز جهان به اعضاي شورا اختصاص دارد.(1438هزار میلیارد فوت مکعب)
تولید ناخالص داخلی شورا معادل 1100میلیارد دلار است.
منبع: دنياي اقتصاد
برگزاری اجلاس کشورهای حوزه دریای مازندران، بدون ایران، نقض حقوقی تمامی مقاوله نامههای گذشته، چه در زمان وجود اتحاد شوروی و چه پس از آن است.
به گزارش «تابناک»، مقامات مسئول در این باره موظفند بنا بر اصل دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران، هر چه سریعتر اقدامات لازم را انجام داده و افکار عمومی را در جریان اخبار مربوطه قرار دهند، در غیر این صورت، مسئولیت هرگونه تعرض و خسرانی در این باره، مستقیم متوجه آنها خواهد بود.
بر این اساس لازم است که:
1 – سفیران چهار کشور حوزه دریای مازندران، به وزارت خارجه احضار و مراتب اعتراض رسمی ایران به ایشان ابلاغ شود.
2 – به چهار کشور روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان تذکر داده شود که مصوبات چنین اجلاسی، مشروعیت حقوقی نداشته و ایران، مصوبات و توافقات احتمالی را به رسمیت نخواهد شناخت.
3 – رسماً اعلام شود که یا ایران باید به این اجلاس دعوت و یا برگزاری چنین اجلاسی لغو شود.
4 – در صورت پافشاری کشورهای نامبرده بر برگزاری اجلاس بدون حضور ایران، متقابلاً ایران همه معاهدات گذشته را لغو کرده و بر پایه عهدنامههای رد و بدل شده در دوران اتحاد شوروی، حاکمیت خود را بر 50 درصد از دریای مازندران، اعمال خواهد کرد.
گفتنی است، منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران، در واکنش به این خبر به «پرس تی وی» گفته است: ایران از این تصمیم روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان بسیار خشمگین است.
همزمان با اجلاس آتی سران کشور های ساحلی دریای مازندران که متاسفانه با عدم دعوت معنا دار از ایران صورت گرفته در روزهای اخیر پس از مدت ها سکوت، سهم 50درصدی ایران از این دریا به یکی از پرسش های اصلی نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی تبدیل شده است.
تردیدی نمی توان داشت که غالب کشور های دنیا اصل منافع ملی را اولویت اصلی تعاملات بین المللی خود قرار می دهند و در این راستا از هر فرصتی برای گسترش قلمرو و استفاده حد اکثی از پتانسیل های موجود برای دستیابی به آن بهره می برند.دراین شرايط برای ایران نیز با همجواری با 16 کشور در مرز های خشکی و آبی خود زمینه های متعددی برای تهدید تمامیت ارضی وجود دارد. تاریخ ثابت کرده کشورهای استعماری در گذشته وبسیاری از همسایگان در حال حاضر مترصدند از هر فرصت تاریخی برای سهم گیری از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران استفاده کنند که نمونه بارز آن را مي توان از سویی در سخنان جلال طالباني رییس جمهور عراق درباره ضرورت لغو قرارداد 1975 الجزايرو ادعاهای مستمر امارات علیه حاکمیت ایران در جزایر سه گانه و نام خلیج فارس و از سوی دیگر در زیر پا گذاشتن قرارداد های معتبر 1921 و 1940ایران و شوروی و تضییع حقوق ایران در دریای مازندران توسط کشور های نو استقلال مشاهده کرد.
مروری بر تاریخ روابط ایران با همسایه شمالی می تواند در هوشیاری ایرانیان جهت حفظ و حراست از تمامیت ارضی ایران در خشکی و دریا روشنگر و هشدار دهنده باشد. انکار نمی توان کردکه هر گونه ساده انگاری در این موضوع تهدید جدی منافع ملی و تمامیت ارضی ایران زمین را به دنبال خواهد داشت.
دراین نوشتار به مروری از تاريخ درياي مازندران و چگونگی از دست رفتن سرزمین های ایران شمالی ،شامل قفقاز و نیز ساحل شرقی دریا(که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده )می پردازیم و مدارکی که نشان مي دهد ايران همواره يکي از دو مالک دريا بوده و حق سهم 50 درصدي ايران، نه یک رویا بلکه واقعیتی عینی داشته و دارد را مرور می کنیم.
دریای مازندران یا دریای خزر؟
به دلایل مختلف تاریخی برای دریای شمال ایران که تا کمتر از 200سال پیش کرانه های شرقی،غربی و جنوبی آن در اختیار ایران بود نام های گوناگونی ذکر شده است که مهم ترین آن ها عبارتند از:
1-دریای کاسپین: این نام در بسیاری از زبانهای جهان برای اشاره به این دریاچه بهکار میرود. کاسپین خود از نام قوم آریایی کاسپی (یا کاسّی) گرفته شدهاست که ابتدا در کرانههای غربی تا جنوب غربی آن ساکن بودهاند و به تدریج تا کرانههای جنوبی آمدند. پژوهش های جدیدی که درباره ژنتیک مردمان ساکن جنوب این دریا شده، گواهی بر این ادعاست که مردمان گیلک زبان (که جوامع مردمشناسی در جهان ایشان را در انگلیسی به نام کاسپین میشناسند) از نوادگان همین اقوام بوده اند.
کاسها که به نوعی مادر-قوم مردمان جنوبی و غربی این دریا محسوب میشوند، خود به دو دستهٔ کاسسیها و کاسپیها تقسیم میشدند. «سی» در زبان گیلکی به معنی صخره (مثال: در سیپورد و سیبون و...) و «پی» به معنی جلگه است و به این صورت کاسهای ساکن جلگه کاسپیها نام گرفتهاند.
وجود شهری به نام دروازه کاسپین (یا دربند) در باب ورودی مملکت باستانی تبرستان (که هم اکنون در استان تهران قرار دارد) گواهی دیگر بر این ادعاست. نامهای کاشان و قزوین نیز موید این موضوع اند. در زبان گیلکی، واژههای پایان یافته با حرف /i/ با آوای /en/ جمع بسته میشوند و از این جهت، کاسهای ساکن در جلگه در زبان گیلکی به صورت کاسپیئن (käspien)تبدیل میشود. در واقع، واژهٔ کاسپین، برخلاف تصوراتی که آن را نامی انگلیسی یا صورت یونانی شدهٔ «کشوین» میدانند، نامی گیلکی میباشد.
2 -دریای مازندران یا تبرستان یا هیرکانیا: در اسنادی که در مؤسسات تاریخ شناسی روسیه است آمده، نوجین زیس در قرن دوازدهم نوشته است که ایرانیان این دریا را قرنها دریای تبرستان میخواندند، ولی چون واژه مازندران میان بومیان تبرستان جایگزین گشته، آن را دریای مازندران میخوانند ، همچنین در میان دانشمندان قرون پس از اسلام دریای مازندران به روی نقشهها ثبت میگشته، گذشته از آن نام دریای تبرستان به دلیل مجاورت دولت تبرستان به آن بودهاست، از طرفی هیرکانیا که در منابع یونانی و لاتین (Hyrcania Maro) آمده (منبع: هرودوت)، و نامهای جرجان، ساری، خراسان، گیلان که زمانی بروی این دریا بودهاست، همگی به مناطقی از تبرستان باستانی (که مازندران امروزی باقیمانده آن است) برمی گردد.
