استراتژي جديد ناتو بر ايران
نيز توجه داشته و به مرزهايي فراتر از ناتو نيز توجه نمايد، ميتواند تبعات امنيتي براي كشور در بر داشته باشد حضور نيروهاي ناتو در افغانستان (هر چند طبق برنامه قرار است تا 2014 از اين كشور خارج شوند) و بهانه آموزش نيروها بازسازي كشور و... مسائلي است كه ميتواند به حضور و نفوذ ناتو در محيط فوري امنيتي كشور عمق ببخشد. از سوي ديگر ابهام و عدم تعريف از ناامني و بحران ميتواند زمينههاي مداخله و تنگتر نمودن حلقه محدود كننده ايران را سبب شود. در اين راستا يكي از اقدامات لازم جهت جلوگيري از اين روندها، تقويت ديپلماسي لازم جهت جلوگيري از اين روندها، تقويت ديپلماسي جمهوري اسلامي خصوصا در مسائل منطقهاي است تا بدان وسيله مانع از تسري كاركردهاي ناتو به مسائل سياسي و اقتصادي شود. تقويت همكاريهاي دو و چند جانبه منطقهاي در ابعاد مختلف با همسايگان و خصوصا كشورهايي نظير عراق و افغانستان كه ناتو در آنها حضور داشته يا بهانه لازم را جهت حضور دارد، ميتواند روند مداخلهگرايي ناتو در منطقه را كندتر كند. همچنين استفاده از ديپلماسي رسانهاي و عمومي در راستاي برجستهكردن اهداف واقعي ناتو از حضور در اين مناطق ميتواند در اين راه موثر باشد.
3 – تاكيد بر مشاركت و اهداف سياسي پيمان و تعهد شركا و هم پيمانان به اهداف سياسي ناتو ميتواند كشورهاي همسايه ايران كه متمايل به غرب و آمريكا هستند را ترغيب نمايد جهت مهار جمهوري اسلامي همكاري بيشتري با مجموعه غرب و ناتو انجام دهند. از سوي ديگر ناآراميهاي اجتماعي در كشورهاي منطقه كه ميتواند در نتيجه مشكلات ساختاري اين كشورها اتفاق افتد ميتواند بر اساس ماموريتهاي جديد ناتو باعث ورود و مشاركت اين كشورها در منطقه گردد. مديريت اين بحرانها خصوصا با توجه به منابع اين كشورها زمينه نفوذ و مداخله را افزايش ميدهد. در اين بخش نيز بايد تلاش شود ناتو نتواند اهداف سياسي خود را در منطقه پيراموني كشور پيگيري نمايد و فراتر از اهداف نظامي خود عمل كند.
4 – آمريكا همواره به عنوان يكي از اهداف استراتژيك مهم خود بر امنيت انرژي تاكيد داشته است. به نظر مي رسد آمريكا خواهان كاهش هزينههاي مادي و معنوي يك جانبهگرايي خود در اين حوزه بوده و قصد دارد با ورود و درگير نمودن ناتو به اين مهم هزينههاي خود را كاهش دهد. تامين امنيت انرژي و راههاي حساس تجاري يكي از حوزههايي است كه درمنطقه خليج فارس و خاورميانه حضور نظامي ناتو را ميتواند در بر داشته باشد. اين امر مسلما داراي تبعات منفي براي كشوري است كه خواهان امنيت مبتني بر كشورهاي منطقه و بدون مداخله خارجي است.
5 – گسترش حوزه شركا و متحدان ناتو به كشورهاي مختلف و از جمله كشورهاي حوزه خليجفارس – كه در سند جديد نيز به آن اشاره شده – ميتواند عاملي براي مداخلات اين پيمان در منطقه باشد. تبادل اطلاعات و فناوري ، مشاركت در عمليات و آموزش نيروها و... زمينههاي اين مداخله را گسترده ميكند. مهمترين اقدام جهت خنثي سازي اين تحركات تقويت مناسبات ايران با اين كشورها و همكاري در ابعاد مختلف و تلاش در جهت افزايش هزينههاي حضور ناتو در اين حوزههاست.