3-دریای کشوین (قزوین): بنا بر دیدگاه برخی قزوین و کاسپیَن به ترتیب عربیشده و یونانیشدهٔ نام باستانی آن کشوین میباشد. این نام امروزه از سوی کشورهای عربی به شکل بحر القزوین استفاده میشود. در زبان اردو نیز این دریا به نام بحیره قزوین خوانده میشود.
علاوه بر این سه نام اصلی در تاریخ،نام های دیگری نیز به طور مقطعی در کوتاه مدت به کار گرفته شده است که عبارتند از:
دریای باکو که در قرون وسطا توسط بعضی اروپاییان به کار می رفته است، دریای گرگان، دریای آبسکون، دریای تپورستان (تبرستان)، دریای ساری، فراخکرت، دریای ديلم يا ديلمستان، دریای گیلان و دریای خزر
بنابراین نام رسمی و متداول تاریخی و بین المللی این دریا کاسپین بوده که قرن ها با نام دریای مازندران برای ایرانیان و دریای قزوین برای عرب ها شناخته شده است، نام هایی که همه بر ایرانی بودن این دریا دلالت دارند.
دلایل غیرمنطقی بودن کاربرد نام دریای خزر
پرسش مهمی که ذهن هر ایرانی را به خود معطوف می کند این است که چرا تنها ایرانیان در دنیا باید از نام خزر برای دریای شمال ایران استفاده نمایند و اساساآیاخزرها ایرانی بوده اند؟و اگر نه دلیل اصرار بر کاربرد این نام برای دریای شمال ایران توسط ایرانیان چیست؟
پاسخ این پرسش در متون تاریخی قابل دستیابی است:
خزرها مردمی غیر ایرانی، بیابان گرد ،نیمه وحشی و بت پرست از صحرا های آسیای مرکزی بودند که در آغاز به طور مقطعی شهر های ساحلی ایران در دریا را از جمله بادکوبه (باکو) مورد حمله و قتل و غارت قرار می دادند بنای استحکامات بزرگی چون شهر در بند یا (باب الابواب) در شمال قفقاز در عهد ساسانیان ، که برای جلوگیری از حملات خزران صورت گرفت، هنوز پا برجاست.
پس از کوچ از صحراها به ساحل شمالی دریای مازندران،خزرها در سدههای آغازین پس از اسلام (سده هفتم میلادی) در شمال دریای مازندران و جنوب روسیه و بخشهایی از اوکراین کنونی و شمال قفقاز امپراتوریای را پایه گذاردند. آن ها همسایهٔ خلیفهگری اسلامی و پادشاهی روم بودند. طبقه حاکم آنان پس از مدتی از میان سه دین اسلام ،مسیحیت و یهودیت ،دین یهود را برگزیدند تا خود را از دید عقیدتی در برابر حملات اسلام و بیزانس مسیحی مدافعه کنند.
خاقانات خزرها از اتحاد قبایل گوناگون تشکیل شده بود و در اوج قدرت خود (سده نهم میلادی) شامل غرب قزاقستان کنونی، جنوب روسیه، شرق اوکراین و بخش بزرگی از قفقاز (شامل داغستان، آذربایجان و گرجستان و غیره) و شبه جزیره کریمه میشد. خزرها در اکثر موارد متحد امپراتوری بیزانس بر علیه شاهنشاهی ساسانی بوده اند. بر اساس نظر برخی مورخان، آنها بوده اند که به دلیل ایستادگی در برابر حملات اعراب مانع یورش اعراب به اروپای شرقی شده اند.
یهودیهای اشکنازی روس خزرها را نیاکان خود میدانند ولی از دید گروهی از ژنشناسان هرچند یهودیان اشکنازی ژنهای بسیاری از اروپای شرقی گرفته اند، پذیرش اینکه آنها عمدتاً از خزرها هستند بعید است.
در سده دهم میلاد این امپراتوری به دست اسلاوهای شرقی (روسهای کیف) به نابودی گراییدو در طول 1100 سال تا به امروز که ما ایرانیان از نام این قوم غیر ایرانی برای دریای شمال ایران استفاده می کنیم هیچ حضوری در عرصه تاریخ منطقه نداشته اند.
رواج امروزی دریای خزر به طور کلی به پس از اشغالگری روسها در دوره قاجاریه و کوتاه سازی دست ایرانیان از این دریا برمی گردد. (منبع: کتابخانه دیجیتالی دید)که متاسفانه در چند سال اخیر مجددا شاهد رواج کاربرد این نام غیر متعارف هستیم.

پيشينه حضور ايران و روسيه در درياي کاسپین
از متون تاریخی بر می آید که از حدود دو هزار و پانصد سال گذشته تاکنون ايران همواره رابطه تنگاتنگي با این دريا داشته است. سواحل درياي مازندران همواره مسکن اقوام مختلف ايراني بوده که به ويژه در کرانه هاي شرقي، غربي و جنوبي اين دريا زندگي مي کرده اند. در مقاطع مختلف تاريخي کاسپي ها، تپورها، گيل ها، آماردها، هيرکاني ها و خزرها در اطراف دريا سکنی گزيده اند که به تبع آن نام هايي که در طول تاريخ به آن اطلاق شده است، مانند درياي مازندران، گيلان، طبرستان، هيرکاني، رشت، خراسان، قزوين، خوارزم و کاسپين به دليل ارتباط موثر و مستمري بوده که اين اقوام با اين پهنه آبي داشته اند.
تاريخ طولاني درياي کاسپین نشان دهنده اين واقعيت است که بعد از تثبيت حاکميت دولت هاي ايران و روسيه در امتداد سواحل اين درياچه، هميشه اين دو کشور مشترکاً صاحب حق بوده اند.
روس ها براي نخستين بار در طول سال هاي 908 تا 912 ميلادي به سواحل ايراني اين دريا تاختند و تجاوز آنها در سال هاي 943 و 944 ميلادي با حمله به بردعه (منطقه قره باغ امروزي) ادامه يافت. اوضاع درياي مازندران از اواسط سده پانزدهم ميلادي با فتح قسطنطنيه (استانبول امروزي) و در اوايل سده شانزدهم با برقراري سلطنت تزارها در روسيه به تدريج دگرگون شد و استيلابر اين دريا سرلوحه سياست هاي روسيه استعمارگر قرار گرفت.
با برقراري سلطنت خاندان رومانوف و قدرت يافتن پطرکبير، سياست روسيه در تجاوز به کشورهاي همسايه و آب هاي مرزي گسترش بيشتري يافت.
برنامه راهبردی تجاوز روس ها به جنوباین کشور بر اساس وصيت نامه منسوب به پطر بود که در سال 1610 ميلادي تنظيم شده و رئوس اهداف بلند مدت روسیه تزاری در توسعه ارضی را با تصرف تدریجی سرزمین های ایران و نزدیکی گام به گام به آب های گرم خلیج فارس مشخص می کرد.
بر این اساس در سال 1623 ميلادي تهاجم دوره يي به قلمروهاي مرز خاکي و آبي ايران در اران وشروان و گرجستان(در قفقاز) ونیز خیوه وخوارزم(درورارود یا ماوراءالنهر)آغاز شد. روس ها در اين تهاجم ها همواره با توسل به تنش هاي مرزي و با سوءاستفاده از اختلافات داخلي در ايران، طي جنگ هاي مختلف بخش هاي عمده يي از خاک ايران را جدا کردند.
نخستین قرارداد ایران و روسیه(1732 میلادی)
قديمي ترين قراردادي که بين ايران و روسيه منعقد شده و به مسائل درياي مازندران اشاره دارد، مربوط به 1732 ميلادي است که مقرر مي کند: «چنانچه کشتي تجاري متعلق به اتباع روسيه در درياي مازندران آسيب ديده و بيم آن مي رود که خساراتي به اموال آن وارد شود، از دولت ايران انتظار مي رود امکانات خود را به کار گيرد تا اموال مورد دستبرد قرار نگيرد و در حد امکان براي نجات کشتي کمک کند.» از طرف ديگر در اين قرارداد از ايران خواسته شده است که اجازه توقف کشتي هاي تجاري روسي در بنادر خود را جهت تخليه کالاو بارگيري قائل شود. این قرارداد گویای استیلا و هژمونی آن روز نیروی دریایی ایران در دریای کاسپین است که روس ها را ناگزیر از استمداد از ایران کرده است.
گلستان و ترکمانچای آغازاز دست رفتن سرزمین های چهار سوی ایران
کشته شدن آقا محمد خان نخستین و تنها پادشاه مقتدر قاجار آغازی بود بر آشفتگی های داخل کشور که در پی آن سلطنت فتحعلی شاه، پادشاه بی کفایت قاجار، تسلط بیگانگان و از دست رفتن بسیاری از سرزمین های ایرانی شرق،غرب،شمال و جنوب ایران زمین را در پی داشت به گونه ای که تا پایان دوره قاجار وسعت سرزمین کهن ایران زمین به یک سوم مساحت واقعی آن کاهش یافت.پس از برپایی دو جنگ خانمانسوز و نابرابر ،دو قرارداد شوم گلستان ( در 29 شوال 1228 ه.ق. / 12 اکتبر 1813 م. ) و ترکمانچای ( پنجم شعبان 1243 ه.ق. / 22 فوریه 1828 م. ) به ایران تحمیل شد که بخش عمده ای از سرزمین های ایرانی در ناحیه قفقاز از پیکره حکومتی ایران زمین جدا شد و به اشغال روس ها در آمد.
جنگ های روس با ایران در هفتمین سال سلطنت فتحعلی شاه ( 1228 – 1218 ه.ق. / 1813 – 1804 م. ) آغاز شد و بر اساس معاهده گلستان که در سال) ۱۸۱۳ (میلادی بین ایران و روسیه در قریه گلستان از محال قره باغ منعقد شد مناطق بسیاری از ایران به اشغال روس ها در آمد.
از جمله مناطقی که از ایران جدا شدند عبارتند از:
قره باغ، گنجه، خانات شکی، شیروان، قوبا شماخی، دربند، باکو، هر جا از ولایات مغان و تالش را که بالفعل در تصرف روسیه بود. داغستان، گرجستان

در جنگ های دوم ایران وروسیه که به دنبال اعتراض روحانیان شیعه و مردم استقلال خواه ایرانی علیه روسها به وقوع پیوست ( 1243 – 1241 ه.ق. / 1828 – 1826 م. ) پس از شکست دوباره ایران و تحمیل معاهده دیگری در شانزده فصل و یک قرارداد الحاقی در سه فصل عهدنامه ترکمانچای در ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ منعقد گردید.
این عهدنامه درزمان فتحعلی شاه قاجار با میانجیگری دولت انگلستان منعقد شد و به موجب آن ولایات ایروان و نخجوان نیز به روسیه واگذارشد و حق کشتیرانی در دریای مازندران مجدداً به کشتیهای روسی واگذارشدو اتباع روسی براساس عهدنامه ترکمانچای از حق کاپیتولاسیون در ایران برخوردار شدند.
طی این قرارداد قلمروهای باقی مانده ایران از معاهده گلستان در قفقاز شامل خانات ایروان، مناطق تالش و اردوباد و بخشی از مغان و شروان به روسیه واگذار شد. ایران حق کشتیرانی در دریای مازندران را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور طلا به روسیه شد.
علاوه بر امضای معاهده ترکمانچای زیر فشار روسها یک عهد نامه تجاری نیز با آنان به امضا رسید که تمام بازار ایران را بدون هیچ مانعی در اختیار روسها قرار میداد.
در اين قرارداد استيلاي چند هزار ساله ايرانيان بر دريا ی مازندران لغو و ايران از حق کشتيراني در اين دريا محروم شد. این وضعيت تا وقوع انقلاب اکتبر 1917 و پيروزي کمونيست ها بر خاندان «تزار» ادامه داشت.
در ادامه دوران قاجار با مرگ محمد شاه و به سلطنت رسیدن ناصر الدین شاه ایران همچنان با تهدید های متعدد مرزیرو به رو بود. مانند جنگ آق دربند سرخس ( 1271 ه.ق. ) و تصرف آشوراده ( 1256 ه.ق. ) و بعد منطقه فیروزه(همگی در شمال شرقی ایران) توسط روس ها ، حملاتی چند از جانب عثمانیان و قصد تصرف خرمشهر ، تصرف خارک یا جنگ بوشهر ( 1273 ه.ق. )، معاهده پاریس و جدایی شهر تاریخی و همیشه ایرانی هرات( 1273 ه.ق. / 1857 م. ) و افغانستان و دست اندازی های دیگر ، که در پی آن ایران شرقی هم از دست رفت.
پیمان آخال(1881 میلادی) که به جدایی شرق دریای مازندران از ایران انجامید
متاسفانه بسیاری از ایرانیان حتی با نام این پیمان ننگین نیز آشنا نیستندو کمتر در باره آن سخن گفته می شود. پیمانی که جدایی کرانه های شرقی دریای مازندران و سرزمین های گسترده ای از جمله (مرو) و شهر باستانی (نسا)(پایتخت باستانی اشکانیان ) و کل کشورترکمنستان فعلی را از ایران موجب شد.
روسها که تسخیر ورارود ایران زمین را هدف قرار داده بودند ، در سال 1290 ه.ق. ( 1873 م. ) خیوه را توسط کافمان ( Kaufman ) تسخیر کردند . همچنین با سرکوبی ترکمن های یموت در سال 1295 ه.ق. ( 1878 م. ) توسط سرتیب لازارف ( Lazarov ) و جنگ دیگر با همان قوم در سال 1297 ه.ق. ( 1880 م. ) توسط ژنرال اسکوبلف ( Skobelev ) و سرانجام ، با قتل عام اقوام ترکمن ( با گسیل قشون روس توسط راه آهن به گوگ تپه ) در سرتاسر شمال شرقی ایران هم همان وضع مشابه با قفقاز پیش آمد ، یعنی قرارداد دیگری به سان ترکمانچای ، در 29 محرم سال 1299 ه.ق. ( 9 دسامبر 1881 م. ) بر دولت ناتوان ایران تحمیل گردید .
این پیمان میان امپراتوری روسیه و ناصرالدین شاه قاجار در ۲۱ سپتامبر ۱۸۸۱ ( ۱۲۹۹ه.ق/۱۲۶۰ه.ش) برای تعیین مرزهای دو کشور در مناطق ترکمن نشین شرق دریای مازندران بسته شد و به اشغال خوارزم به دست روسیه تزاری رسمیت بخشید. پس از این که امپراتوری روسیه اشغال کامل خاک ایران در بخش شمالی فلات ایران را در پیش گرفت. نیروهای فرماندهان میخائیل اسکوبلف ، ایوان لازارف و کنستانتین کافمن، پس از حملات گسترده، مناطق وسیعی از ورارود (آسیای میانه امروزی)و شرق دریای مازندران که تا آن گاه بخش های وسیعی از ایران بزرگ را تشکیل می دادند به اشغال خود در آوردند.و پادشاهضد ایرانی قاجار ناصرالدین شاه قاجار بی خیال از موضوع، تنها وزیر خارجه اش میرزا سعید خان معتمن الملک را به دیدار ایوان زینوویف فرستاد تا پیمانی را در تهران امضاء کنند.