6 – نكته اخير ولي با اهميت آنكه، ناتو در سند جديد خود اشاره به تقويت دفاع سايبري نيز دارد و تهديدات در اين حوزه را براي خود برجسته ميكند از سوي ديگر، تكنولوژيهاي جديد و دسترسي به فضا را عاملي تهديدزا تعريف ميكند. در اين راه جمهوري اسلامي ايران با توجه به برتري و توان قابل ملاحظه در مسائل و فضاي سايبر ميتواند داراي مزيت استراتژيك بوده و هم به مقابله و هم اقدام متقابل مقتضي دست بزند. افزايش حضور و قدرتنمايي در فضاي سايبر ميتواند ابتكار لازم را در اختيار كشور قرار دهد تا در ابعاد مختلف آن بتوان توان دفاعي را افزايش داد.
3 – تاكيد بر مشاركت و اهداف سياسي پيمان و تعهد شركا و هم پيمانان به اهداف سياسي ناتو ميتواند كشورهاي همسايه ايران كه متمايل به غرب و آمريكا هستند را ترغيب نمايد جهت مهار جمهوري اسلامي همكاري بيشتري با مجموعه غرب و ناتو انجام دهند. از سوي ديگر ناآراميهاي اجتماعي در كشورهاي منطقه كه ميتواند در نتيجه مشكلات ساختاري اين كشورها اتفاق افتد ميتواند بر اساس ماموريتهاي جديد ناتو باعث ورود و مشاركت اين كشورها در منطقه گردد. مديريت اين بحرانها خصوصا با توجه به منابع اين كشورها زمينه نفوذ و مداخله را افزايش ميدهد. در اين بخش نيز بايد تلاش شود ناتو نتواند اهداف سياسي خود را در منطقه پيراموني كشور پيگيري نمايد و فراتر از اهداف نظامي خود عمل كند.
4 – آمريكا همواره به عنوان يكي از اهداف استراتژيك مهم خود بر امنيت انرژي تاكيد داشته است. به نظر مي رسد آمريكا خواهان كاهش هزينههاي مادي و معنوي يك جانبهگرايي خود در اين حوزه بوده و قصد دارد با ورود و درگير نمودن ناتو به اين مهم هزينههاي خود را كاهش دهد. تامين امنيت انرژي و راههاي حساس تجاري يكي از حوزههايي است كه درمنطقه خليج فارس و خاورميانه حضور نظامي ناتو را ميتواند در بر داشته باشد. اين امر مسلما داراي تبعات منفي براي كشوري است كه خواهان امنيت مبتني بر كشورهاي منطقه و بدون مداخله خارجي است.
5 – گسترش حوزه شركا و متحدان ناتو به كشورهاي مختلف و از جمله كشورهاي حوزه خليجفارس – كه در سند جديد نيز به آن اشاره شده – ميتواند عاملي براي مداخلات اين پيمان در منطقه باشد. تبادل اطلاعات و فناوري ، مشاركت در عمليات و آموزش نيروها و... زمينههاي اين مداخله را گسترده ميكند. مهمترين اقدام جهت خنثي سازي اين تحركات تقويت مناسبات ايران با اين كشورها و همكاري در ابعاد مختلف و تلاش در جهت افزايش هزينههاي حضور ناتو در اين حوزههاست.
6 – نكته اخير ولي با اهميت آنكه، ناتو در سند جديد خود اشاره به تقويت دفاع سايبري نيز دارد و تهديدات در اين حوزه را براي خود برجسته ميكند از سوي ديگر، تكنولوژيهاي جديد و دسترسي به فضا را عاملي تهديدزا تعريف ميكند. در اين راه جمهوري اسلامي ايران با توجه به برتري و توان قابل ملاحظه در مسائل و فضاي سايبر ميتواند داراي مزيت استراتژيك بوده و هم به مقابله و هم اقدام متقابل مقتضي دست بزند. افزايش حضور و قدرتنمايي در فضاي سايبر ميتواند ابتكار لازم را در اختيار كشور قرار دهد تا در ابعاد مختلف آن بتوان توان دفاعي را افزايش داد.
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 10:43 توسط محسن موسوی
|