با سرنهادن به این پیمان، دولت ایران از خاک خود در سرتاسر آسیای میانه : ترکستان و ورارود و شرق دریای مازندران چشم پوشی کرد و رود اترک را به عنوان مرز نوین، از قاجار به ارث برد. زان پس مرو ، سرخس ، عشق آباد و دورادور آن ها زیر فرمان الکساندر کومارف در آمدو جرئی از روسیه تزاری گشت که بعد ها به جمهوری ترکمنستان نام گذاری شد.
روس ها فقط به برپایی جنگ علیه ایران و تحمیل این سه قرارداد شوم و ظالمانه اکتفا نکردند ، بلکه به دفعات در تهدید مرزهای جدید زیاده طلبی نیز نشان دادند و چندین مرتبه نیز ، در این امر اختلافاتی را موجب شدند که از میان ، می توان به این پروتکل سال 1245 ه.ق. ( 1829 م. ) در ارتباط با مرزبندیهای جدید و تغییر اساسی اشاره کرد که با تحمیل پروتکل سال 1314 ه.ق. ( 1896 م. ) ، تغییر مجدد در رساندن مرز به محل التقای قراسو و ارس به نفع کشور ترکیه صورت گرفت .
اهدای منطقه مرزی فیروزه از سوی ناصرالدین شاه به امپراتور روسیه!!
پس از اشغال و جدا سازی مناطق شمال شرقی ایران، دولت روسیه در مورد تصاحب مناطق فیروزه و حصار دولت ضعیف ایران را تحت فشار قرار داد که سرانجام به امضای قرارداد جدیدی با امضای میرزا علی اصغرخان امین السلطان ( صدر اعظم ایران ) وپوتزف ( Potzev ) ( وزیر مختار روسیه ) در 23 ذیقعده سال 1310 ه.ق. ( 27 مه 1893 م. ) ، منجر شد که بر اساس فصول سه گانه اول قرارداد ، " اعلیحضرت شاهنشاه ایران ( ناصرالدین شاه ) ، از طرف خود و از طرف وارث خود منطقه فیروزه را کلا" به اعلیحضرت امپراتور کل ممالک روسیه واگذار کرده و در منطقه حصار نیز ، دگرگونی هایی را به سود روسیه پدید آوردند ."((؟؟!!))
قرارداد 1921 ایران و شوروی
پس از پیروزی بلشویک ها در انقلاب کمونیستی 1917 آنان براي حفظ و اشاعه انقلاب کمونيستي خود دست به اقداماتي سياسي زدند تا اعتماد کشور های همسایه را به خود جلب نمایند.
از جمله این اقدامات مي توان به عهدنامه مودت و دوستي 1921 با ايران اشاره کرد. پس از این که دولت ایران تصمیم گرفت که با همسایه شمالی خود به مذاکره بپردازد، بر این اساس یک هیأت ایرانی به مسکو رفت و سرانجام مذاکرات مربوط به مسائل ارضی، مالی، اقتصادی، نظامی و سیاسی بین ایران و شوروی به نتیجه رسید و به قرارداد ژانویه ۱۹۲۱منجر شد.
این قرارداد معاهده ترکمانچاي را ملغي و از درجه اعتبار ساقط شده اعلان کرد و جزيره آشوراده و ساير جزاير مجاور استرآباد که در اشغال روس ها بود و قصبه فيروزه می بایست به ایران باز می گشت ( که متاسفانه تا امروز بعد از گذشت 88 سال هنوز بازگشت فیروزه عملی نشده است؟؟!!)و ايران حق بحر پيماني آزاد در درياي کاسپین را پيدا کرد.
اين قرارداد در واقع حق از دست رفته ايران را در درياي مازندران بازگرداند و استفاده مشاع و مشترك بين دو كشور را مورد نظر قرار داد. در اين معاهده بدون اين كه درياي کاسپین به مناطق تحت حاكميت ملي تقسيم شود آزادي كشتيراني براي هر دو كشور در پهنه دريا به رسميت شناخته شد و حاكميت مشترك و حق تصميم گيري مشترك دو كشور ساحلي نسبت به سرنوشت درياي خزر واقعيت پيدا كرد. با توجه به اهمیت محتوای حقوقی قرارداد1921 در تامین منافع ملی و تمامیت ارضی ایران در زیر بخش هایی از آن را مرور می کنیم.
گزیده قرارداد به تاریخ هشتم حوت ۱۲۹۹ هجری مطابق ۲۶ فوریه۱۹۲۱ میلادی
چون دولت ایران از یکطرف و دولت جمهوری اتحادی اشتراکی شوروی روسیه از طرف دیگر نهایت درجه مایل بودند که روابط محکم و حسنه همجواری و برادری در آتیه مابین ملتین ایران و روس برقرار باشد لهذا مصمم شدند که داخل مذاکره در این باب شده و برای این مقصود اشخاص ذیل را وکلای مختار خود نمودند:
از طرف دولت ایران: علیقلی خان مشاورالممالک
از طرف دولت جمهوری اتحادی اشتراکی شوروی روسیه: که ارکی واسیلیویچ چیچرین و لومیخائیلویچ کاراخان وکلای مختار پس از ارائه اعتبارنامههای خود که موافق قاعده و ترتیبات مقتضیه بوده در آنچه ذیلا ذکر میشود توافق نظر حاصل نمودند.
• فصل اول
دولت شوروی روسیه مطابق بیانیههای خود راجع به مبانی سیاست روسیه نسبت به ملت ایران مندرجه در مراسلات ۱۴ یانوار ۱۹۱۸ و ۲۶ ایون ۱۹۱۹ یک مرتبه دیگر رسما اعلان مینماید که از سیاست جابرانه که دولتهای مستعمراتی روسیه که به اراده کارگران و دهاقین این مملکت سرنگون شدند نسبت به ایران تعقیب مینمودند قطعا صرف نظر مینماید. نظر به آنچه گفته شد و با اشتیاق به این که ملت ایران مستقل و سعادتمند شده و بتوانند آزادانه در دارایی خود تصرفات لازمه را بنماید دولت شوروی روسیه تمام معاهدات و مقاولات و قراردادها را که دولت تزاری روسیه با ایران منعقد نموده و حقوق ملت ایران را تضییع مینمود ملغی و از درجه اعتبار ساقط شده اعلان مینماید.
• فصل سوم
دولتین معظمتین متعاهدتین رضایت میدهند که سرحد مابین ایران و روسیه را مطابق تعیین کمیسیون سرحدی ۱۸۸۱ تصدیق و رعایت نمایند؛ ضمنا به واسطه عدم میلی که دولت شوروی روسیه از استفاده از ثمره سیاست غاصبانه دولت تزاری سابق روسیه دارد از انتفاع از جزائر آشوراده و جزائر دیگری که در سواحل ولایت استرآباد ایران واقع میباشند، صرف نظر کرده و همچنین قریه فیروزه را با اراضی مجاوره آن که مطابق قرارداد ۲۸ مای ۱۸۹۳ از طرف ایران به روسیه انتقال داده شدهاست به ایران مسترد میدارد. دولت ایران از طرف خود رضایت میدهد که شهر سرخس معروف به سرخس روس یا سرخس کهنه با اراضی مجاور آن که منتهی به رودخانه سرخس میشود در تصرف روسیه باقی بماند. طرفین معظمین متعاهدین با حقوق مساوی از رودخانه اترک و سایر رودخانهها و آبهای سرحدی بهره مند خواهند شد و ضمناً برای تنظیم قطعی مساله انتفاع از آبهای سرحدی و برای حل کلیه مسایل متنازع فیهای سرحدی و اراضی یک کمیسیون مرکب از نمایندگان ایران و روسیه معین خواهد شد.
{{{{{{{{{ توضیح: فیروزه منطقهای ییلاقی در شمال کوه کپهداغ در ۱۲ کیلومتری مرز ایران در کشور ترکمنستان است. در مقایسه با مناطق اطراف آب و هوای معتدلی دارد و از دیرباز پذیرای بزرگان منطقه بودهاست. این روستا تا اواخر سده ۱۹ (میلادی) در اختیار ایران بود و بیشتر باشندگان آن کردهای کرمانجی بودند.
در پی مبادله ارضی ایران و روسیه در ۱۸۹۳ ایران متعهد شد فیروزه را تخلیه کرده و به روسیه واگذار کند. طی پیماننامه دوستی ایران و شوروی در سال ۱۹۲۱، آن کشور قول بازگشت این منطقه به ایران را داد. اما، این مهم تاکنون عملی نشد.
فیروزه از پایتخت ترکمنستان، عشقآباد، نزدیک به ۴۰ کیومتر فاصله دارد. در زمان شوروی ویلاهای ییلاقی بسیاری برای سران حزب کمونیست در این منطقه ساخته شد. امروز هم فیروزه محلی برای گذران تعطیلات آخر هفته و تابستانی شهرنشینانو مقامات ترکمنستاناست.}}}}}}}}}}
• فصل نهم
دولت شوروی روسیه نظر به اعلان نفی سیاست مستعمراتی سرمایه داری که باعث بدبختیها و خون ریزیهای بیشمار بوده و میباشند از انتفاع از کارهای اقتصادی روسیه تزاری که قصد از آنها اسارت اقتصادی ایران بوده صرف نظر مینماید. بنابراین دولت شوروی روسیه تمام نقدینه و اشیاء قیمتی و کلیه مطالبات و بدهی بانک استقراضی ایران را و همچنین کلیه دارایی منقول و غیرمنقول بانک مزبور را در خاک ایران به ملکیت کامل ایران واگذار مینماید. توضیح آنکه در شهرهایی که مقرر است قونسولگریهای روسیه تاسیس شوند و در آنجاها خانههای متعلقه به بانک استقراضی ایران وجود داشته و مطابق همین فصل منتقل به دولت ایران میشود دولت ایران رضایت میدهد که یکی از خانهها را مجانا برای استفاده مطابق انتخاب دولت شوروی روسیه برای محل قونسولگری روسیه واگذار نماید.
• فصل یازدهم
نظر به اینکه مطابق اصول بیان شده در فصل هشتم این عهدنامه منعقده در دهم فورال ۱۸۲۸ مابین ایران و روسیه در ترکمان چای نیز که فصل هشتم آن حق داشتن بحریه(نیروی دریایی) را در بحر خزر از ایران سلب نموده بود از درجه اعتبار ساقط است لهذا طرفین معظمتین متعاهدتین رضایت میدهند که از زمان امضاء این معاهده هر دو بالسویه حق کشتی رانی آزاد در زیر بیرقهای خود در بحر خزر داشته باشند.
• فصل دوازدهم
دولت شوروی روسیه پس از آنکه رسما از استفاده از فواید اقتصادی که مبتنی بر تفوق نظامی بوده صرف نظر نمود اعلان مینماید که علاوه بر آنچه در فصول نه و ده ذکر شد سایر امتیازات نیز که دولت سابق تزاری عنقا برای خود و اتباع خود از دولت ایران گرفته بود از درجه اعتبار ساقط میباشند. دولت شوروی روسیه از زمان امضاء این عهدنامه تمام امتیازات مذکوره را اعم از آنکه به موقع اجرا گذارده شده باشند و تمام اراضی را که به واسطه آن امتیازات تحصیل شدهاند به دولت ایران که نماینده ملت ایران است واگذار مینماید. از اراضی و مایملکی که در ایران متعلق به دولت تزاری سابق بوده محوطه سفارت روس در طهران و در زرگنده با تمام ابنیه و اثاثیه موجوده در آنها و همچنین محوطهها و ابنیه و اثاثیه جنرال قونسولگریها و قونسول گریها و ویس قونسول گریهای سابق روسیه در ایران در تصرف روسیه باقی بماند. توضیح آنکه دولت شوروی روسیه از حق اداره کردن قریه زرگنده که متعلق بده دولت سابق تزاری بود صرف نظر مینماید.
• فصل سیزدهم
دولت ایران از طرف خود وعده میدهد که امتیازات و مایملکی که را که مطابق این عهدنامه به ایران مسترد شدهاست به تصرف و اختیار و یا استفاده هیچ دولت ثالث و اتباع دولت ثالثی واگذار ننموده و تمام حقوق مذکوره را برای رفاه ملت ایران محفوظ بدارد.
همان گونه که مشاهده می شود، اين قرارداد در واقع حق از دست رفته ايران را در دريای مازندران بازگرداند و استفاده مشاع ،مشترک و به طور مساوی بين دو کشور را مدنظر قرار داد. در اين معاهده بدون اينکه درياي مازندران به مناطق تحت حاکميت ملي تقسيم شود، آزادي کشتيراني براي هر دو کشور در پهنه درياي مازندران به رسميت شناخته شد و حاکميت مشترک و حق تصميم گيري مشترک دو کشور ساحلي نسبت به سرنوشت دريا ، واقعيت پيدا کرد.
موافقتنامه 1927 ایران و شوروی
موافقتنامه 1927 ميان دو کشور ساحلي درباره ماهيگيري و معاهدات 1931 و 1935 در رابطه با تجارت کشتيراني و ماهيگيري در درياي مازندران است. در همين معاهدات، ايران و اتحاد شوروي سوسياليستي اعلام مي کنند که درياي مازندران يک فضاي آبي متعلق به دولت هاي ساحلي آن (ايران و اتحاد شوروي) است و به روي کشورهاي ثالث بسته خواهد بود.
موافقتنامه 1940 ایران و شوروی
از مهمترين قراردادهاي مربوط به اين بحث، قرارداد بازرگاني ايران و شوروي در 25 مارس 1940 است که بر برابري حاکميت و اصل تساوي حقوق دو کشور (یعنی 50درصد همه گونه حق قانونی ) تاکيد دارد و حتي در اين معاهده از درياي مازندران به عنوان «درياي ايران و شوروي» نام برده شده است.
پایمال شدن حقوق ملی ایرانیان پس از تجزیه شوروی سابق
فروپاشي اتحاد جماهير شوروي تحولات گسترده اي را در سطوح جهاني و منطقه اي در پي داشت . يكي از اين تحولات تقسيم كشورهاي ساحلي درياي مازندران از دو كشور به پنج كشور بود كه به عنوان مساله اي چالش ساز از آن ياد مي شود; زيرا مساله تقسيم درياي مازندران و تعيين رژيم حقوقي حاكم بر آن علي رغم كوشش هاي صورت گرفته به دليل كم سابقه بودن تغيير رژيم حقوقي يك درياي بسته از تقسيم دو جانبه به تقسيم پنج جانبه و تشتت آرا ميان كشورهاي ساحلي نامشخص و مبهم باقي مانده است .
در حال حاضر نحوه تقسيم دريا تعيين مرزها تخصيص منابع چگونگي عبور لوله هاي نفت و گاز حفاظت از محيط زيست و مباحث مربوط به سرمايه گذاري هاي خارجي از جمله مهم ترين مسائل چالش بر انگيزي به شمار مي آيند كه تعيين رژيم حقوقي این دریا را از يك مساله حقوقي و منطقه اي به يك موضوع ژئو اكونوميكي و ژئوپوليتكي جهاني مبدل كرده اند
درياي کاسپین كه با وسعتي حدود 407300 كيلومتر مربع به عنوان بزرگترين درياچه كره زمين شناسايي شده است .پيش از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در سال 1991 طبق معاهدات 1921 و 1940 به صورت مساوي ميان دو كشور ايران و روسيه تقسيم شده بود و هر دو كشور بر برابري حاكميت و اصل تساوي حقوق يكديگر تاكيد كرده بودند.
ايران و اتحاد شوروي سوسياليستي در اين معاهدات اعلام كرده بودند كه درياي مازندران يك فضاي آبي متعلق به دولت هاي ساحلي آن (ايران و اتحاد شوروي ) است و به روي كشورهاي ثالث بسته خواهد بود . از اين رو تا سال 1991 درياي خزر محل مناقشه ميان تهران و مسكو نبود.
اما پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي آن بخش از سرزمين كه تحت حاكميت شوروي قرار داشت تحت حاكميت چهار كشور قرار گرفت و حاكميت دوگانه ي ايران و شوروي به حاكميت پنج گانه تبديل گرديد.
بنابراین منطق حقوقی حکم می کند 50درصد سهم شوروی سابق است که باید بین چهار کشور ،ده کشور یا هر تعداد محتمل در آینده تقسیم شود و حق ایران نمی تواند کاهش یابد.
بدين ترتيب با اضافه شدن قزاقستان آذربايجان و تركمنستان به عنوان کشور های ساحلی جدید و پيشرفت هاي علمي در زمينه بهره برداري منابع نفتي علاوه بر اين كه اين كشورها را تشويق به آغاز عمليات اكتشاف و بهره برداري كرد بازيگران فرامنطقه اي را نيز به حضور در منطقه ترغيب نمود.
فقدان يك موافقت نامه همه جانبه در مورد بهره برداري از منابع درياي خزر مشكلات ناشي از دريانوردي و كشتيراني آزاد مسايل مربوط به ماهيگيري (شيلات ) معضلات مربوط به محيط زيست و حفاظت از منابع بيولوژي درياي مازندران از جمله مواردي است كه كشورهاي ساحلي دریای مازندران را با چالش مواجه كرده است و چشم انداز آينده ي منطقه را در هاله اي از ابهام فرو برده است .
در این میان قابل ذکر است که اگر کاسپین را در زمره ي درياها به حساب آوريم آنگاه مقررات كنوانسيون ملل متحد در مورد حقوق دريا (1982 ) در خصوص این دریا نيز قابل اعمال خواهد بود.اگر چه درياي مازندران را از نظر تاريخي به دليل وسعت و بزرگي آن دريا مي نامند ولي در حقيقت در تعريف دريا نمي گنجد و عاري از ويژگي هاي دريا است . از منظر حقوق بين الملل و كنوانسيون وين در مورد حقوق درياها به درياهايي بسته گویند كه:
1 ـ كاملا توسط سرزمين دو يا چند كشور بدون راه به درياي ديگري احاطه شده باشد.
2 ـ توسط چند كشور محدود احاطه شده و به وسيله يك يا چند تنگه باريك به ساير درياها متصل باشد و رژيم حقوقي آن بر اساس معاهدات بين المللي تنظيم شده باشد.
3 ـ نوع سوم مانند درياي نوع دوم است اما بدون يك رژيم حقوقي قراردادي بر اساس معاهدات بين المللي.
درياي مازندران را بند يك اين قوانين شامل مي شود و علاوه بر اينكه به آبهاي آزاد جهان مرتبط نيست اگر چه تنها از طريق كانالها و راه هاي آبي در قلمرو فدراسيون روسيه قابل دسترسي است از اين جهت كه به طور انحصاري متعلق به دول ساحلي است و هيچگونه حق دسترسي براي ديگر دولتها وجود ندارد دريا محسوب نمي شود و درياچه قلمداد مي گردد.
بنابراين ادعاي پاره اي از دولتهاي ساحلي (قزاقستان روسيه و آذربايجان ) مبني بر تعيين رژيم حقوقي درياي مازندران بر اساس كنوانسيون 1982 حقوق درياها فاقد وجاهت قانوني و حقوقي مي باشد. در اين زمينه ايـران و تركمنستـان معتقدند دریای مازندران يك درياچه بزرگ است و هرگونه اقدامي در زمينه تعيين رژيم حقوقي بايد با توافق تمام كشورهاي ساحلي صورت گيرد .
تاكنون از سوي كشورهاي ساحلي بر مبناي منافع ملي و حقوق بين الملل راهكارهايي نظير تقسيم براساس حقوق بين الملل درياها سيستم مشاع و استفاده مشترك تقسيم همزمان بستر و سطح آب به صورت مساوي تقسيم براساس مرزهاي ملي تقسيم بستر و آزادي سطح دريا و... پيشنهاد شده است; اما به سبب آن كه هر پيشنهاد در برگيرنده ي منافع يك يا چند كشور و ناديده انگاشتن منافع ديگران بوده است تا به حال توافقي در راستاي چگونگي تعيين رژيم حقوقي درياي مازندران صورت نگرفته است . در همين حال برخي از كشورها به انعقاد قراردادهاي دو و سه جانبه ميان خود پرداخته اند و مرزهاي خود را مشخص نموده اند. در شرايطي كه در کاسپین جنوبي دو چالش اصلي ميان ايران و آذربايجان از يك سو و تركمنستان و آذربايجان از سوي ديگر وجود دارد( مناقشه ايران و آذربايجان بر سر ميدان نفتي البرزایران است که آذربایجان آن را با نام آلو متعلق به خود معرفی می کند و دعواي آذربايجان با تركمنستان در مورد مالكيت بر ميدان نفت و گازي است كه آذري ها آن را كپز مي نامند و تركمن ها از آن به نام سردار ياد مي كنند. )
با توجه به اصول حقوق بين المللي تا زماني كه قرارداد تازه اي بين كشورهاي تازه تاسيس درياي کاسپین (آذربايجان قزاقستان تركمنستان ) و ايران و روسيه منعقد نشده، دو قرارداد 1921 و 1940 به قوت خود باقي و لازم الاجرا است و پايه و اساس رژيم حقوقي درياي کاسپین محسوب مي شود.
اگر چه تاكيد بر قراردادهاي 1921 و 1940 ميان ايران و شوروي تا چند سال پيش نيز از سوی روسیه رعایت می شد اما با شرايط سياسي موجود و توافقات دو و سه جانبه کشور های جدا شده از شوروی سابق با یکدیگر، توافقات پيشين که هنوز از نظر حقوقی لازم الاجرا است زیر پا گذاشته شده است.مساله ای که حقوق ملی و حاکمیتی و سهم 50درصدی ایرانیان در این دریا را به چالش کشیده و تنها به ضرر ایران تمام شده است.
از اين رو در شرايطي که سياست مسالمت جویانه ايران در درياي مازندران همواره بر پایه اشتراک مساعي و حل و فصل کليه مسائل دريا توسط کشورهاي ساحلي از طريق مسالمت آميز و با استفاده از اصل اتفاق آرا بوده است، به نظر مي رسد که کشورهاي شمالي درياي مازندران (روسيه، قزاقستان و آذربايجان) با عقد قراردادهاي دو و سه جانبه ميان خود، بدون احترام به حق تصمیم و اظهار نظر برای ایران ، مساله تعيين مرزهای دریایی و حاکمیت سرزمینی درياي مازندران در قسمت هاي شمالي را با حد اکثر سود جویی و منفعت طلبی برای کشور های خود مشخص کرده اند. این گونه است که در 14 مه 2003 (24 ارديبهشت 1382) و در اجلاس نمايندگان ويژه کشورهاي ساحلي در آلماتي قزاقستان، توافق سه جانبه يي مابين کشورهاي روسيه، قزاقستان و آذربايجان امضا شد و این کشورها موافقت خود را با تقسيم بخش هاي شمالي دریای مازندران اعلام کردند.
بر اساس اين توافقنامه روسيه 19 درصد قزاقستان 29 درصد و آذربايجان 18 درصد از سواحل درياي مازندران را به خود اختصاص داده اند و باقی سهم به ترکمنستان و کم ترین سهم از دریا که فاقد هر منبع نفت و گاز ارزشمندی است برای ایران باقی ماند .در این میان نکته جالب ،توجیه این کشور ها مبنی بر پایمال کردن حق ایران است که خط موهوم آستارا حسینقلی را که در سال1970 فقط برای تعیین مسیر عبور و مرور پروازها مورد استفاده قرار می گرفت را به عنوان مرز دریایی سهم ایران عنوان می کنند که تنها 11.3 درصد از مساحت دریا را شامل می شود!!!
اقدامات فوق در حالي صورت گرفته است كه از منظر حقوق بين الملل معاهدات 1921 و 1940 منعقده بين ايران و اتحاد جماهير شوروي بر وضعيت حقوقي درياي مازندران حاكم مي باشند زيرا از يك سو هيچ گونه سند جديدي در مورد تعين رژيم حقوقي دریای مازندران تنظيم نشده كه اسناد پيشين را بي اعتبار نمايد و از سوي ديگر كشورهاي جايگزين شوروي سابق بر مبناي كنفرانس آلماتي در 21 دسامبر 1991 متعهد شده اند كه بر اجراي تمام معاهدات شوروي سابق از جمله معاهدات 1921 و 1940 پايبند باشند; با اين حال واقعيت هاي سياسي و بهره برداري هاي اقتصادي از منابع هيدروكربني منطقه حكايت از ناديده انگاشتن معاهدات پيشين دارد.
الزام به کارگیری اصل جانشيني دولت ها دررژيم حقوقي دريای مازندران
در شرايطي که ایران از تقسیم کشور شوروی و ایجاد کشور های جدید در ساحل دریای مازندران بسیار متضرر شده است و این کشورها بی اعتنا به حقوق ملت ایران راه خود را می روند و ایران را از صحنه دور نگاه داشته اند،«اصل جانشيني دولت ها» در حقوق بین الملل پاسخ بسياري از ابهامات را مي دهد.
منظور از جانشيني دولت ها، بررسي آثار حقوقي تغيير حاکميت بر روي سرزمين است که ممکن است دو حالت به خود بگيرد. در حال اول يک دولت ممکن است بخش يا تمام سرزمين خود را از دست بدهد و در حالت دوم ممکن است به صورت جزيي از سرزمين يک يا چند دولت موجود درآيد يا به ايجاد يک يا چند دولت جديد (مانند فروپاشي اتحاد شوروي و امپراتوري عثماني) منجر شود.
در مورد معاهداتي که حقوقي را در رابطه با يک سرزمين تعيين مي کنند (معاهدات مربوط به حقوق عيني)، جانشيني حقوق و تکاليف هميشه صورت مي گيرد. اين گونه معاهدات همراه سرزمين حرکت مي کنند و تغيير حاکميت، تاثيري در وضع آنها ندارد. مواد 11 و 12 کنوانسيون وين (1978) درباره جانشيني معاهدات به صراحت اعلام مي دارد که معاهدات مرزي و معاهدات مربوط به حق ارتفاع از اين جمله اند. چنانچه سرزمين واقع در يک طرف مرز به دولت ثاني منتقل شود، دولت ثالث ملتزم به رعايت معاهده مرزي (گذشته)است.
نخستين اجلاس سران کشورهاي ساحلي درياي مازندران، به ابتکار ايران در 16 فوريه 1992 در تهران تشکيل شد تا مابين کشورهاي جديد و دولت هاي ايران و روسيه هماهنگي هاي مختلف صورت پذيرد. آن زمان خيال تهران از آينده رژيم حقوقي درياي مازندران به مراتب آسوده تر از امروز بود، چرا که هر چهار کشور قزاقستان، روسيه، آذربايجان و ترکمنستان در يک گردهمايي در آلماتي متعهد شده بودند که به قراردادهاي شوروي سابق وفادار بمانند.
برمبناي اين کنفرانس که در آلماتي قزاقستان در 21 دسامبر 1991 و در پي فروپاشي اتحاد جماهير شوروي برپا شده بود، کشورهاي جايگزين شوروي سابق متعهد شدند که تمام معاهدات شوروي سابق و از جمله معاهدات 1921 و 1940 را بپذيرند و بر اجراي آنها پايبند باشند. بر اين مبنا تمامي کشورهاي ساحلي درياي خزر، بحث جانشيني دول را مطابق با حقوق بين الملل پذيرفتند، اما توافق بر سر بهره برداري از منابع درياي مازندران سرنوشت متفاوتي يافت زيرا کشف منابع نفت و گاز در درياي خزر، چشم پوشي از درآمدهاي پيش رو را براي کشورهاي تازه استقلال يافته دشوار مي ساخت. اين کشورها که پس از استقلال با ميراث ناگوار اقتصاد کمونيستي دست و پنجه نرم مي کردند و به شدت آسيب پذير شده بودند، بهره برداري از نفت و گاز دریای کاسپین را تنها چشم انداز ترميم وضعيت اقتصادي خود ديدند.
بي شک ارتباط رژيم حقوقي درياي مازندران با مساله جانشيني دول يک ارتباط اساسي و ساختاري است، چرا که درياي مازندران تا پيش از فروپاشي شوروي سابق، تحت حاکميت مشترک ايران و شوروي بود و در عمل ميان اين دو کشور از نظر حقوقي مشکلي وجود نداشت. مطابق با موازين حقوق بين الملل عمومي، تجزيه اتحاد جماهير شوروي و افزايش تعداد اعضاي دولت هاي ساحلي درياي مازندران نيز هيچ گونه تغييري در وضعيت حقوقي اين دريا ايجاد نکرده است. در واقع جمهوري هاي استقلال يافته حوزه این دريا، جانشين اتحاد جماهير شوروي سابق هستند و بايد به مفاد معاهدات 1921 و 1940 و رژيم حقوقي درياي مازندران پايبند باشند زيرا معاهدات 1921 و 1940 در زمره معاهدات مربوط به حقوق عيني به شمار مي آيند که همراه سرزمين حرکت مي کنند و تغيير حاکميت، تاثيري در وضع آنها ندارد.
مساله جالب تر اين است که کشورهاي استقلال يافته از اتحاد جماهير شوروي در کنفرانس آلماتي تمام تعهدات رسمي و موازين حقوقي فوق را پذيرفته اند، با اين حال خود را نسبت به رژيم حقوقي موجود و معاهدات منعقد ميان ايران و شوروي متعهد نمي دانند. دليل اصلي چنين امري را بايد در منافع ملي هر يک از کشورهاي ساحلي جست، چرا که تعيين رژيم حقوقي جدید برای دریای مازندران با منافع ملي تمامي کشورهاي ساحلي پيوند ناگسستني دارد و لذا هر راه حلي در اين زمينه، صرف نظر از ابعاد حقوقي، با مسائل ژئوپولتيکي منطقه و شرايط داخلي کشورهاي نوظهور ارتباط مستقيمي دارد.
فرجام سخن
1- تمامی مرزهای گسترده ایران در دریا و خشکی در دوران معاصر همواره در حال تهدید بوده و هستند.در شمال غربی ، با تحمیل معاهده های 1813گلستان و1828 ترکمانچای ( قفقاز ) و در شمال شرقی ، با تحمیل معاهده 1881 م. (ورارود و خراسان بزرگ ) ، روسیه بر بخش های وسیعی از ایران سلطه یافت و با این که بلشویک ها به " غاصبانه " بودن سیاست دولت تزاری سابق اقرار کردند ، حتی آن بخش هایی که شوروی متعهد به بازگرداندن آن شده بود (منطقه فیروزه ) هنوز به ایران بازگردانده نشده است .
درشرق جدایی ایران شرقی شامل هرات همیشه ایرانی و افغانستان توسط دسیسه های انگلیس به انجام رسید . در جنوب، با این که خلیج فارس همواره به صورت دریای داخلی ایران به شمار می رفت هیچ گاه از آسیب استعمارگران به دور نماند که به طور نمونه می توان به توطئه جدایی بحرین توسط انگلستان اشاره کرد . مجمع الجزایری که هزاران سال بخشی از خاک ایران محسوب می شد با دخالت های مستمر انگلستان و تهدید های مکرر آن ها به سازمان های جهانی از ایران تجزیه شد و با این عمل نفوذ انگلستان و آمریکا بیش از پیش افزایش یافت و پایگاه های نظامی آنها در نخستین منبع انرژی جهان ( خلیج فارس ایران ) مستحکم و استوار گردیدنظیر همین برنامه بلند مدت حضور آمریکا را می توان در دریای مازندران نیز رد یابی کرد .بنا براین روشنگری و مرور پیوسته اتفاق های ناگوار پیشین جدایی سرزمین های ایرانی می تواند چراغی باشد برای جبران تصمیمات نادرست پیشینیان توسط میهن دوستان ایرانی در آینده.
2- بر اساس اسناد موجود و تفسیر حقوقی آن دریای مازندران طبق معاهدات 1921 و 1940 به صورت مساوي ميان دو كشور ايران و روسيه تقسيم شده و هر دو كشور بر برابري حاكميت و اصل تساوي حقوق همه جانبه يكديگر در این دریا تاكيد كرده اند.
این بدین معنا است که ایران و شوروی در تمام عرصه دریا،از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، به جز 12 مایل خط ساحلی که محدوده ماهیگیری اختصاصی هر یک از دو کشور است از حق کشتیرانی و بهره برداری مساوی بر خوردارند یعنی همه منابع بستر و زیر بستر دریا به دو کشور تعلق دارد چه نفت وگاز، چه آبزیان.
بنابراین به زعم برخی که مصرانه منکر حق 50 درصدی ایران هستند،این حق در قراردادهای 1921 و 1940 گنجانده شده ولو ایران در طول این سال ها نخواسته باشد یا نتوانسته باشد از این حقوق مسلم خود استفاده نماید .بنا براین عدم استفاده ایران از این حقوق در گذشته نمی تواند توجیهی برای عدم وجود این حقوق برای ایران تلقی شود.
3-با توجه به کاربرد نام دریای "کاسپین" برای اکثر کشورهای دنیا و "بحر القزوین" برای کشورهای عربی،کاربرد نام خزر با هیچ منطقی برای ایرانیان زیبنده نیست و بسیار به جا خواهد بود که دستگاه سیاست خارجی ایران نسبت به تغییر این نام به دریای "مازندران" یا دریای "کاسپین" اقدام نماید.
4-بر اساس اصل جانشینی دولت ها کاهش سهم ایران از یک دوم به یک پنجم بی معنا است و تقسیم کشور شوروی به چهار کشور نمی تواند حق50درصدی ایران را به یک پنجم تقلیل دهد .چرا که تغییرات جغرافیای سیاسی هر کشورتنها به خودش مربوط است. اگر به طور مثال شوروی به ده کشور ساحلی در دریایی مازندران تقسیم شود،(مثلا جمهوری داغستان در ساحل دریا از روسیه جدا شود) باید بپذیریم سهم ایران نیز یک یازدهم تقلیل یابد.
5- دور نگاه داشتن و منزوی کردن ایران از فعالیت های کلان منطقه ای از جمله تشکیل اجلاس آتی کشور های ساحلی دریای مازندران بدون حضور ایران ،پروژه های عظیم نفت و گاز منطقه دریای مازندران مثل خط لوله نوموکو و و نقش آفرینی ترکیه بدون حضور ایران در میانجیگری میان اران و شروان و ارمنستان(به رغم پیشینه تاریخی تعلق این مناطق به ایران) می تواند به عنوان بخش هایی ازسناریویی مشابه برای دسیسه چینی غاصبانه علیه حاکمیت سرزمینی ایران در آینده تلقی شود.
6- مسایل و معضلات بزرگ محیط زیستی دریای مازندران که توسط کشور های ساحلی آن به ایران تحمیل می شود متاسفانه حساسیت لازم را بر نینگیخته است. از آن جمله آلو دگی شدید نفتی دریا ناشی از بهره برداری از بیش از 1500 حلقه چاه نفتی از سوی دولت باکو است که عمدتا به ساحل نشینان ایرانی دریا ی مازندران تحمیل می شود و عبور خطوط لوله نفت و گاز از بستر دریا می تواند این مشکلات را تشدید نماید.
7- به هر روي در حال حاضر ايران که تا پيش از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي مالک 50 درصد از سطح و بستر دريا بود، هم اکنون تنها کشوري است که از منابع و ذخاير انرژي این دریا کاملا بی بهره است و اين امر مي تواند تا آينده يي طولاني سبب وارد آمدن لطمات جدي به منافع ملي ايران در درياي مازندران شود. شايسته است دست اندرکاران سیاست خارجی ايران جهت تحقق هر چه بيشتر و بهتر منافع ملي نسل های ايرانی هر چه بیشتر بکوشند تا هم بازگشت سرزمین های از دست رفته ایران از جمله ((قریه فیروزه)) که سال ها بی نتیجه مانده به انجام برسد و هم با قاطعیت تلاش نمایند سهم بر حق50 درصدي ايران از دریای مازندران بیش از این مورد تشکیک قرار نگیرد چرا که کوتاه آمدن از هر جزیی از تمامیت ارضی ایران جری تر شدن بیش از پیش دشمنان ایران را جهت تهدید و سهم خواهی بیشتر از خاک وآب ایران زمین به دنبال خواهد داشت.در پایان قاطعانه می توان گفت قراردادهای ظالمانه تحمیل شده در گذشته و عملکرد حال حاضر کشور ها گویای این است که به هیچ کشوری به عنوان دوست و متحد پایدار نمی توان نگریست چرا که تنها منافع ملی هرکشور است که پایدار بوده و غالب کشورهای دنیا جهت حفظ و به ویژه تقویت منفع ملی کشور و ملت خویش نهایت تلاش خود را به کار می گیرند.